۱- جمهوری اسلامی در همه برههها متکی به نصرت و الطاف خفیه الهی بوده و اکنون نیز همینگونه است.
۲- نظام دارای هسته سختی از طرفداران است که بود و نبود جمهوری اسلامی برای آنها در حکم زندگی و مرگ است و اینها در هر شرایطی برای حفظ نظام جانفشانی میکنند.
۳- عنصر آگاهی سیاسی ملی که سبب شده قاطبه ملت شریف و آگاه ایران با توطئههای دشمنان همراهی نکنند. بر همین اساس، در موقعیت کنونی که کشور در معرض خطر است، همه ۹۰ میلیون ایرانی هسته سخت نظام بوده و پای کار آن هستند. مانند آنچه مردم در ۱۸ روز گذشته در خیابانها انجام دادهاند. فراموش نکنیم که اگر آمریکا موفق به سرنگونی افرادی، چون صدام شد، مهمترین دلیل آن نه حمله آمریکا، بلکه نداشتن حمایت مردمی برای صدام بود.
۴- دخالتهای خارجی همواره با وجود دو شرط موفق به کانالیزه کردن تحولات ایران شده است: چنددستگی و اختلافات داخلی و مداخله مستقیم نظامی. اکنون هم درجه همبستگی و اتحاد ملی در برابر دشمن بالاست و هم اگرچه ممکن است دشمن دست به اقدام نظامی هم بزند، اما همانند جنگ ۱۲ روزه ج. ا از توانایی و اراده کافی برای برقراری موازنه و پشیمان سازی دشمن برخوردار است. بنابراین، دشمن با اتکا به ابزار نظامی نمیتواند تحولات مطلوب خود را در ایران ایجاد کند.
۵- برخلاف برهههای پیشین در دوره معاصر، ج. ا اکنون ایران را از موقعیت انفعالی خارج کرده و به حدی از قدرت رسانده است که در برابر قدرتهای بزرگ قادر به عرض اندام و تامین منافع خود است.
۶- اپوزیسیون هم در همه ابعاد فاقد صلاحیت، مقبولیت و اعتبار لازم برای براندازی است.
۷- دخالتهای خارجی همواره در سایه اشتراک منافع قدرتهای تأثیرگذار بر تحولات ایران موفق به کانالیزه کردن تحولات ایران شده است که اکنون این اشتراک منافع نیز وجود ندارد.