صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۲۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۳۹۰۱۶۱

خشم ژیژک و بحران معنا در غرب

حمایت اولیه ژیژک از ترامپ، اکنون به حملات تندی علیه رئیس جمهور آمریکا تبدیل شده است؛ تندی تا جایی که گویی ژیژک مانده است چه واژه‌هایی برای توصیف ترامپ به کار گیرد!
پایگاه بصیرت / حمزه عالمی چراغعلی

اسلاوی ژیژک (Slavoj Žižek)، که با عنوان فیلسوف، نظریه‌پرداز فرهنگی و منتقد اجتماعی اسلوونیایی و یکی از روشنفکران مطرح چپ معاصر شناخته می‌شود، مواضع سینوسی درباره ترامپ داشته و اینها معنای مهمی در بر دارند.

حمایت اولیه ژیژک از ترامپ، اکنون به حملات تندی علیه رئیس جمهور آمریکا تبدیل شده است؛ تندی تا جایی که گویی ژیژک مانده است چه واژه‌هایی برای توصیف ترامپ به کار گیرد!

ترامپ برای ژیژک از جمله نمونه‌های مطالعاتی جالب جهت روانکاوی است. ژیژک زمانی گفته بود: "ترامپ نمی‌تواند در آمریکا فاشیسم را حاکم کند، اما پیروزی او سرآغاز یک بیداری بزرگ و حرکت‌های سیاسی جدیدی شکل خواهد گرفت".

فیلسوف اسلوونیایی در همین مصاحبه علاقه خود را جهت رأی دادن به ترامپ آشکار کرده بود. این مواضع که مربوط به دوره اول ترامپ است در دوره دوم معکوس شد و ژیژک به شدّت در مقابل ترامپ قرار گرفت.

ژیژک اقدام ترامپ در ربودن مادورو را همان استعمار کلاسیک دانست و در موضع دیگری ترامپ را استالینی‌تر از استالین توصیف کرد.

آخرین مواضع ژیژک درباره ترامپ بعد از حمله آمریکا به ایران در تابستان سال قبل، منتشر شد. فیلسوف اسلوونیایی، در این باره می‌نویسد:

هرچند ترامپ یک سیاستمدار پرسر و صدا یا بی‌ادب است، اما نشانه‌ی لحظه‌ای تاریخی است که در آن وقاحت، نمایش، تهدید و ابتذال به مرکز سیاست جهانی آمده‌اند.

به نظر ژیژک، دقیق‌ترین توصیف ترامپ این است که او «اقتدارگرا بدون اقتدار» است. یعنی قدرت دارد، می‌تواند بی‌رحمانه از آن استفاده کند و مدام قواعد رسمی و غیررسمی را زیر پا بگذارد، اما آن نوع وقار، اطمینان خاموش و مشروعیت درونی را ندارد که معمولاً با اقتدار واقعی همراه است. به همین دلیل هم مدام درگیر تصویر خودش است، به شدت به دیده شدن و ستایش شدن نیاز دارد و هر جا احساس کند تحقیر شده یا به اندازه کافی تحویل گرفته نشده، به شکلی کودکانه و انتقام‌جویانه واکنش نشان می‌دهد.

مقاله ژیژک در ادامه سیاست خارجی ترامپ را توضیح می‌دهد و معتقد است: ترامپ با اینکه خودش را بسیار نیرومند و تعیین‌کننده نشان می‌دهد، در واقع از نظر عملی محدود است و خودش هم این محدودیت را می‌داند. او بیشتر به کشور‌ها و طرف‌هایی فشار می‌آورد که ضعیف‌تر یا وابسته‌ترند، اما وقتی با مقاومت منسجم روبه‌رو شود، عقب می‌کشد یا لحنش را عوض می‌کند.

لحن تند و خشمگینانه ژیژک از ترامپ یک مسئله عادی نبوده و ربطی به رادیکال بودن مواضع چپ‌ها هم ندارد، بلکه واقعا گویای درماندگی متفکران غرب از تحلیل و توصیف پدیده‌هایی نوظهور در لیبرال سرمایه داری است.

مسئله این است که ژیژک به عنوان یک متفکر چپ، ترامپ را استالینی‌تر از استالین می‌داند، یعنی او همزمان دو ایدئولوژی اصلی غرب جدید را نفی می‌کند: مارکسیسمی که در قامت استالین عینیّت یافت و لیبرال سرمایه داری که در قامت ترامپ خود را نشان می‌دهد.

اگر گفته شود اکنون آن قطب بندی متصلّب میان این دو ایدئولوژی وجود ندارد و اساسا دوران ایدئولوژی‌ها به پایان رسیده است، باز هم نمی‌توان از بحران معنایی که مواضع تند ژیژک نشانه‌ای از آن است، چشم پوشی کرد و البته در اینکه دوران ایدئولوژی به سر آمده باید تجدیدنظر کرد.

همین فیلسوف معاصر اسلوونیایی، ترامپ را نشانه‌ای از ظهور فاشیسم لیبرال می‌داند؛ یعنی ظهور دوباره ایدئولوژی‌های قدیمی، آن هم در صورتی بی قاعده و آمیخته با تحولات پست مدرن و خیلی چیز‌های دیگر که خود این بحران معنا و معنویّت را بحرانی‌تر می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات