درباره تحولات لبنان و مذاکرات سهجانبه نمایندههای لبنان، رژیم صهیونیستی و آمریکا برخی نکات زیر گفتنی است:
در برآوردهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی این گزاره وجود نداشت که حزبالله در این سطح قدرت و توان نظامی داشته باشد و این مسئله در مواضع آنها مبنی بر قدرت حزبالله بعد از یک روند دو ساله مشهود است. در واقع این شکست اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را میتوان به مثابه یک شکست اطلاعاتی، همچون عملیات طوفان الاقصی عنوان کرد.
تصمیم صهیونیستها به مذاکره با دولت لبنان در واشنگتن، در ظاهر برای آتشبس بود، اما در عمل با هدف فشار بر حزبالله بود. دلیل اصلی صهیونیستها در نپذیرفتن شمولیت لبنان در آتشبس آمریکا و ایران به همین دلیل بود که سعی دارند هرگونه توافق با لبنان را منوط به توافقی جداگانه و خارج از آتشبس با ایران انجام دهند.
براساس همین وضعیت بود که صهیونیستها بار دیگر شروطی را براساس شرایط قبلی که مبتنی بر گزاره جنوب لبنان عاری از مقاومت است، به دولت لبنان ارائه دادند. این شروط بر مبنای اشغال جنوب لبنان، حضور در این مناطق و در نهایت خلع سلاح حزبالله استوار است.
حزبالله برحسب شرایط دو سال اخیر و حملات مداوم صهیونیستها به لبنان و جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، اقدام نظامی را علیه رژیم انجام داد و شیخ نعیم قاسم نیز عنوان داشت که وضعیت تداوم حملات به لبنان قابل قبول نبود.
صهیونیستها با برگزاری مذاکرات با لبنان با میانجیگری آمریکا به دنبال آغاز روند عادیسازی روابط با دولت لبنان هستند و این مذاکرات را پایهگذار چنین اقداماتی میدانند. این امر در سخنان ترامپ نیز مشهود بود که اعلام کرد لبنان و رژیم صهیونیستی بعد از ۳۵ سال دوباره با یکدیگر مذاکره خواهند کرد. در همین حال، صهیونیستها به دنبال حضور نظامی خود در لبنان و مناطق جنوبی هستند و این امر را از طریق فشار بر دولت لبنان دنبال میکنند که حضور خود را در مناطق جنوبی تثبیت کنند و اشغالگری خود را تحت عنوان مبارزه با حزبالله ادامه دهند. همچنین گزاره انحصار سلاح در اختیار ارتش لبنان بر پایه همین عامل است که دولت لبنان را به سمت فشار بر حزبالله برای خلع سلاح سوق دهند. در نتیجه یک مثلث فشار مبتنی بر جنگ، فشار داخلی و مذاکرات برای خلع سلاح حزبالله در نظر گرفته شده است.