بررسیهای تاریخی نشان میدهد، دشمنان دین و انسانیت همواره بر پایه «توهمات» و «خیالات باطل» حرکت کردهاند و از درک «حقیقت» هستی محروم بودهاند. خداوند در قرآن کریم، آیه ۲۹ سوره انفال میفرماید: «خداوند به مؤمنان نیروی تشخیص حق از باطل عطا میکند.» این «فرقان» مخصوص مؤمنان، همان نور الهی است که در تاریکیهای توهمات، راه درست را نشان میدهد. در مقابل در آیه۱۸ سوره لقمان به صراحت از «مختال فخور» (کسی که بر اساس خیال و توهم خود را برتر میداند) صحبت به میان آورده و آنان را نکوهش میکند. همچنین در آیه۵ سوره انبیا میفرماید، مشرکان میگفتند: «[نه، قرآن سحر نیست]بلکه خوابهایی آشفته و پریشان است، [نه]بلکه آن را به دروغ بربافته، [نه]بلکه او شاعر [خیالپردازی]است، [اگر فرستاده خداست]...»؛ یعنی توهم و خیالبافی خود را به پیامبران نسبت میدادند. توهم و تخیلهای ذهن دشمنان دین و انسانیت به دست شیطان ایجاد میشود و اوست که با توهمزایی میتواند برخی منحرفان را دور خود جمع کند و آنان را در مسیر تاریکی قرار دهد.
این وضعیت از سه جهت برای «حقطلبان» سودمند است. اولاً: متوهم بودن دشمنان موجب ضعف و سستی آنان میشود. ثانیاً: فرصتی برای شناسایی دقیق آنان فراهم میآورد. ثالثاً: میتوان از همین نقطه ضعف برای وارد کردن ضربات کوبنده استفاده کرد. مؤمنان با بهرهگیری از نور الهی که در آیه۲۹ سوره انفال وعده داده شده، میتوانند خیالات دشمنان را افشا کنند.
قرآن در آیه۱۸ سوره زمر میفرماید: «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»؛ بشارت بده به بندگانم که سخنان را میشنوند و بهترین را پیروی میکنند. این همان خاصیت مؤمنان است که حق را از باطل جدا میکنند. در مجموع، قرآن در آیه۸۱ سوره اسراء میفرماید: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ»؛ حق آمد و باطل نابود شد. وعده الهی قطعی است که سرانجام از آن پرهیزگاران خواهد بود و دشمنان که بر توهمات تکیه دارند، نابود میشوند. مؤمنان با تقوا و نور الهی میتوانند در تاریکیهای فتنهها راه را یافته و ضربات نهایی را بر پیکر باطل وارد آورند.
علامه طباطبایی در تفسیر «المیزان» ذیل این آیه بیان میدارد که فرقان همان نیروی نورانی و روشنبینی خاصی است که در پرتو آن مؤمن میتواند در میان شبهات و فتنهها، راه حق را تشخیص دهد. این بینش و بصیرت خدادادی به علم و سواد و معلومات ظاهری وابسته نیست، بلکه محصول تقوا و پرهیزکاری است و به مؤمن عطا میشد تا بتواند در تاریکیهای توهمزا و امواج فتنهٔ دشمنان، راه درست را پیدا کند.
در تفسیر «نمونه» نیز ذیل همین آیه آمده است: «فرقان به معنی نور و روشنایی و وسیله تشخیص حق از باطل است و قرآن یکی از مصادیق آن است. برخی آن را به معنای پیروزی بر دشمن و گشایش در کارها تفسیر کردهاند.» از آنجا که ظاهر آیه و سیاق آن به وضوح بر «قوه تشخیص حق از باطل» دلالت دارد، روشن میشود که این قوه فقط در پرتو تقوا نصیب انسان میشود و دقیقاً به کسانی که به دنبال حقیقت هستند، تعلق میگیرد.
در مقابل، کسانی که از پذیرش هدایت الهی سر باز میزنند و به جای تکیه بر حق بر توهمات خود مغرور میشوند، در تاریکی جهل مرکب و حیرت سرگردان میمانند. جالب آنکه دشمنان همیشه میخواهند لباس حق را بر تن کنند تا بتوانند بر حقطلبان تسلط پیدا کنند که این هم از توهمشان نشئت میگیرد. مؤمنان بنا به توصیه اهل بیت (ع) دنبال شناسایی حق هستند، نه فردی که از حق دم میزند. بنا بر این ملاک، دشمنان کمتر میتوانند آنان را فریب دهند. امیرالمؤمنین علی (ع) میفرمایند: «إنّ دینَ الله لَا یُعْرَفُ بِالرِّجَالِ بل بآیة الحق فاعْرِفِ الْحَقَ تَعْرِفْ أَهْلَهُ»؛ دین خداوند به شخصیتها شناخته نمیشود؛ بلکه به نشانه حق شناخته میشود. پس حق را بشناس تا اینکه اهل حق را بشناسی. (أمالی شیخ مفید، ص۵)
آنچه مؤمنان باید بدانند، این است که نباید تصور کنند که دشمنان خدا و انسانیت، لحظهای درست حرکت کرده و ذرهای سودمندی در وجودشان پیدا میشود. اگر کسی باور کند که آنان قدرت دارند و میتوانند بر مؤمنان مسلط شوند، در مسیر دلخواه این دشمنان متوهم قدم گذاشته است. فهم این موضوع است که به مؤمنان قدرت میدهد و به دشمنان ضعف و زبونی.