توییت تازه ترامپ نشان میدهد که طرح فشار و پروژه «آزادسازی تنگه هرمز» با شکست عملی مواجه شده است. او تلاش کرده با زدن حرفهای بزرگ و اعلام «موفقیت نظامی فوقالعاده» و «پیشرفت در توافق با ایران»، تصویر پیروزی آمریکا را ارائه دهد، اما واقعیتهای میدانی و محاسبات راهبردی ایران، عملاً این پروژه را ناکام گذاشته است.
دلایل عقبنشینی آمریکا قابل تحلیل است:
۱_ بازدارندگی عملی ایران: ایران با عملیات اخیر موشکی و پهپادی علیه زیرساختهای حیاتی، نشان داده است که هیچ تردیدی درباره توان بستن تنگه هرمز باقی نمیگذارد. تلاش آمریکا برای عبور کشتیها، پیش از مواجهه با واکنش مستقیم ایران، با ریسک بالای نظامی و اقتصادی همراه بود.
۲_ پیامدهای اقتصادی و انرژی: تهدید به آزادسازی تنگه و دخالت در مسیرهای صادرات انرژی، به سرعت منجر به افزایش قیمت نفت و نگرانی در بازارهای جهانی شد. این فشار اقتصادی، بر خلاف اهداف واشنگتن، به نفع ایران عمل کرد و دست آمریکاییها را برای ادامه پروژه بست.
۳_ عدم همراهی متحدان منطقهای: ترامپ در توییت خود به «درخواست پاکستان و سایر کشورها» اشاره کرده است. این نشان میدهد که حتی متحدان سنتی واشنگتن حاضر به حمایت عملی از پروژه «آزادسازی تنگه» نبودهاند و آمریکا در مواجهه با مقاومت متحدان و تهدید مستقیم ایران، گزینه عقبنشینی موقت را انتخاب کرده است.
۴_ دیپلماسی و فشار راهبردی ایران: تهران با گذار به دکترین «بازدارندگی فعال»، نشان داده است که هشدارهایش صرفاً تبلیغ نیست و هرگونه آزمونوخطای دشمن با پاسخی عملی و پیشدستانه مواجه خواهد شد. این واقعیت، امکان اجرای پروژه آمریکا را به حداقل رساند.
نتیجه روشن است: پروژه «آزادسازی تنگه هرمز» عملاً ناکام ماند و آمریکا مجبور به عقبنشینی موقت شد. پیام تهران واضح است؛ صبر راهبردی پایان یافته و هرگونه تلاش برای دور زدن خطوط قرمز ملی، هزینهای فراتر از انتظار دشمن خواهد داشت.