آنچه در ورای گرد و غبارها و فضای تبلیغاتی ترامپ در باب این سفر مشاهده می شود آن است که ترامپ با دستان خالی به چین رفته و با وضعیت تحقیر شده بازگشته است که در کنار تشدید وضعیت بحرانی وی در داخل، افول جهانی آمریکا را نیز بیش از پیش آشکار ساخته است. ترامپ رئیس جمهور آمریکا در سفری دو روزه به چین با مقامات ارشد این کشور از جمله شی جین پینگ رئیس جمهور دیدار کرد. پیش از این سفر گزارههای رسانهای متعددی پیرامون اهداف و خواستههای ترامپ از جمله در باب ایران، تنگه هرمز، معادلات جهانی و حتی تعرفههای و تکرار زورگوییهایی اقتصادی معمول ترامپ مطرح شده بود. پس از این سفر نیز ترامپ در گفت وگو با رسانهها و نیز در فضای مجازی برآن بوده تا دستاوردهای بزرگی بویژه در حوزه اقتصادی با بردن 30 شخصیت برتر اقتصادی به پکن برای خود به نمایش گذارد و حتی ادعاهایی منبی بر نزدیک سازی نگاه چین به اقدام علیه ایران را مطرح کرده است چنانکه او مدعی شده پکن گفته است که سلاح به ایران نمی فروشد و روابطش در اندازه خرید نفت است و آمریکا به این کشور اجازه چنین تعاملی خواهد داد. روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز مدعی شد که چین با نظامیسازی تنگه هرمز و اعمال عوارض در این مسیر مخالف است.

با این حال، این فضاسازیها چندان با واقعیتهای میدانی و مواضع رسمی چین همخوانی ندارد.سخنگوی وزارت خارجه چین در بیانیهای همزمان با پایان سفر، اعلام کرد که «این جنگ هرگز نباید آغاز میشد» و ارزیابی کرد که پایان سریع این بحران به نفع ایران، ایالات متحده، کشورهای منطقه و کل جهان است.او تأکید کرد پکن آماده است با همه طرفها برای تضمین امنیت انرژی جهانی و ثبات زنجیرههای تأمین همکاری کند. این موضع تکرار همان پیام روزهای پیش شی جینپینگ بود که راهحل بحران ایران را در گفتوگو و مذاکره دانست، نه در استفاده از زور. در گزارشهای منتشر شده از رسانههای بینالمللی از جمله الجزیره نیز آمده است که در مذاکرات ترامپ با چینیها «هیچ چیز رسمی روی کاغذ وجود ندارد که نشان دهد پکن قرار است درباره ایران وارد عمل شود.»بیانیه وزارت خارجه چین درحالی صادر شد که ترامپ تلاش داشت چین را ترغیب کند از نفوذ خود بر تهران برای بازگرداندن طرف ایرانی به میز مذاکره استفاده کند و حتی پیشنهاد مشارکت در طرح بازگشایی تنگه هرمز را داد، اما تا لحظه ترک پکن، دستاورد ملموسی در این زمینه حاصل نشد.راهبرد چین در قبال ایران به اندازهای عمیق و تثبیتشده است که حتی در جریان سفر ترامپ به پکن، موضوع تحریم نفتی ایران یا توقف خرید نفت از تهران اساساً در دستور کار مذاکرات قرار نگرفت؛ مسئلهای که نشان میدهد پکن حاضر نیست در زمین فشار حداکثری آمریکا علیه ایران بازی کند.
این رویکرد چنان است که فو کونگ - سفیر و نماینده دائم چین در سازمان ملل متحد، از پیشنویس قطعنامه پیشنهادی آمریکا و بحرین درباره تنگه هرمز انتقاد کرده و گفت محتوا و زمانبندی این پیشنویس مناسب نیست و تصویب آن کمکی به حل مسئله نخواهد کرد. ما فکر نمیکنیم محتوای این پیشنویس قطعنامه درست باشد و زمانبندی آن نیز مناسب نیست. آنچه ما به آن نیاز داریم، ترغیب هر دو طرف به ورود به مذاکرات جدی و با حسن نیت برای حلوفصل این مسئله است. بنابراین، معتقد نیستیم که صدور یک قطعنامه در این مقطع زمانی مفید باشد. اگر تصمیمگیری در این باره بر عهده چین بود - به عنوان رئیس دورهای فعلی شورای امنیتِ ۱۵ عضوی -هرگز این قطعنامه را به رأی نمیگذاشت. چینیها رسما این پیام را برای امریکا داشته اند که حاضر به کنار نهادن روابط راهبردی با ایران و روسیه نمی باشند چنانکه همزمان با سفر ترامپ به پکن، روسیه از قطعی شدن تاریخ سفر پوتین به چین خبر دادند که نشانگر ناکامی ترامپ برای تغییر موضع چین در رابطه با ایران و روسیه می باشد.
نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت واکنش ترامپ به هشدارهای رسمی چین پیرامون تایوان است. شی جین پینگ در دیدار با ترامپ نیز بر این مسئله تاکید کرد و گفت: مسئله تایوان مهمترین موضوع در روابط چین و آمریکا و اگر این مسئله به درستی مدیریت نشود، منجر به درگیری خواهد شد و کل روابط دوجانبه را در وضعیت بسیار خطرناکی قرار میدهد. چین، تایوانِ را بخشی از قلمرو خود میداند و با مداخله آمریکا از طریق تسلیح این جزیره مخالف است.در واکنشی که بیانگر کوتاه آمدت ترامپ در برابر قدرت چین است، در مسیر بازگشت در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره اینکه اگر کار به جنگ بکشد از تایوان در مقابل چین دفاع میکنید با تایید بر اینکه من تنها کسی هستم که جواب این سوال را می دانم گفت: همین سوال امروز توسط رئیسجمهور چین از من پرسیده شد. من گفتم: «من دربارهٔ این موضوع صحبت نمیکنم». خیالی بودن دستاوردهای ترامپ در این سفر چنان بود که چاک شومر رهبر اقلیت دموکراتهای سنا در پیامی تاکیدکرد که سفر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به چین هیچ دستاوردی برای مردم آمریکا نداشت و فقط یک رسوایی تمام عیار بود.
نکته مهم آنکه آنچه امروز زمینهساز تمجید چهرهای مانند ترامپ از شی جینپینگ شده، نه رویکرد تسلیمپذیر چین، بلکه اصرار این کشور بر مقابله با مداخلات خارجی و تمرکز بر ظرفیتسازی درونی است؛ از حفظ اصل «چین واحد» گرفته تا استقلال سیاست خارجی، بیاعتنایی به فشارهای بیرونی و ایجاد شبکههای جهانی خارج از چرخه یکجانبهگرایی غربی. رفتار ترامپ در پکن بار دیگر نشان داد که قدرتسازی درونی و بیرونی در عرصههای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی ـ و نه دل بستن به وعدههای خارجی ـ مسیر تبدیل شدن به قدرتی اثرگذار در نظام جهانی است. به همین دلیل، در این سفر خبری از رفتارهای تحقیرآمیز ترامپ با متحدان غربی نبود و او ناگزیر به تمجید از چین و رهبران آن شد نکته مهم آن است که ایستادگی ایران در برابر زیاده خواهی و تجاوزگری آمریکایی- صهیونی، به الگویی برای سایر کشورها مبدل شده بویژه آن پوشالی بودن قدرت نظامی ، اقتصادی و اجماع سازی جهانی آن برای همگان آشکار شده است.
آنچه امروز زمینهساز تمجید چهرهای مانند ترامپ از شی جینپینگ شده، نه رویکرد تسلیمپذیر چین، بلکه اصرار این کشور بر مقابله با مداخلات خارجی و تمرکز بر ظرفیتسازی درونی است؛ از حفظ اصل «چین واحد» گرفته تا استقلال سیاست خارجی، بیاعتنایی به فشارهای بیرونی و ایجاد شبکههای جهانی خارج از چرخه یکجانبهگرایی غربی.
اگرچه شی جینپینگ با ادبیاتی همچون «ایجاد رابطهای سازنده با ثبات راهبردی میان چین و آمریکا صرفاً یک شعار نیست» و نیز «رنسانس چین باید در کنار شعار “آمریکا را دوباره عظیم کنیم” قرار گیرد» تلاش کرد تنشها را مدیریت کند، اما رفتار پکن در جریان این سفر حامل پیامهای مهمتری بود.چین کوشید خود را نه در جایگاه بازیگری تابع، بلکه در قامت قدرتی همتراز آمریکا به نمایش بگذارد و این پیام را به جهان مخابره کند که پکن دیگر بازیگری حاشیهای نیست، بلکه یکی از ستونهای اصلی نظم آینده جهان است. پکن با استقبالی با برنامههای متنوع در عین آنکه با هشدارهای آشکار در باب خطوط قرمز همراه بود، جایگاه جهانی خود را به رخ آمریکا کشیده و گامی دیگر در راستای نظم نوین چند جانبه گرای جهانی برداشته است. آنچه در ورای گرد و غبارها و فضای تبلیغاتی ترامپ در باب این سفر مشاهده می شود آن است که ترامپ با دستان خالی به چین رفته و با وضعیت تحقیر شده بازگشته است که در کنار تشدید وضعیت بحرانی وی در داخل، افول جهانی آمریکا را نیز بیش از پیش آشکار ساخته است. رویهای که یکی از پیامدها و پس لرزههای شکست جنگ افروزی دیوانه وار ترامپ علیه ایران است که هر روز ابعاد گستردهتری پیدا میکند.