اگر به سیره سیاسیِ امیرالمؤمنین (ع) در نامه ۵۳ نهجالبلاغه دقت کنیم، تودهی مردم نه صرفاً یک مؤلفهی سیاسی، بلکه «ستونِ دین» و دژِ مستحکمِ دفاعیِ نظام در برابر تهدیداتِ خارجی شناخته میشوند. این گزاره، در ادبیاتِ دفاعیِ مدرن، به معنایِ پیوندِ عمیق میانِ «مشروعیتِ سیاسی» و «اقتدارِ بازدارنده» است. اقتدارِ راهبردی، صرفاً در انبارِ تجهیزاتِ نظامی و دفاعی خلاصه نمیشود؛ موشک هم ، یک «خروجیِ» یک ارادهی منسجم مردمی است که از دل جامعه و مردم و در پاسخ به تهدیداتِ دشمن صیقل خورده است. لبیکِ عملی به ندای رهبری و حضور در خیابان و میادین در این چارچوب، به معنای تبدیلِ ارادهی آحادِ ملت به یک سدِ نفوذناپذیر در برابرِ محاسباتِ غلطِ دشمن است.
در عصرِ جنگهای ترکیبی (Hybrid Warfare)، مفهوم «خیابان» از محدوده جغرافیای فیزیکی فراتر رفته و به عرصهای برای تقابلهای شناختی و ادراکی تبدیل شده است. امروز، میدانِ اصلیِ نبرد ، نقطهی تلاقیِ توانِ نظامی و ارادهی استوارِ ملی است؛ جایی که محاسباتِ راهبردیِ دشمن در برخورد با دیوارهی مستحکمِ انسجامِ مردمی دچار خطا میشود. با تداومِ تهاجمِ رژیم صهیونیستی به لبنان و تلاشِ این رژیم برای تغییرِ موازنهی قدرت در منطقه شامات ، ضرورتِ بازخوانیِ مفهوم «بازدارندگیِ مردمی» بهعنوان یک اصلِ اساسی در دکترینِ امنیتِ ملی بیش از هر زمانِ دیگری احساس میشود.
اگر به سیره سیاسیِ امیرالمؤمنین (ع) در نامه ۵۳ نهجالبلاغه دقت کنیم، تودهی مردم نه صرفاً یک مؤلفهی سیاسی، بلکه «ستونِ دین» و دژِ مستحکمِ دفاعیِ نظام در برابر تهدیداتِ خارجی شناخته میشوند. این گزاره، در ادبیاتِ دفاعیِ مدرن، به معنایِ پیوندِ عمیق میانِ «مشروعیتِ سیاسی» و «اقتدارِ بازدارنده» است. اقتدارِ راهبردی، صرفاً در انبارِ تجهیزاتِ نظامی و دفاعی خلاصه نمیشود؛ موشک هم ، یک «خروجیِ» یک ارادهی منسجم مردمی است که از دل جامعه و مردم و در پاسخ به تهدیداتِ دشمن صیقل خورده است. لبیکِ عملی به ندای رهبری و حضور در خیابان و میادین در این چارچوب، به معنای تبدیلِ ارادهی آحادِ ملت به یک سدِ نفوذناپذیر در برابرِ محاسباتِ غلطِ دشمن است.
بیتردید، حضور مردم در خیابان ها و میادین کنشِ جامعه در بزنگاههای تاریخی، پیامی راهبردی به اتاقِ فرمانِ دشمن در تلآویو مخابره میکند: ««هزینهی تعدی، بسیار فراتر از سودِ احتمالیِ دشمن خواهد بود » . پاسخِ موشکیِ قاطعِ ایران، نمادی از این اقتدارِ ساختاری بود که نشان داد جمهوری اسلامی در دفاع از امنیتِ منطقه و صیانت از حریمِ مقاومت، با هیچ کنشگری سرِ شوخی ندارد. در این میان، مسئلهی آموزشهای جهادی ازقبیل آموزش سلاح در میادین و خیابان ها و تقویتِ آمادگیِ رزمیِ آحادِ جامعه، مکملی برای بازدارندگیِ نظامی است که دیوارِ انزوایِ القاییِ دشمن را فرو میریزد.
در نهایت، حضور در میادین، فراتر از یک کنشِ سیاسیِ مرسوم، اعلامِ آمادگی برای یک «نبردِ تمدنی» است. در نقطهی عطفی که دشمن با جنگِ روانی سعی در ایجادِ شکست در تابآوریِ اجتماعی دارد، انسجامِ درونی و حضور یکپارچه مردم در خیابان ، همان سلاحِ استراتژیکی است که تندبادهایِ تاریخی را به نفعِ جبههی حق میچرخاند. حاکمیتی که پشتوانهی مردمیِ مسلح به بصیرت و آمادهی رزم داشته باشد، در برابرِ تهاجمِ وقیحانهی دشمنِ صهیونیستی، دچار لغزش نخواهد شد؛ چرا که پیروزی، در همین پیوندِ عمیقِ میانِ میدان و ارادهی ملی نهفته است.