امام خمینی (ره) با سادهزیستی ملموس و پرهیز از تجملات، نه در کلام، که در سیره عملی خویش ثابت کرد که معیار رهبری بر قلبها، نه در حصار پناهگاهها، بلکه در دل سادهترین رفتارهای روزمره نهفته است. امام خمینی (ره) با سادهزیستی ملموس و پرهیز از تجملات، نه در کلام، که در سیره عملی خویش ثابت کرد که معیار رهبری بر قلبها، نه در حصار پناهگاهها، بلکه در دل سادهترین رفتارهای روزمره نهفته است.
بین جان من و جان پاسدارها تفاوت نیست!
آیتالله امام جمارانی: «امام به هیچ وجه حاضر نشد پناهگاهی برایش بسازند. احمدآقا یک روز با کمک ارتشیها با جرثقیل از این پناهگاههایی آورده بودند که بتونی بود. امام ظهر که آمدند گفتند احمد این چیه؟ چه کسی اینها را آورده؟ گفتند از ارتش است و اینها را برای حفاظت شما آوردند. امام خیلی عصبانی شدند و فرمودند: مگر همه مردم پناهگاه دارند که ما پناهگاه داشته باشیم. احمد والله من بین جان خودم و آن پاسداری که توی کوچه میگردد و حفاظت میکند سر سوزنی تفاوت قائل نیستم. اگر آنها پناهگاه دارند ما هم باید داشته باشیم، همه را بده جمع کنند.»
اکتفا به حداقلها
حجتالاسلام حسن رحیمیان: «هدایایی از قبیل پارچههای لباس، نعلین، گیوه و عرقچین را که به عنوان هدیه به خدمتشان تقدیم میشد [با وجود اینکه خانم فریده مصطفوی گفتهاند که شاید سالها و سالها تنها یک قبا و لباده داشتند و آنقدر همان را میپوشیدند که همه به صدا درمیآمدند که فلانی چقدر این قبا را میپوشد]فقط بر حسب نیاز برمیداشتند و اگر از چیزی، چند عدد بود، میفرمودند من این همه را میخواهم چه کنم؟! و مازاد بر نیازشان را میفرمودند بدهید به افرادی که نیاز دارند. در مواردی هم که برمیداشتند و تصور میشد برای خودشان قبول کردهاند، گاهی بعداً معلوم میشد که اینطور نبوده است و میخواستند خودشان به شخصی مورد نظر بدهند. [به عنوان نمونه]یکی از مؤمنان کویتی یک قواره پارچه قبا آورده بود که خدمت امام (ره) تقدیم شد. چند روز بعد، در حالی که میخواستم از محضرشان مرخص شوم، در آستانه در اتاق، امام (ره) فرمودندآن چیز (اشاره به پشت پرده اتاق کردند) مال شماست، بردارید. [دیدم]همان پارچه قبا بود.»