صبح صادق >>  جهان >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۰  ، 
کد خبر : ۳۹۲۶۶۳

معماری ایرانی

پایگاه بصیرت / زهرا توحیدیان

ابتکار ایران در بستن تنگه هرمز وناتوانی ائتلاف آمریکایی‌ـ صهیونیستی برای بازگشایی آن معادلات قدرت دریایی را برای همیشه تغییر داده است. به حدی که اندیشکده «بروکینگز» در آخرین تحلیل خود نوشت: «از زمانی که ایران در پاسخ به عملیات «طوفان حماسی»، تنگه هرمز را مین‌گذاری کرد و تهدید به دریافت عوارض از کشتی‌ها نمود، نیرو‌های آمریکایی نتوانسته‌اند این تنگه را که یکی از حیاتی‌ترین تنگه‌های جهان است، به طور کامل بازگشایی کنند. این عملیات، ظرفیت نیروی دریایی آمریکا را در تمام مناطقی که این نیروی تقریباً ۲۸۰ فروندی در آن حضور دارد، تحلیل برده است. این موضوع فقط به مصرف موشک‌های تاماهاوک به اندازه سه سال تولید کنونی ختم نمی‌شود، بلکه شامل تغییر مسیر کشتی‌ها، جابه‌جایی محل مأموریت خانوادگی پرسنل، افزایش زمان دریانوردی خدمه، و فرسودگی کشتی‌ها در مأموریت‌های طولانی می‌شود. آمادگی رزمی در اقیانوس آرام، درست زمانی که ممکن است بیشترین اهمیت را داشته باشد، تضعیف شده است.»

این اتاق فکر آمریکایی افزود: «بحران تنگه هرمز در درجه اول نشان‌دهنده یک شکست در تأمین تجهیزات نیروی دریایی نیست، بلکه نشانه یک بی‌نظمی پایدار دریایی است؛ وضعیتی که متمایز از فروپاشی یا هرج‌ومرج کامل است. امروزه، با اینکه سیستم‌های دریایی هنوز در حال فعالیت هستند، اما شرایط امنیتی زیربنایی آنها به طور پیوسته رو به فرسایش است. درک این تمایز اهمیت دارد، زیرا تعیین می‌کند چه نوع پاسخی هم کافی است و هم مطلوب.»

بروکینگز با اشاره به سه نوع بی‌نظمی در هم تنیده که به زعم این اندیشکده، موجب ایجاد این وضعیت شده‌اند، می‌نویسد: «نوع اول، بی‌نظمی قهری (اجباری) است: استفاده عمدی از اختلال‌آفرینی برای ایجاد اهرم فشار، بدون اینکه به درگیری آشکار کشیده شود. دریای سرخ به خوبی اقتصاد این کار را نشان داد: نیرو‌های حوثی با استفاده از پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان‌قیمت، هزینه تغییر مسیر کشتی‌ها را به بزرگ‌ترین شرکت‌های کشتیرانی جهان تحمیل کردند. بحران تنگه هرمز نیز از همین منطق پیروی می‌کند، اما با عواقبی بسیار بزرگ‌تر.»

این اتاق فکر آمریکایی افزود: «نوع دوم، بی‌نظمی ساختاری است: ناهماهنگی میان قدرت دریایی، ظرفیت کشتیرانی تجاری، و توانایی صنعتی دریایی در میان بازیگران بزرگ. آمریکا قدرتمندترین نیروی دریایی جهان را دارد، اما سهم آن از تولید کشتی تجاری جهان کمتر از یک درصد است. اروپا دارای کشتیرانی تجاری قوی است، اما عمق دریایی آن کاهش یافته و از سال ۱۹۹۹ نزدیک به یک سوم از ناوشکن‌ها و ناوچه‌های اصلی خود را از دست داده است. با این حال، چین بزرگ‌ترین نیروی دریایی جهان از نظر تعداد کشتی را با تسلط بر کشتی‌سازی، زیرساخت‌های بندری، و لجستیک دریایی ترکیب کرده است، کشتی‌های جنگی جدید را در زمان صلح با سرعتی می‌سازد که با خروجی آمریکا پس از پرل هاربر برابری می‌کند، و همزمان به تسلط خود بر تولید کشتی‌های تجاری و جنگی ادامه می‌دهد. هیچ ائتلافی از کشور‌های غربی هم‌عقیده نمی‌تواند به طور منسجم جریان‌های دریایی را در شرایطی که قدرت این‌چنین نابرابر توزیع شده، تأمین کند.»

به اذعان این اتاق فکر، «نوع سوم، بی‌نظمی سیستمی است: آسیب‌پذیری‌هایی که در دل معماری وابستگی متقابل دریایی جای دارد. کابل‌های زیردریایی ۹۵ درصد از داده‌های جهانی را منتقل می‌کنند، اما در بیشتر مسیر خود عمدتاً محافظت نشده‌اند. زنجیره‌های تأمین «درست به موقع» جهانی که در چهار دهه گذشته برای بهینه‌سازی کارایی طراحی شده‌اند، ظرفیت ذخیره محدودی برای جذب اختلالات دارند و بحران تنگه هرمز اکنون در شرایط خصمانه آن را نشان می‌دهد. زیرساخت‌های دریایی جهانی که اهمیت استراتژیک عظیمی دارند، می‌توانند با کمترین پاسخگویی تهدید شوند.»

بروکینگز خاطرنشان کرد: «این سه نوع بی‌نظمی، یکدیگر را تقویت می‌کنند. حرکت به سمت فروپاشی نیست، بلکه حرکت به سمت یک محیط دریایی است که پیوسته محل مناقشه، کم‌پیش‌بینی‌تر و در نتیجه، گران‌تر است. نقش آمریکا در تأمین امنیت پایه‌های تجاری و صنعتی این نظم در معرض خطر است، و رقیب اصلی استراتژیک آن در آستانه کسب منافع است. دریا‌ها در حال فروپاشی نیستند. کشتی‌ها حرکت می‌کنند، نفت جریان دارد، داده‌ها منتقل می‌شوند. اما سیستم دریایی که پشتیبان اقتصاد آمریکا و جهان است، دیگر در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. آنچه لازم است، یک چارچوب راهبردی است که با بی‌نظمی دریایی به عنوان یک واقعیت مستمر رفتار کند، نه مجموعه‌ای از بحران‌های مجزا که قرار است یکی یکی مدیریت شوند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات