جنبشها و گروههای اسلامی طایفهی اهل سنت در لبنان، در ابتدا ادامه جنبش " اخوان المسلمین " در مصر و جنبش وهابیگری در حجاز بودند و هر یک ، دارای شیخ و رهبری بودند که طرفداران آنها باید از آنان پیروی میکردند.
به گزارش ایرنا از بیروت ، پیش از این برخی گروههای سلفی دارای دو بخش سنتی و جهادی بودند اما اکنون گروههای سلفی سنتی وجود ندارند و همهی آنها به سلفیهای جهادی تبدیل شدهاند و کسانی را که با آنان توافق ندارند و به جهاد نمیپردازند، تکفیر میکنند.
گروههای سلفی در لبنان نیز همانند سایر گروههای سلفی در جهان عرب و اسلام، تحت تاثیر تشکیلات " القاعده" به خشونت گراییدهاند و بر برپایی خلافت اسلامی با زور تاکید میکنند.
نقطه اجماع میان گروههای سلفی در لبنان ، اندیشه "بازگشت به گذشتگان صالح " ، رد مذاهب دیگر و پایبندی به متون اساسی ( قرآن و سنت ) است.
سلفیگری در لبنان از اختلاط میان دو جریان وهابی و قطبی (سید قطب) تاثیر پذیرفته است، جریان قطبی توسط "ایمن الظواهری" و جریان وهابی توسط "اسامه بن لادن" در افغانستان ایجاد شد که بر تکفیر جوامع معاصر تاکید میکنند و به مهاجرت از آن و یا مبارزه با آنها فرا میخوانند.
جنبشهای اسلامی در لبنان پس از جنگ جهانی دوم و در پی بحرانهای سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی و انتشار اندیشه مارکسیستی ظاهر شدند.
جنبشهای اسلامی اهل سنت در اساس از اندیشه " سید قطب " متفکر مصری نشات گرفتند که تاکید میکرد باید برای تغییر نظامهایی که بر اساس آنچه خداوند نازل کرده ، حکومت نمیکنند، از طریق گفت و گو و دعوت تلاش کرد و هنگامی که چنین امری میسر نشد، اندیشه تکفیر این جوامع و تلاش برای تغییر آن از طریق زور را باید پی گرفت.
سید قطب گروه اخوان المسلمین را تاسیس کرد که در مصر و فلسطین رواج یافت و به سوریه، لبنان و سایر مناطق عربی با نامهای دیگر و با همان روش سرایت کرد.
نخستین جنبش سلفی در لبنان به نام "جوانان محمد" بود که شیخ " سالم الشهال " در سال ۱۹۶۴در شهر طرابلس آن را بنا نهاد و طرفدارانی دور خود جمع کرد و در مناطق شمال لبنان با عنوان " انجمن خیریه تربیت و انتشار تعالیم اسلامی و قرآن کریم" گسترش یافت و در سال ۱۹۷۶همزمان با جنگ داخلی لبنان، یک تشکیلات نظامی را ایجاد کرد و نام آن را " ارتش اسلام " نهاد، این گروه به عنوان هسته و انگیزهای برای ایجاد جنبشهای سلفی دیگر شد.
حرکت التوحید الاسلامی (جنبش توحید اسلامی(
شخصی به نام شیخ " سعید شعبان " سه گروه سلفی کوچک به نامهای "مقاومت ملی " ، جنبش لبنان عربی " و " تشکیلات جندالله" را گرد آورد و نام " جنبش توحید اسلامی " را بر آن نهاد و خود را امیر این جنبش خواند و تلاش کرد، طرابلس ( شمال لبنان ) را به امارت اسلامی تبدیل کند اما پس از درگیری آن با ارتش سوریه در شمال لبنان در سال ۱۹۸۵نفوذ این جنبش محدود شد و پس از مرگ شعبان ، فرزندش "بلال سعید شعبان" جای او را گرفت و فعالیت این جنبش تا امروز ادامه دارد.
الجماعه الاسلامیه (جماعت اسلامی)
پژوهشگران، این گروه را از جمله جنبشهای اسلامی سنی میدانند که با روی باز به جنبشهای سیاسی لبنان مینگرد.
این جنبش سال ۱۹۶۴به عنوان یک انجمن سیاسی از دستگاههای رسمی لبنان، مجوز گرفت و مهمترین موسسان آن " فتحی یکن " ، " فیصل مولوی " و " زهیر العبیدی" بودند.
این گروه علاوه بر طرابلس در سایر مناطق لبنان از جمله بیروت ، صیدا و بقاع نفوذ یافت و از طریق گروه " المجاهدون " مدتی عملیاتی بود اما زمان زیادی دوام نیاورد.
گروه یاد شده سال ۱۹۹۲در انتخابات نمایندگان مشارکت کرد و دو کرسی به دست آورد که در دوره بعدی انتخابات، آنها را نیز از دست داد.
جماعت اسلامی، اندیشه " جمهوری اسلامی " در لبنان را نمیپذیرد و معتقد است تنوع طایفهای،حزبی و فرهنگی در این کشور مانع از اجرای چنین اندیشهای میشود.
در بحران کنونی لبنان،این گروه تلاش میکند نقش میانجی را میان طرفداران و مخالفان دولت لبنان ایفا کند و خواهان حفظ سلاح حزبالله به عنوان سلاح مقاومت در برابر تجاوزهاو تهدیدهای رژیم صهیونیستی علیه لبنان و در مقابل ، مرتبط بودن اختیار مقاومت سیاسی و نظامی به دولت لبنان است.
این گروه نیز سایر جنبشهای سلفی را که با آن موافق نیستند تکفیر میکند از این رو، " جمعیه المشاریع الخیریه " (انجمن طرحهای خیریه) معروف به "الاحباش" را تکفیر و رییس آن شیخ "نزار الحلبی" را ترور کرد و عاملان ترور نیز به اعدام محکوم و چهار نفر از آنان اعدام شدند.
امیر این گروه به نام "احمد عبدالکریم السعدی" معروف به "ابومحجن" توانست به اردوگاه پناهندگان فلسطینی "عین الحلوه" در شرق شهر صیدا در جنوب لبنان فرار کند و به گروه "عصبه الانصار الاسلامیه" بپیوندد.
عصبه الانصار الاسلامیه (گروه انصار)
این گروه سلفی، اردوگاه پناهندگان فلسطینی " عین الحلوه " در جنوب لبنان را مقر خود قرار داده و سال ۱۹۸۶توسط فردی به نام "هشام الشریدی" ایجاد شد که توسط افراد مسلح عضو جنبش ملی آزادیبخش فلسطین "فتح" ترور شد و ریاست آن را احمدالسعدی "ابومحجن" بر عهده گرفت اما وی بعدها از دیدهها پنهان شد، سپس به عراق فرار کرد و به تشکیلات "القاعده" پیوست و اکنون، ریاست گروه یاد شده را "طارق السعدی" برادر ابومحجن بر عهده دارد.
اندیشه این گروه نیز بر بازگرداندن خلافت اسلامی استوار است و بسیاری از جنایتها ، خونریزیها و ترورها را انجام داده که بارزترین آن ترور نزار الحلبی و ترور چهار قاضی لبنانی در دادگاه است.
عصبه الانصار همچنین شامل گروهی به نام " جماعه الضنیه " است که یک گروه لبنانی شامل جنگجویان سلفی است که سال ۲۰۰۰با ارتش لبنان در مناطق "الضنیه" در شمال این کشور درگیر شدند کهبه کشته شدن ۱۱عضو ارتش انجامید و شماری از اعضای این گروه کشته و یا بازداشت شدند و برخی از آنان نیز فرار کردند.
گروه یاد شده اقدام به حمایت نظامی و لجستیکی گروه القاعده میکند و ریاست آن را اکنون شخصی معروف به " ابودجانه" بر عهده دارد که بر وابسته بودن به القاعده و جنگیدن در صف آن در عراق افتخار میکند.
گروه " عصبه النور"
این گروه را " عبدالله شریدی " فرزند هشام شریدی موسس عصبه الانصار، پس از جدا شدن از گروه یاد شده، تاسیس کرد.
عصبه النور اقدام به ترور برخی اعضای جنبش فتح از جمله "امین کاید" کرده که وی را متهم به ترور هشام شریدی میکردند.
تشکیلات جند الشام
پس از آنکه عصبه النور یکی از اعضای خود را که ۳نظامی لبنانی را کشته بود ، به ارتش لبنان تحویل داد، یک گروه از آن جدا شد و نام جند الشام را بر خود گذاشت.
جندالشام شامل گروههای سلفی فلسطینی و لبنانی است که در افغانستان آموزش دیده و مبارزه میکردند.
نام جند الشام از نام یک اردوگاه آموزشی در افغانستان گرفته شده که " ابومصعب الزرقاوی " سال ۱۹۹۹آن را تاسیس کرد و شامل اعضایی از بلاد شام ( لبنان ، سوریه ، اردن و فلسطین ) بود.
حضور جند الشام در اردوگاه عینالحلوه متمرکز است و در همین اردوگاه توسط " محمد احمد شرقیه " معروف به " ابویوسف " به وجود آمد و سپس ریاست آن به" اسامه الشهابی " معروف به " ابودجانه " (رهبر عصبه الانصار) منتقل شد و بهاتهام برنامهریزی برای عملیات انفجار علیه منافع آمریکایی و ایجاد تشکیلات تروریستی در اردن تحت پیگرد دستگاههای دولتی این کشور قرار گرفت.
جندالشام ، برخی اعضای جماعه الضنیه ، عصبه الانصار، عصبه النور و برخی دیگر از سلفیهای علاقهمند به القاعده را دور خود جمع کرده زیرا جندالشام یکی از شاخههای القاعده به شمار میرود و به اندیشه و روش اسامه بن لادن تکیه میکند.
جندالشام، پس از حمله آمریکابه عراق ظاهر شد و پس از ترور " رفیق حریری " نخست وزیر پیشین لبنان در سال ،۲۰۰۵گفته شد این گروه، مسولیت ترور را بر عهده گرفته و در همین پیوند ، یک نوار ویدیویی پخش شد که طی آن، یک فرد مسوولیت ترور را بر عهده گرفت و دستگاههای اطلاعاتی لبنان هویت وی را شناسایی کردند و مشخص شد که او فردی فلسطینی به نام " احمدابو عدس" است.
تشکیلات جند الشام، پیش از این تهدید به ترور شخصیتهای برجسته شیعه لبنان از جمله نبیه بری ، عبدالامیر قبلان ، سید محمد حسین فضلالله ، محمد رعد، محمد یزبک ، شیخ نبیل قاووق و سید علی الامین کرده است.
گروه سلفی " فتحالاسلام "
این گروه سلفی بطور پنهانی تشکیل شد و طی ماههای گذشته به جنایتهایی دست زده است که از جمله آنها، انفجار دو اتوبوس در منطقه "عین علق" شمال شرق بیروت در ماه فوریه گذشته است.
مقر این گروه اردوگاه پناهندگان فلسطینی "نهرالبارد" در شمال لبنان است و گفته میشود دارای گروههای تخریبی خفته در بسیاری از مناطق لبنان است.
فتحالاسلام چندی پیش در اقدامی علیه سربازان ارتش لبنان ، به مقر آنان یورش برد و شماری از نظامیان را هنگام خواب و یا نقل و انتقال به محل خدمتشان به قتل رساند و اکنون نیز درگیری اعضای این گروه با ارتش در محل اردوگاه مذکور ادامه دارد.
گفته میشود این گروه حدود ۴۰۰عضو آموزش دیده دارد و ریاست آن را "شاکر العبسی" معروف به " ابوحسین " بر عهده دارد که فردی فلسطینی - اردنی است و تحت پیگرد دستگاههای دولتی اردن است.
وی بر آموزش جنگجویان عرب در اردوگاههای القاعده نظارت داشته و یکی از متهمان ترور " لورنس وی " دیپلمات آمریکایی در اردن در سال ۲۰۰۲به شمار میرود و حکم اعدام علیه وی به طور غیابی صادر شده است.
برخی طرفهای لبنانی مخالف دولت کنونیاین کشور میگویند یکی از جریانهای سیاسی مطرح کنونی در ایجاد و فعال ساختن گروه فتحالاسلام در لبنان نقش دارد و اقدام به حمایت مالی از آن کرده است.
آنان معتقدند برخی مقامهای دولتی نیز در ورود این گروه به لبنان، آموزش و تجهیز آنان با هدف مبارزه با حزبالله و یا تلاش برای سوق دادن آن به درگیریهای داخلی تسهیلاتی ایجاد کردهاند تا بهانهای برای خلع سلاح آن باشد.
در مقابل دولت و حامیان آن پیدایش و اعزام اعضای گروه فتحالاسلام به لبنان را به سوریه نسبت میدهند در حالیکه سوریه اعلام کرده است با این گروه در حال مبارزه است و تاکنون تعدادی از آنان را به قتل رسانده است.
گفته میشود اعضای بسیاری از گروههای سلفی در لبنان به ویژه جند الشام به عراق سفر کرده و در کنار القاعده جنگیدهاند و بسیاری از اعضای آن نیز کشته شدهاند.
نکته قابل توجه درباره گروههای سلفی و تندرو آن است که بیشتر در مناطقی متمرکز میشوند که فاقد نفوذ ارتش و نیروهای انتظامی لبنان است که اردوگاههای پناهندگان فلسطینی، مناسبترین مکان برای تجمع آنان است.
بیشتر انجمنها و موسسههای سلفی در لبنان، در شمال این کشور مستقر هستند که یکی از دلایل آن ، وجود مرکز ثقل اهل سنت لبنان در این منطقه است.
از جمله این انجمنها و موسسههای سلفی در لبنان میتوان به" التراث الاسلامی " ، " دار الحدیث للعلوم الشرعیه "، " اعانه الفقیر " ، " اعانه المریض "، " الفرقان للبحث العلمی "،"الاحیاء الاسلامی"، "البلاغ الاسلامی"، "معهد الامین للعلوم الشرعیه"، "وقف الابرار و معهد طرابلس للعلوم الشرعیه " ، " جمعیه دعوه الایمان و معهد کلیه الدعوه و الارشاد " ، " جمعیه دعوه الایمان و العدل و الاحسان " و " جمعیه الهدایه و الاحسان الاسلامیه " اشاره کرد که همگی در طرابلس قرار دارند.
برخی دیگر از این موسسات عبارت از " البر الخیری" در الضنیه، الارشاد و مدرسه الابداع" در عکار، "احیاء السنه النبویه" در الضنیه، "تجمع سنابل الخیر" در عکار، "الخیر الاسلامی و مرکز الاقصی" در الضنیه، "الوقف الاسلامی السنی الخیری" در زغرتا بوده که همگی در شمال لبنان هستند.
"عباد الرحمن" در بیروت و طرابلس، "السراج المنیر" در بیروت، "جمعیه الاستجابه الخیریه" در صیدا و جنوب،"النور الخیری" در شبعا و عرقوب (جنوب) و "المرکز الاسلامی و مسجد الرحمن بن عاصی" نیز در مجدل عنجر ( شرق لبنان ) قرار دارند.