تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۹۶۱۶۴
پایگاه بصیرت / سيدحسين موسويان

(روزنامه مردم‌سالاري – 1395/07/24 – شماره4157 – صفحه 1)

وزير خارجه روسيه اعلام کرد که ديپلمات‌هاي روسيه و آمريکا به زودي با قدرت‌هاي منطقه نشستي در مورد سوريه در سوئيس برگزار خواهند کرد. وزارت امور خارجه آمريکا هم اين نشست را در راستاي سياست چند جانبه‌گرايي براي حل بحران روسيه خواند. در حالي که حضور کشورهاي ترکيه و عربستان قطعي شده، روشن نيست که آيا ايران در اين نشست شرکت خواهد کرد يا خير. در هر صورت تعامل جدي ايران با قدرت‌هاي جهاني در مورد بحران‌هاي منطقه به اجراي کامل برجام بستگي خواهد داشت.

شکي نيست که بعد از برجام روابط خارجي ايران با هر دو بلوک شرق و غرب بهبود چشمگيري يافته است. توافقات زيادي با کشورهاي آسيايي و اروپايي و نيز آمريکا به امضا رسيده است. بعد از چندين دهه، بويينگ قطعات هواپيماي مسافربري به ايران فروخت و تفاهمنامه 27 ميليارد دلاري براي فروش 117 بوئينگ جديد هم با ايران امضا کرد. در عين حال تفاهمات ايران با روسيه و بلوک شرق سريع‌تر عملياتي شده است. با توجه به نقش مهم ايران در منطقه از جمله سوريه، عراق و يمن، نوع روابط ايران با روسيه و آمريکا، تاثيرات مهمي بر معادلات سياسي خاورميانه و فرا‌تر از آن خواهد داشت. ايران در طول تاريخ چند هزار ساله خود امپراطوري‌هاي بزرگي را تجربه کرد تا اينکه روسيه با تحميل ننگين‌ترين قراردادهاي تاريخ ايران، معاهده گلستان در 25 اکتبر 1813و معاهده ترکمنچاي در 21 فوريه 1827، بخش‌هاي بزرگي از خاک ايران شامل مناطق و کشورهايي که امروزه به نام ارمنستان، آذربايجان، گرجستان و داغستان ناميده مي‌شوند را از ايران گرفت، پرونده تاريخ امپراطوري فارس‌ها را بست و موجب شد که تا به امروز هم احساسات ضدروسي در ايران باقي بماند.

از اين مقطع به بعد حاکميت ملي و تماميت ارضي ايران توسط امپراطوري‌هاي سلطه‌گر روسيه و انگليس مستمرا نقض شد به طوري که اين دو کشور در جنگ جهاني اول به خاک ايران تجاوز و بخش‌هاي بزرگي از خاک ايران را به اشغال خود درآوردند.

روابط ايران و آمريکا به سال 1856 برمي‌گردد که اولين عهدنامه دوستي و بازرگاني بين دو کشور به امضا رسيد. از آن مقطع حدود يک قرن، آمريکا از استقلال ايران در مقابل سلطه امپراطوري‌هاي انگليس و روسيه دفاع کرد و از نهضت مردم ايران براي قانون اساسي مشروطه نيز حمايت کرد. هاوارد بسکرويل، يک آمريکايي فارغ‌التحصيل دانشگاه پرينستون بود که در مبارزات براي قانون اساسي، شانه به شانه مردم ايران جنگيد و کشته شد. اما آمريکا در يک چرخش عجيب، با انگليس در کودتاي 1953 همدست شد. مصدق که نخست‌وزير منتخب و محبوب مردم ايران بود را ساقط کرده و عامل خود، يعني محمدرضا پهلوي را بر سلطنت گماشت و روند استقلال و دموکراسي در ايران را در نطفه خفه کرد. در اين مقطع در حقيقت سلطه آمريکا با 25 سال حمايت از حکومت ديکتاتور و فاسد شاه، جايگزين سلطه روس و انگليس شد.

نهايتا مردم ايران به رهبري امام‌خميني با انقلاب سال 1979 عليه دو قرن سلطه خارجي قيام کردند و سياست «نه شرقي و نه غربي» را بنيان نهادند که به معني نفي وابستگي به امپرطوري‌هاي شرقي و غربي و احياي هويت ملي، ديني، تمدني و اقتدار ايران بود.

در سال 1980 صدام حسين که قدرتمند‌ترين ارتش عربي را داشت به قصد تجزيه خاک ايران و تغيير رژيم به ايران تجاوز کرد. دراين مقطع و براي اولين بارهر سه قدرت آمريکا و شوروي و انگليس با حمايت بي‌چون و چرا از متجاوز، سياست هماهنگ «تقابل با ايران» را انتخاب کردند. در دوران جنگ تحميلي، عراق با 63 ميليارد دلار، بزرگ‌ترين واردکننده سلاح در خاورميانه بود در حالي که در حدود 85 درصد سلاح‌هاي عراق ساخت کشور شوروي بود. واشنگتن هم با تأمين مواد و تجهيزات فني لازم، به صدام امکان حمله با سلاح‌هاي شيميايي را داد که بيش از صد هزار ايراني شهيد و مجروح شدند اما ايراني‌ها با ده‌ها هزار شهيد و مجروح و صد‌ها ميليارد دلار خسارت، سنگين‌ترين بها را براي سياست «نه شرقي و نه غربي» پرداختند و موفق شدند استقلال و تماميت ارضي خود را حفظ کنند. اما بعد از جنگ، آمريکا و روسيه دو استراتژي متفاوت را انتخاب کردند.

آمريکا به سياست‌هاي خصمانه و فشار و تحريم به قصد تغيير رژيم در ايران ادامه داد در حالي که مسکو استراتژي دوستي و توسعه روابط با ايران را برگزيد. با سفر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به مسکو پس از ارتحال امام خميني در سال 1989، موافقت‌نامه 15 ميليارد دلاري در زمينه‌هاي اقتصادي و نظامي و صنعتي به امضا رسيد و فصل نوين روابط دو کشور پايه‌گذاري شد که کليدي‌ترين نتيجه آن همکاري‌هاي هسته‌اي در زمينه تکميل نيروگاه بوشهر و فروش تکنولوژي و تسليحات روسي به ايران براي بازسازي ارتش ايران بود که تا آن مقطع بر تسليحات آمريکايي تکيه داشت.

در عين حال، براي حفظ تعادل در روابط با شرق و غرب، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني همزمان سعي کرد روابط با آمريکا را بهبود بخشد که نمونه آن کمک ايران به آزادي گروگان‌هاي غربي و آمريکايي در لبنان و قرارداد يک ميليارد دلاري نفتي با کونوکو بود. اما دولت آمريکا به حسن نيت‌هاي ايران پاسخ منفي داد وسياست تحريم و فشار را ادامه داد. با بروز بحران هسته‌اي ايران و ارجاع پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت سازمان، روسيه سياست کج‌دار و مريز و آمريکا سياست تشديد خصومت را در پيش گرفت. روسيه همراه با آمريکا و ساير جهاني به قطعنامه‌هاي تحريم شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران رأي داد اما با تحريم‌هاي اضافي يکجانبه و چندجانبه آمريکا و اروپا همراهي نکرد. بعد از نهايي شدن توافق هسته‌اي ايران و قدرت‌هاي بزرگ، اوباما سعي کرد روابط واشنگتن با تهران را تغيير دهد. بازپرداخت طلب 7/1 ميلياردي ايران، تبادل زندانيان، آزادي سريع ملوانان اسير آمريکايي، صدور مجوز فروش ايرباس و بويينگ به ايران، پذيرش ايران به مذاکرات بين‌المللي صلح سوريه و پيشنهاد گفت‌وگو در مورد بحران‌هاي منطقه همچون يمن و تروريسم بخشي از برنامه او بود.

اما جناح بازهاي آمريکا، با نفوذ لابي اسراييل و عربستان فشارهاي بي‌سابقه‌اي را آغاز کردند؛ از جمله اينکه کنگره آمريکا ظرف يکسال بيش‌از سي لايحه ضد‌ايراني را در دستور قرار داد که برخي هم تصويب شد و يک دادگاه آمريکايي هم دو ميليارد دلار پول ايران را ضبط کرد. چنين روندي موجب شد که خيلي از ايراني‌ها مجددا به اين نتيجه برسند که آمريکا قابل اعتماد نيست و قصد ختم دشمني با ايران را هم ندارد.

اما پوتين بدون توجه به فشارهاي اسراييل و سعودي و آزاد از لابي داخلي ضد ايران، به تهران سفر کرد. او به محض ورود به ايران از فرودگاه مستقيم خدمت رهبر معظم انقلاب رفت، قرآن هديه کرد و يک ملاقات بي‌سابقه خصوصي با رهبر معظم انقلاب داشت به گونه‌اي که حتي مترجم خصوصي خود را نيز از اتاق بيرون کرد. متعاقباً پوتين هوشمندانه گام‌هاي بلندي در مسير تحکيم روابط استراتژيک با ايران برداشت. تحويل سيستم دفاعي اس300، دادن وام پنج ميليارد دلاري، عقد قرارداد دو نيروگاه هسته‌اي و تحکيم همکاري‌هاي منطقه‌اي به ويژه در مورد سوريه بخشي از آن است. ايران هم متقابلا به روسيه اجازه استفاده از پايگاه نظامي خود را داد. ايران قبل از اين به هيچ کشوري اجازه استفاده از پايگاه نظامي را نداده بود.

نهايتا اينکه ايران با تاريخ و تمدني بزرگ هميشه در منطقه وزني سنگين و نقشي تعيين‌کننده خواهد داشت. اساس سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران برمبناي سياست «نه شرقي - نه غربي» است.

منهاي اينکه آينده روابط ايران و آمريکا چه باشد، ايران و روسيه دو همسايه مهمي هستند که داراي منافع و تهديدات مشترک حياتي هستند و لذا روابطي دوستانه همه جانبه براي هر دو پايتخت کليدي است. همزمان موفقيت ايران در اجراي کامل سياست «نه شرقي - نه غربي» تضمين‌کننده بالانس در روابط با بلوک شرق و غرب خواهد بود که اين مهم تأمين‌کننده منافع ملي ايران و نيز به نفع صلح و ثبات و امنيت منطقه خواهد بود. در اين راستا اصلاح سياست‌هاي آمريکا در مورد ايران، نقش به‌سزايي در موفقيت استراتژي «نه شرقي - نه غربي» ايران خواهد داشت. مقاله اخير مجله فارن پاليسي آمريکا به واشنگتن پيشنهاد کرده که مستقيما با ايران در مورد سوريه مذاکره کند زيرا که ناچارا ايران بخشي از راه حل بحران سوريه خواهد بود. با اين وجود تا زماني که آمريکا به اجراي برجام کامل و دقيق برجام پايبند نباشد، نبايد روي تعامل با ايران در مورد بحران‌هاي منطقه همچون سوريه حساب کند.

منبع: هافينگتون پست

http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=257369

ش.د9502182