تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۷:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۳۰۹۵۸۳
تل‌آويو با استراتژي جديد در منطقه حركت مي‌كند
پایگاه بصیرت / سارا معصومي

(روزنامه اعتماد ـ 1396/11/16 ـ شماره 4020 ـ صفحه 6)

رژيم اسراييل از يازدهمين روز ماه مه سال 1949 كه به سازمان ملل متحد پيوست تا ماه مارس سال 2017 رابطه ديپلماتيك خود با 159 كشور را برقرار كرده است. در سال‌هاي 1979 و 1994 معاهده‌هاي صلح با مصر و اردن به عنوان دو كشور عربي همسايه خود را امضا كرد و از همان زمان از رابطه كامل ديپلماتيك با اين كشورها در جهان عرب استفاده مي‌كند. با اين وجود به نظر مي‌رسد كه برخي كشورهاي عربي مانند عربستان سعودي در چندسال اخير سوداي نزديكي به رژيم اسراييل و فاصله گرفتن از خطوط قرمز پيشين در برقراري رابطه با تل‌آويو را در سر پرورانده‌اند. در بسياري از تحليل‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي اصلي‌ترين علت نزديكي برخي كشورهاي عربي به اسراييل، دشمن مشترك فرضي به نام ايران مطرح مي‌شود اما ناگفته پيداست كه اصلي‌ترين قرباني مشروعيت‌زدايي از مبارزه با اسراييل در جهان عرب و اسلام، فلسطيني‌ها هستند كه به خصوص در اين بزنگاه مشخص از تاريخ با تصميم‌گيري‌هاي يكجانبه دونالد ترامپ، رييس‌جمهور ايالات متحده در حال از دست دادن بديهي‌ترين حقوق اوليه خود نيز هستند. همزمان اسراييل در منطقه به دنبال متحدان جديد براي خود است: از عزم براي رابطه گرفتن با كشورهاي عربي- سني تا تعميق جدي رابطه با مسكو و البته دورخيز جدي‌تر براي تقويت ارتباط‌ها با چين.

ترامپ، هديه آسماني براي بي‌بي

حضور دونالد ترامپ، رييس‌جمهور ايالات متحده در راس قدرت در كاخ سفيد، عملا دست اسراييلي‌ها براي بلندپروازي در منطقه را بازتر از قبل كرده و به نظر مي‌رسد كه چهره‌هايي مانند بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهيونيستي و آويگدور ليبرمن، وزير دفاع ديگر با ترمزي از سوي واشنگتن براي تشديد فشار بر فلسطيني‌ها روبه رو نيستند. در چنين شرايطي شكاف در جهان اسلام و درگير شدن كشورهاي مسلمان به شكل مستقيم و غيرمستقيم با يكديگر به برگ برنده‌اي براي اسراييل بدل شده است و تل‌آويودر تبيين استراتژي خود در منطقه روي بازكردن قفل رابطه با كشورهاي اهل سنت پس از 70 سال حساب بسياري باز كرده است. روزنامه اسراييلي جورزاليم پست در تازه‌ترين گزارش تحليلي خود به تبيين استراتژي‌هاي كلان اسراييل در سطوح داخلي، منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي پرداخته و از چالش‌هايي سخن گفته كه اسراييل با آن دست و پنجه نرم مي‌كند. اصلي‌ترين اين چالش‌ها در اين گزارش ايران و توافق هسته‌اي با اين كشور اعلام شده است. در بخش‌هايي از اين گزارش آمده است: «دولت دونالد ترامپ رابطه بسيار صميمي با اسراييل دارد و تل‌آويو و واشنگتن در نگاه استراتژيك به مسائل منطقه‌اي نقطه اشتراك‌هاي بسيار زيادي با هم دارند. با اين وجود نقش منطقه‌اي ايالات متحده در حال افول است اما همزمان چند اتفاق مثبت نيز رخ داده كه مي‌تواند به نفع اسراييل در منطقه باشد: ايالات متحده رابطه خود با متحدان اصلي‌اش در منطقه را تقويت كرده است، واشنگتن به ايران به چشم تهديدي براي ثبات منطقه‌اي نگاه مي‌كند كه اتفاقا بايد مهار شود، واشنگتن در سوريه فعال‌تر از قبل عمل مي‌كند و به عنوان مثال به استفاده از سلاح شيميايي در اين كشور واكنش عملي نشان مي‌دهد (استفاده دولتي از اين سلاح‌ها در سوريه تاكنون اثبات نشده است)، از اسراييل به هر قيمتي در سازمان ملل حمايت مي‌كند و اخيرا نيز قدس را به عنوان پايتخت اسراييل به رسميت شناخته است.» البته حضور ترامپ در كاخ سفيد ابعاد منفي هم در پي داشته كه يكي از آنها انزوايي است كه واشنگتن اندك اندك در سطح بين‌المللي در حال تجربه آن است و شخصي مانند ترامپ آن را زيرشاخه‌اي از سياست كلان خود با شعار انتخاباتي «امريكا، اول است» مي‌داند. برخي تحليلگران مي‌گويند كه واشنگتن پس از شكست داعش در عراق و سوريه تلاش كرده از اين پيروزي نمدي براي خود بدوزد و با دستاورد خواندن آن، از ساير دردسرها در خاورميانه و پرونده‌هاي ويژه در اين منطقه، فاصله بگيرد.

روسيه، دوستي براي مهار ايران

ضعف امريكا در منطقه كه البته پايه‌هاي آن در چندسال اخير دولت باراك اوباما، رييس‌جمهور پيشين ايالات متحده گذاشته شد عملا اسراييلي‌ها را به فكر متنوع كردن منابع حمايتي از خود در منطقه واداشت. يكي از اين منابع روسيه است؛ روسيه‌اي كه البته رابطه تاكتيكي آن با ايران در چندسال اخير در منطقه، گاه اسراييلي‌ها را مردد و گاه هم در پيشبرد استراتژي نزديك‌تر كردن تل‌آويو به مسكو راسخ‌تر از قبل كرده است. در بخش‌هايي از گزارش تفصيلي جورزاليم پست در اين باره آمده است: مي‌توان روسيه را برنده منازعه‌ها و معادله‌ها در خاورميانه خواند. هرچند كه اوضاع اقتصادي در روسيه به دليل مساله اوكراين و تحريم‌هاي متعاقب آن، تضعيف شده است اما روسيه با دخالت نظامي در سوريه توانست به قدرت بلامنازعه‌اي بدل شود. روسيه از قدرتي محدود اما با نفوذ برخوردار است و توانست با دخالت نظامي در سوريه، مسير جنگ را تغيير دهد. وي به خوبي نشان داد كه اگر قدرت نظامي حساب شده و با اهداف مشخص به كار گرفته شود، همچنان مي‌تواند كارآيي خود را داشته باشد. دولت بشار اسد كه مورد حمايت روسيه است توانسته بخش‌هاي مهمي از خاك كشور را بازپس بگيرد و روسيه نيز به بازيگر سياسي مهم و غيرقابل انكاري در سوريه پساداعش و پساجنگ بدل شده و اين در حالي است كه نقش امريكا در سوريه به‌شدت كاهش پيدا كرده است. روسيه حضور استراتژيك نظامي، دريايي و هوايي خود در سوريه را تثيبت كرده است. مسكو امروز بازيگري است كه با همه بازيگران منطقه‌اي روابط خوبي دارد: با ايران و عربستان سعودي، با اسراييل و فلسطين، با ترك‌ها و كردها، با قطر و مصر. تمام اين رابطه‌هاي دو جانبه مسكو حساب و كتاب خاص خود را دارند و در سطوح مختلف در حال تقويت مديريت شده هستند. البته رابطه اسراييل با روسيه تا حدودي پيچيده است: اسراييل در كوتاه‌مدت و در سطح تاكتيكي با پيشبرد گفت‌وگوهاي استراتژيك با روسيه، از آزادي عمل براي عمليات نظامي در سوريه بدون برخورد با نيروهاي روس برخوردار بود. با اين وجود يك اختلاف اساسي ميان اسراييل و روسيه، ايران است. تل‌آويواعتقاد دارد كه مسكو به ايران اجازه داده به كمك نيروهاي مورد حمايت خود يعني حزب‌الله لبنان، در سوريه جا پاي ثابتي براي خود دست و پا كند و نفوذ امريكا و متحدان منطقه‌اي‌اش در پرونده سوريه را تقليل دهد. از سوي ديگر روسيه به حمايت از مواضع فلسطيني‌ها در نشست‌هاي متفاوت سازمان ملل نيز ادامه مي‌دهد.

پايان برجام، كابوس نتانياهو

در حوزه ايران، اسراييل با دو پرونده تلاش مي‌كند همچنان پروژه ايران هراسي خود را زنده نگه دارد: 1. فرجام برجام و لزوم اعمال تغييراتي در آن، 2. ايران در سوريه. دولت دونالد ترامپ تا اين لحظه با خرده فرمايش‌هاي اسراييل و عربستان درباره برجام همراهي لفظي كرده اما در ميدان عمل يك سال و 10 روز پس از حضور دونالد ترامپ در كاخ سفيد، برجام هنوز پابرجا است. هرچند كه ترامپ برجام را بدترين توافق تاريخ مي‌داند اما همين توافق فعلا دوام آورده است. هرچند كه ترامپ پايبندي ايران به اين توافق را اعلام نكرده اما هنوز در اين توافق باقي مانده و با وجود تهديدها اتفاق خاصي نيفتاده است. چهره‌هاي سياسي در داخل ايالات متحده و متحدان امريكا در اروپا اعتقاد دارند كه مزاياي باقي ماندن در برجام از مضرات آن براي امريكا و جامعه بين‌المللي بيشتر است. ترامپ درخواست‌هايي را براي بازنگري در برجام مطرح كرده و به عنوان نمونه خواهان تغيير تاريخ انقضاي تعهدات ايران شده اما مشخص نيست كه امريكا چگونه مي‌خواهد به شكل يك جانبه و در حالي كه ساير اعضاي برجام حاضر نيستند، اين توافق را تغيير دهد. يكي از اصلي‌ترين دغدغه‌هاي ادعايي اسراييل درباره برجام نيز، قدرت گرفتن مدرن‌تر برنامه هسته‌اي ايران پس از گذشت 10 سال از اجراي برجام است.

ترس از تهران بيخ گوش تل‌آويو

ايران در سوريه به كابوس اسراييل بدل شده است. نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي اسراييل اذعان دارند كه جنگ در سوريه به نفع بشار اسد در حال تداوم است. ايران و حاميان آن نيز در اين كشور تقويت شده‌اند. دولت در حال بازپس‌گيري زمين‌هاي بيشتر است و اپوزيسيون نيز تضعيف شده است. با اين وجود جنگ در سوريه هنوز ادامه دارد و وضعيت سياسي در اين كشور هم بسيار پيچيده و غيرقابل پيش بيني است. در حال حاضر برخلاف چندسال نخست جنگ در سوريه، مرزبندي‌هاي شيعه و سني در ميان بازيگران فرامنطقه‌اي و منطقه‌اي از بين رفته و به عنوان مثال همكاري‌هاي بيشتري ميان ايران شيعه با تركيه سني صورت گرفته است. اسراييلي‌ها اميدوار هستند كه با تطويل بحران و افزايش هزينه‌هاي اقتصادي براي ايران، اين كشور از شدت حضور نظامي خود در سوريه بكاهد.

بقاي برجام، تدوين الحاقيه

برتعداد چالش‌هاي پيش روي اسراييل در منطقه افزوده شده است. هرچند كه اسراييل در يك دهه گذشته توانسته بود با تغييرات در خاورميانه هماهنگ شود اما جورزاليم پست در اين باره مي‌نويسد: پنجره‌اي كه تصور مي‌شد با بحران‌هاي منطقه‌اي و پرونده هسته‌اي ايران براي اسراييل باز شده در حال بسته شدن است و برهمين اساس اسراييل بايد اولويت‌ها و چالش‌هاي جديدي براي خود تعريف و براي هركدام از آنها راهي بيابد. اصلي‌ترين بحراني كه اسراييل در حال حاضر با آن روبه‌رو است، مقابله با ايران و متحدان آن در سوريه و لبنان است. اقدام‌هايي كه اسراييل در يك دهه گذشته تاكنون عليه حزب‌الله انجام داده جواب نداده است. از اين پس اسراييل بايد كمپين جدي‌تري را عليه سه دشمن خود در شمال در پيش بگيرد: ايران، حزب‌الله و سوريه بايد به مركز ثقل سياست‌هاي اسراييل بدل شوند. اسراييل يك برگ بازي قوي در اين ميان دارد كه روسيه است. تل‌آويو مي‌تواند با تحت تاثير قرار دادن منافع ايران و روسيه در سوريه، مانع از پيشروي بيشتر تهران در بيخ گوش خود شود. نويسنده اين مطلب براي جورزاليم پست در ادامه مي‌نويسد كه اسراييل بايد خود را براي سه سناريو آماده كند: جنگ با لبنان، جنگ با لبنان و سوريه در حالي كه ايران و حزب‌الله لبنان هم حضور دارند و جنگ مستقيم با ايران. همزمان اسراييل بايد تلاش خود را براي اصلاح برجام و مهار نفوذ تهران به كار بگيرد. نگاه مشترك اسراييل و امريكا بايد به توافقي موازي و الحاقي منتهي شود كه در آن تهديد ايران به شكل كلي مورد نظر قرار گيرد اما تمركز بر توافقنامه هسته‌اي باشد. در توافق جديد بايد سه هدف تامين شود: ممانعت از دستيابي ايران به تسليحات هسته‌اي و به صفر رساندن امكان دستيابي ايران به سلاح اتمي (تهران همواره تاكيد كرده كه به دنبال سلاح هسته‌اي نيست)، محدود كردن فعاليت‌هاي ايران در منطقه و كاستن از توانايي‌هاي نظامي ايران. بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير رژيم صهيونيستي در جريان سفر اخير به داووس از اروپايي‌ها خواست كه تهديد ترامپ را جدي بگيرند و اصلاحات در برجام را كليد بزنند. با اين وجود به نظر مي‌رسد كه تل‌آويو به اين نتيجه رسيده كه امريكا بايد در برجام باقي بماند و با توجه به آنكه تهران به تمام تعهدات خود عمل كرده است خروج از برجام به ضرر واشنگتن و متحدانش خواهد بود. با اين وجود، تل‌آويو از نگارش الحاقيه براي برجام استقبال مي‌كند. الحاقيه‌اي كه به گفته اسراييلي‌ها و امريكايي‌ها تمام نگراني‌ها از رفتارهاي هسته‌اي، فعاليت‌هاي منطقه‌اي و آزمايش‌هاي موشكي ايران را دربربگيرد.

اعراب سني، برگ جديد

جورزاليم پست در ادامه مي‌نويسد: اسراييل در حال تجربه‌اي منحصر به فرد و بي‌سابقه با اعراب است. در دو سال اخير همكاري‌هاي عملي جدي ميان اسراييل و برخي كشورهاي سني عربي شكل گرفته است. منافع مشترك و تهديدهاي مشترك كه يكي از اصلي‌ترين آنها، ايران خوانده مي‌شود به تعميق همكاري با مصر و اردن و زدن جرقه همكاري با كشورهاي حاشيه خليج فارس منتهي شده است. درباره مصر نيز همكاري با قاهره عليه داعش در صحراي سينا و حمايت از دولت عبدالفتاح سيسي منجر به همكاري‌هاي بيشتر شده است. همكاري با كشورهاي شوراي همكاري كه در راس آنها عربستان سعودي قرار دارد به دليل تهديد مشترك خواندن ايران صورت مي‌گيرد و البته طمع عربستاني‌ها براي استفاده از سيستم امنيتي و اطلاعاتي رياض براي مهار ايران در منطقه. در اين ميان كمك‌هاي اقتصادي نيز بخشي از انگيزه براي نگاه مثبت دو طرف به هم به حساب مي‌آيند. روي كار آمدن چهره‌اي مانند محمد بن سلمان در عربستان سعودي در حالي كه سياست‌هاي تهاجمي و پرريسكي را دنبال مي‌كند فضا براي مانورهاي استراتژيك، ائتلاف‌هاي تازه و بهره‌برداري ژئواستراتژيك را باز كرده است.

http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=96561

ش.د9604760