صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۴۰۲ - ۰۷:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۳۵۵۸۷۰

پیروز جنگ غزه تا این‌جای کار ...

جعفر بلوری
امروز نبرد «جبهه مقاومت» با «جبهه غرب و رژیم صهیونیستی» وارد صدو‌شانزدهمین روز خود می‌شود. به قول ستون‌نویس روزنامه «تلگراف»، «اسرائیل در این 4 ماه به اندازه چهار دهه، تلفات داده است» و جز کودک‌کُشی، اسیر‌کُشی، بمباران خانه‌ها، بیمارستان‌ها، مدارس، کلیساها و کشتار غیرنظامیان هیچ دستاورد قابل افتخاری کسب نکرده است. کودککشی و اسیرکشی که افتخار نیست. همین دیروز رادیو رژیم صهیونیستی اعلام کرد، تیپ پنج ذخیره رژیم اسرائیل در نیروهای ویژه «ناحال» نیز از غزه عقب‌نشینی کرد و این در حالی است که طرح اسرائیل برای پُرکردن تونل‌های غزه نیز کار به جایی نبرده است. «نابودی حماس و تونل‌ها»، «آزادی همه اُسرا» و «تسلط کامل بر غزه» اهداف اصلی و اعلامی صهیونیست‌ها از حمله به غزه بوده است. آخرین و مهم‌ترین خبرهای مرتبط با غزه اما، «جدی شدن مذاکرات» بین حماس و صهیونیست‌ها برای آتش‌بس عنوان شده است! از جمع‌بندی خطوط بالا، چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟!
آن‌طور که در خبرها آمده است، صهیونیست‌ها طرح آتش‌بسی را که در نشست پاریس تهیه شده است پذیرفته‌اند و این طرح به حماس هم پیشنهاد شده است. از جزئیات این طرح هم هنوز خبری منتشر نشده است. جنبش حماس نیز اعلام کرده است تا آخر همین هفته [احتمالا فردا یا پس‌فردا] پاسخ می‌دهد. همین یک جمله یعنی، «انتظار صهیونیست‌ها برای شنیدن پاسخ حماس» چه معنایی می‌دهد؟ آیا از این جمله، شکست حماس بیرون می‌آید؟! مذاکره با حماسی که قرار بود به طور کامل ریشه‌کن شود، یعنی چه؟!
برویم سراغ محور دیگر مقاومت یعنی «یمن» که طی این 4 ماه - بنا بر اعلام منابع غربی - ضربات کاری و مهمی به اهداف جبهه «غرب و اسرائیل» وارد کرده است. همین دیروز «یحیی سریع»، سخنگوی نیروهای مسلح یمن در بحبوحه رجزخوانی‌های دشمن علیه ایران و مقاومت عراق اعلام کرد، «ناو یو اس اس‌گریولی آمریکا را در دریای سرخ هدف قرار دادیم.» یک حساب سرانگشتی نشان می‌دهد، یمنی‌ها در دوران جنگ غزه، به بیش از 30 کشتی باری یا جنگی که به شکلی، به صهیونیست‌ها مرتبط بوده، یا متعلق به رژیم انگلیس یا آمریکا بوده‌اند حمله کرده‌اند که در بیشتر مواقع نیز تیرشان به هدف خورده است. برخی از این کشتی‌های باری نیز با بارشان، به غنیمت گرفته شده‌اند. در این باره ملاحظه گوشه‌ای از گزارش خواندنی نشریه تخصصی «ناوال نیوز» نیز خالی از لطف نیست: «تاکنون هیچ کشتی‌ای در حملات یمنی‌ها در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب غرق نشده است؛ احتمالا به این دلیل که آنها نمی‌خواهند کشتی‌ها را غرق کنند وگرنه اگر بخواهند می‌توانند ضربات را طوری تنظیم کنند که کشتی‌ها را غرق کند.... بازدارندگی در برابر نیرویی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بسیار مشکل است. زمانی که حملات آغاز شد، درخواست‌هایی برای اقدام نظامی علیه حوثی‌ها مطرح شد. بسیاری از ناظران انتظار داشتند از همان ابتدای حملات حوثی‌ها، حملات متقابل علیه یمن آغاز شود؛ اما زمانی که آغاز حمله ائتلاف دریایی ماه‌ها طول کشید، ناامید شدند. بسیاری از ناظران مطمئن نبودند که حملات متقابل به یمن تفاوت زیادی ایجاد کند. حق با آنها بود و حملات یمنی‌ها با وجود چند دور حملات متقابل همچنان ادامه دارد.» همین‌طور به گزارش چندی پیش شرکت «کوهنه ناگل»، دومین شرکت بزرگ خدمات لجستیک جهان درباره کاری که یمنی‌ها در دریای سرخ کرده‌اند توجه کنید که مُکمل گزارش نشریه تخصصی «ناوال نیوز» است: «در پی حملات به کشتی‌های تجاری توسط شورشیان حوثی تحت حمایت ایران ۱۰۳ کشتی کانتینری در حال تغییر مسیر از دریای سرخ هستند...شرکت‌ها شروع به استفاده از مسیرهای ریلی و هوائی کرده‌اند، زیرا آبراه باب‌المندب که ۱۲ درصد تجارت جهانی از طریق آن انجام می‌شود برای عبور بسیار خطرناک شده است. کشتی‌های باربری در حال حاضر مجبورند مسیری بسیار طولانی را طی کنند و قاره آفریقا را عملا دور بزنند تا بتوانند به مقصد خود برسند، امری که هزینه‌ها و تأخیرهایی اضافی را ایجاد می‌کند.کشتی‌هایی که عازم اروپای غربی هستند با تغییر مسیر، تاخیری ۱۰ تا ۱۴ روزه را در سفر خود متحمل خواهند شد.» انقلابیون یمن در عین حال اعلام کرده‌اند، کشتی‌هایی که اعلام کنند، ارتباطی با اسرائیل ندارند به‌راحتی می‌توانند از این راه عبور کنند و صدها کشتی با ارسال همین پیام به مقاصد خود رسیده‌اند. منابع صهیونیستی در توصیف شرایطی که در خطوط بالا صرفا نقل‌قول کردیم نوشته‌اند: «انصارالله یمن اسرائیل را محاصره کرده است.» خروجی پاراگراف‌های بالا شکست محور «مقاومت یمن» را نشان می‌دهد یا پیروزی آن را؟
برویم سراغ محور- به تعبیر دقیق‌تر محورهای مقاومت - عراق. محورهای متعدد مقاومت در عراق، در این مدت بارها، هم اهداف آمریکایی را در عراق و سوریه هدف قرار داده‌اند و هم اهداف اسرائیلی را در شدود، ایلات، جولان، حیفا... و این اواخر اردن! فقط در یک مورد، کتائب حزب‌الله، یکی از محورهای مقاومت عراق با پهپادی بزرگ، یکی از پایگاه‌های سری آمریکا در اردن را طوری هدف قرار داد که 4 روز است، تبدیل به خبر اول دنیا شده است. طبق گزارش‌های رسمی 3 نظامی صهیونیست در این حمله دقیق به هلاکت رسیده و 40 نظامی نیز زخمی شده‌اند و حال 8 تن از این زخمی‌ها نیز وخیم است. خبرهای غیررسمی اما شمار مجروحان آمریکایی را تا 70 نفر هم اعلام کرده‌اند. برخی کارشناسان با توجه به نوع واکنش آمریکا به این خبر می‌گویند چه بسا، تلفات آمریکا خیلی بیش از 3 نفر هم باشد. طبق گزارش رسمی پنتاگون، گروه‌های مقاومت عراق از بدو شروع جنگ غزه، نزدیک به 200 بار به اهداف فقط آمریکا در عراق و سوریه حمله کرده‌اند. خبرهای مهمی نیز حاکی از آغاز مذاکرات بین دولت عراق و آمریکا برای اجرائی شدن مصوبه پارلمان عراق برای اخراج نظامیان آمریکایی است. این مذاکرات که به دنبال همین 200 حمله آغاز شده است، طبق برخی گزارش‌هایی که از عراق منتشر می‌شود جدی است. حتی بنا بر گزارش سی ان ان و اظهارات مشاور نخست‌وزیر عراق، توقف موقت حملات یکی از محورهای عراق به پایگاه‌های آمریکا، ارتباط مستقیمی با این مذاکرات دارد و نخست‌وزیر این کشور از کتائب حزب‌الله خواسته است، برای کمک به مذاکرات مربوط به اخراج آمریکایی‌ها از عراق، به اهداف این آمریکا حمله نکند. اخراج نظامیان آمریکایی از عراق و منطقه، پیروزی کمی است؟! 
درباره محور دیگر مقاومت که مستقیما با صهیونیست‌ها درگیر است یعنی حزب‌الله لبنان، زیاد گفته شده است. طبق اعلام منابع رسمی رژیم صهیونیستی، 10 هزار نیروی ویژه در کنار ده‌ها هزا نظامی دیگر این رژیم در مناطق مرزی لبنان مستقر شده‌اند تا حزب‌الله لبنان را مهار کنند. حزب‌الله لبنان اما با حملات حساب شده و دقیق ضربات مؤثری به صهیونیست‌ها وارد کرده است. ضمن اینکه مشغول کردن این همه نظامی صهیونیست، به اندازه خود از فشارها به مردم مظلوم غزه می‌کاهد. فرار ده‌ها هزار صهیونیست از مناطق مرزی با لبنان از ترس حزب‌الله لبنان نیز، یکی از نتایج حضور پرقدرت حزب‌الله در این جنگ است. بنابر اعلام رسانه‌های صهیونیست، هزاران نفر از شهرک‌نشینان فراری گفته‌اند حتی اگر جنگ تمام شود، حاضر نیستند برگردند. حزب‌الله لبنان در این مدت، به مهم‌ترین، سِری‌ترین و مجهزترین پایگاه‌های نظامی، اطلاعاتی و جاسوسی صهیونیست‌ها نیز، ضربات بی‌سابقه و دردناکی وارد کرده است. از آن سو بایدن بارها و بارها از نتانیاهو خواسته، باب جنگ جدی با حزب‌الله را به هیچ وجه باز نکند چون، حزب‌الله لبنان به هیچ وجه قابل مقایسه با حماس نیست. مَخلص کلام اینکه پرچم مقاومت لبنان نیز در این جنگ، مثل پرچم مقاومت یمن و عراق و فلسطین بالاست.
اگر همین امروز اعلام شود، حماس و رژیم صهیونیستی روی آتش‌بس طولانی‌مدت و تبادل اُسرا توافق کرده‌اند، می‌توان با قطعیت گفت پیروز این میدان، «جبهه مقاومت» است چرا که، کفه پیروزی‌هایش سنگین‌تر است. بدیهی است در مذاکرات، طرفی پیروز است که دست پُرتری دارد. از همین‌رو، این احتمالِ - ولو اندک - هم وجود دارد که قبل از قطعی شدن این آتش‌بس احتمالی، جبهه «آمریکا - اسرائیل» برای برهم زدن این معادله به نفع خود، حماقتی مرتکب شوند. یعنی تحت فشارهای تندروهایشان هَوَس کنند، حمله‌ای ولو کوچک اما پُرسروصدا به راس این محور وارد کنند و این حمله را با کمک شیپورهای عظیم تبلیغاتی‌شان، بزرگ «جا» بزنند که در این صورت پایان این جنگ با آنها نخواهد بود و 42 هزار نظامی آمریکایی مستقر در منطقه نیز به «اهداف نزدیک» به « اهداف مشروع» بدل خواهند شد!
 
نتانیاهو روی لبه تیغ
سید رضی عمادی 
جنگ رژیم صهیونیستی علیه باریکه غزه به مرحله حساسی در صحنه داخلی اراضی اشغالی رسیده است. منازعه نظامیان و سیاسیون در درون کابینه نتانیاهو و همچنین منازعه در درون کابینه جنگی علنی شده است.«یو آو گالانت» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی آشکارا در مقابل «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر قرار گرفته و بی‌اعتمادی میان طرفین شدیدتر از قبل شده است. نتانیاهو و گالانت از همان روزهای ابتدایی جنگ غزه با یکدیگر اختلافاتی تاکتیکی و محاسباتی در قبال مدیریت نبرد داشتند اما این اختلافات بیشتر در فاز پنهان مناسبات این دو ظهور و بروز پیدا کرده بود.اکنون این منازعات از فاز پنهان وارد فاز آشکار شده و حتی خود را در سردرگمی کابینه جنگ در قبال آن چه در غزه می گذرد، نشان می دهد. گزارش‌هایی مبنی بر این که نتانیاهو و یوآو گالانت به ندرت با یکدیگر صحبت می‌کنند، منتشر شد.همچنین گفته می شود، نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس نسبت به رایزنی های مخفی گالانت با مقامات کاخ سفید و حتی برخی مخالفان نتانیاهو در موساد نگران است. به نظر می رسد نتانیاهو اعتماد خود را به وزیرجنگ کابینه اش به صورت کامل از دست داده است. اماضلع دیگر این شکاف در درون کابینه جنگ بروز کرده است.«گادی آیزنکوت» از اعضای کلیدی کابینه جنگ رژیم صهیونیستی، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس  را متهم کرد که در مورد اهداف نظامی در غزه حقیقت را نگفته است.گادی آیزنکوت که خواستار برگزاری انتخابات جدید شده، گفته است کسانی که از «شکست مطلق» حماس حمایت می‌کنند، «راست نمی گویند.» این اظهارنظر آیزنکوت در حالی است که وی و برخی مقامات دیگر صهیونیستی تا قبل از عبور جنگ غزه از مرز زمانی دوماهه، مدعی بودند نابودی حماس قطعا محقق خواهد شد و نتانیاهو در این خصوص بلوف نزده است، اما تحقق نیافتن اهداف ترسیم شده از سوی نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس، جایی برای دفاع از وی، حتی از سوی نزدیک ترین افراد به نتانیاهو نیز باقی نگذاشته است.در همین حال، بنی گانتس یکی دیگر از اعضای کابینه جنگی نیز اختلاف‌های آشکاری با نتانیاهو دارد و حتی در تظاهرات علیه وی شرکت کرده و رسماً نیز خواستار برکناری نتانیاهو از نخست وزیری است. این شکاف‌ها، نتانیاهو را روی لبه تیغ قرار داده است. پارلمان رژیم صهیونیستی (کنست) موضوع استیضاح نتانیاهو، نخست وزیر را بررسی می‌کند، در حالی که رژیم صهیونیستی روزهای حساسی از جنگ را پشت سر می‌گذارد. گرچه سقوط نتانیاهو از مسیر استیضاح در کوتاه مدت محتمل به نظر نمی‌آید، اما می‌تواند آغاز مسیری باشد که انتهای آن پایان عمر سیاسی نتانیاهو و متحدان نزدیکش باشد. فرایند سلب اعتماد، مستلزم حداقل ۶۱ رأی موافق اعضای کنست است در حالی که ائتلاف دولتی نتانیاهو دارای اکثریت 64 کرسی داخل کنست است. با این حال، برخی از اعضای حزب لیکود هم با نتانیاهو زاویه پیدا کرده و خواستار برکناری وی از نخست وزیری هستند. به نظر می‌رسد زنگ خطر جدی برای بقای کابینه نتانیاهو به صدا درآمده است. براساس آخرین نظرسنجی ها، ائتلاف حاکم به ریاست نتانیاهو در صورت برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی شکست خواهد خورد و ائتلاف اپوزیسیون آرای لازم را کسب خواهد کرد. این نظرسنجی ها شانس بنی گانتس وزیر جنگ اسبق و عضو کنونی کابینه جنگ را برای تصدی پست نخست وزیری بالا دانسته است.همچنین در فضای بین‌المللی نیز فشار زیادی بر نتانیاهو به دلیل افزایش تلفات انسانی جنگ در غزه به بیش از 26 هزار شهید و 7 هزار مفقود وجود دارد. حتی حامیان غربی و اروپایی نتانیاهو معتقدند که حمایت از نتانیاهو برای ادامه جنگ در غزه برای آن‌ها گران تمام خواهد شد و از همین رو صداهای مخالف برای ادامه جنگ غزه در اروپا و حتی آمریکا بلند شده است. با توجه به آن چه گفته شد دو مسئله عدم دستیابی به اهداف در غزه در کنار فشارهای داخلی و البته خارجی باعث شده تا نتانیاهو به فکر عقب نشینی بخشی از نیروهای خود در غزه باشد.براین اساس به نظر می‌رسد نتانیاهو با عقب نشینی بخشی از نیروهای ارتش از غزه تلاش دارد تا تاکتیک خود در جنگ را از عملیات پرشدت و بمباران‌های کور و گسترده به سمت عملیات هدف دار با حملات نقطه‌ای تغییر دهد.
همین دیروز خبر رسید که تیپ5 ذخیره در نیروی ویژه «ناحال»،   غزه را ترک کرده است.تیپ5 ذخیره در نیروی ویژه «ناحال» در شمال غزه می جنگید و مسئول کنترل مناطق ساحلی غرب شهر غزه بود.از این رو انتظار می‌رود در فاز سوم عملیات نظامی اشغالگران اسرائیلی در غزه ما شاهد عملیات‌های نقطه‌ای در غزه با تمرکز بر منطقه خان یونس باشیم و البته که صهیونیست‌ها احتمالا هدف قرار دادن رهبران مقاومت را به عنوان راهی برای دستیابی به اهداف خود می بینند، هرچند نیروهای مقاومت نشان داده‌اند که با ترور فرماندهان و رهبران میدانی، نیروهای جدیدی را جایگزین می‌کنند و از این نظر بعید است که عملیات هدف دار اسرائیلی علیه رهبران مقاومت برای تل آویو نتیجه بخش باشد
 
نقش انقلاب اسلامی در افول امریکا
سيد عبدالله متوليان
سال‌ها قبل در یک برآورد استراتژیک مستند به دلایل متعدد، سال ۲۰۱۷ شروع فروپاشی چند مرحله‌ای ایالات متحده امریکا و سال ۲۰۲۵ شروع فروپاشی جغرافیایی امریکا پیش‌بینی و گفته شد دو ایالت غربی کالیفرنیا (ثروتمندترین ایالت) و تگزاس (بزرگ‌ترین ایالت) پیش‌قراولان تجزیه امریکا خواهند بود
۱- سال‌ها قبل در یک برآورد استراتژیک مستند به دلایل متعدد، سال ۲۰۱۷ شروع فروپاشی چند مرحله‌ای ایالات متحده امریکا و سال ۲۰۲۵ شروع فروپاشی جغرافیایی امریکا پیش‌بینی و گفته شد دو ایالت غربی کالیفرنیا (ثروتمندترین ایالت) و تگزاس (بزرگ‌ترین ایالت) پیش‌قراولان تجزیه امریکا خواهند بود، اینک یک سال زودتر از آن برآورد، نشانه‌های ترک برداشتن تمامیت ارضی امریکا و فروپاشی جغرافیایی آن سرزمین از سمت تگزاس مشاهده می‌شود. ظاهراً اختلافات بین دولت مرکزی امریکا با ایالت تگزاس پس از تصمیم اخیر دادگاه عالی امریکا برای برداشتن موانع مرزی بین تگزاس و مکزیک، آتش زیر خاکستر را شعله‌ور ساخته و هشتگ تگزیت (texit) بین حامیان استقلال تگزاس و جدایی از ایالات متحده امریکا پرتکرار شده است و این آغاز سرنوشت محتوم شیطان بزرگ است. 

۲- افول امریکا نه از سال جاری میلادی، بلکه از ۴۵ سال پیش (۱۹۷۹) و با شروع انقلاب اسلامی آغاز شد. امریکا از آن زمان در سراشیبی افول قرار گرفت که بنیانگذار و معمار کبیر انقلاب اسلامی در برابر تفرعن و استکبار امریکایی ایستاد و امریکا را شیطان بزرگ نامیده و از انزوای مستکبران و قدرت‌های شیطانی گفت: «انقلاب اسلامی با تأیید خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است و ان شاءالله با گسترش آن قدرت‌های شیطانی به انزوا کشیده خواهند شد.» ماشین هژمون و اقتدار امریکا از زمانی بر روی ریل افول افتاد که هیبت و اقتدار سیاسی امریکا در جهان شکست و در جای جای جهان ترس ملت‌ها فرو ریخت و مظلومان عالم به تبعیت از ایران شعار «مرگ بر امریکا سر داده و پرچم زیاده‌خواهی و زورگویی امریکا را به آتش کشیدند». 
دیوار اقتدار امریکایی زمانی فرو ریخت و وحشت افول خواب راحت را از چشمان آنان گرفت که انقلاب اسلامی با سرعت وصف ناپذیر از مرز‌های جغرافیایی ایران فراتر رفته و در اقصی نقاط جهان، مستضعفین شجاعت ایستادگی در برابر مستکبران و ظالمان پیدا کردند. 
۳- وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ با شعار «نه شرقی نه غربی» و با ارائه تعریف جدیدی از «استقلال و آزادی»، در راستای مقاومت و ایستادگی در برابر مستکبران و نظام سلطه، عملاً نظام دو قطبی و ظالمانه موجود در جهان (و پیوستن اجباری کشور‌ها به یکی از دو قطب سلطه‌گر جهان) را به چالش طلبیده و پرچم آزادی‌خواهی و استکبارستیزی را به اهتزاز درآورد. انقلاب اسلامی ایران محاسبات مستکبران ظالم جهان را بر هم زده و افق جدیدی پیش روی دیگر کشور‌ها و ملت‌ها گشوده و این فرمایش امام راحل که «همین قول مرگ بر امریکا برای امریکا می‌آورد» را عالمگیر و به باور ملل تحت ستم جهان تبدیل کرد. 
۴- افول امریکا دقیقاً از زمانی شدت گرفت که امریکایی‌ها پس از فروپاشی شوروی، سرمست از باده غرور، با تدوین «استراتژی امریکا در قرن ۲۱» از «نظم نوین جهانی»، «نظام تک قطبی»، «خاورمیانه جدید»، «رؤیای امریکایی (American dream)»، «ایجاد دهکده جهانی با کدخدایی امریکا» و... گفته و با انواع دسیسه‌ها و توطئه‌ها و از جمله ایجاد داعش مسیر فروپاشی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مقدمه قرن امریکایی تعقیب کردند، اما شکست سخت و مفتضحانه آنان در تشکیل خاورمیانه جدید، رؤیای قرن امریکایی را به کابوس افول مبدل ساخت. امریکایی‌ها خود مدعی و معترف‌اند که طی ۳۵ سال گذشته، بالغ بر هفت هزار میلیارد دلار در غرب آسیا (خاورمیانه جعلی) هزینه کرده‌اند و ایران تنها با هزینه بسیار اندک و ناچیز ۱۹ میلیارد دلاری، نه تنها رؤیا‌های آن‌ها را به کابوس بدل ساخته، بلکه هم‌اینک در عمق استراتژیک خود از ضرورت خروج اجباری و فوری یانکی‌های امریکایی از منطقه غرب آسیا سخن می‌گوید. 
۵- نظم موجود در جهان که بر اساس گفتمان اومانیستی و بر پایه مکتب لیبرالیزم شکل گرفته است دوران افول خود را طی می‌کند و شکل‌گیری نظم جدید جهانی، مستلزم یک گفتمان معتبر و فراگیر است. در حال حاضر همه قدرت‌های نوظهور (بریکس و...) فاقد گفتمان جدید و معتبر بوده و تنها جمهوری اسلامی ایران است که در راستای مقابله با نظام ظالمانه و اومانیستی موجود، دارای گفتمان ۴۵ ساله قوی، معتبر، فراگیر و جهانی تحت عنوان «گفتمان عدالت خواهی و مقاومت در برابر نظام سلطه» است. 
۶- بحق باید گفت ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ سرآغاز افول امریکا (و نظام اومانیستی و سلطه‌گر غرب) است. از همان روز بود که پرچم غیرت مندی ملل تحت ستم به اهتزاز درآمده و «محور مقاومت، شرافت و غیرت» در برابر «محور شرارت، شقاوت و ظلم» شکل گرفت. از همان ۲۲ بهمن ۵۷ ملت‌های جهان با خمینی کبیر هم صدا شدند که «ما امریکا را زیر پا می‌گذاریم... با اطمینان می‌گویم که اسلام ابرقدرت‌ها را به خاک مذلت می‌نشاند». آری از همان روز جهان در انتظار افول امریکا و نظام سلطه و برپایی و شکل‌گیری نظم جدید جهانی و تمدن نوین اسلامی و عدالت مهدوی است

تأسف رهبری از ضعف در بیان پیشرفت ها

هوشمند سفیدی

مقام معظم رهبری در جریان دیدار فعالان اقتصادی و تولید کنندگان و یک روز پس از بازدید از نمایگاه دستاوردها، برای چندمین بار از ضعف اطلاع رسانی پیشرفت ها و عدم بازگویی آن ها برای مردم اظهار تأسف کردند. اینجا این سوال شاید مطرح می شود که با توجه به مشکلات عدیده اقتصادی و فشار بر معیشت مردم، چه پیشرفت هایی باید برای مردم بیان شود. پرواضح است که در جنگ رسانه ای فعلی، بدخواهان مدام از پسرفت های اقتصادی می گویند و در این بین، دلسوزان انقلاب و نظام هم با انتقاد از ناکارآمدی اقتصادی، تلاش دارند تا مجموعه نظام اقتصادی را به سمت و سویی رهنمون کنند تا فشار بر مردم کاهش یابد و طبیعی است که بازگویی دلسوزانه ضعف ها، نه تنها یأس آفرین نیست، بلکه مقدمه ای برای امیدآفرینی های آتی است.

با این وصف، به جرأت می توان گفت که زبان قاصر بعضی از مسئولان، گویای دستاوردها و پیشرفت ها نیست, زیرا علی رغم مشکلات و نارسایی های اقتصاد خانوار و نارسایی حکمرانی اقتصادی، شاهدیم که در بخش هایی از اقتصاد ایران از جمله در حوزه های صنعتی و معدنی، شاهد پیشرفت های برجسته ای هستیم، برای مثال ایران جزء ۱۰ کشور اول تولید فولاد در جهان است و پیوسته شاهد رکوردزنی شرکتهای فولاد، مس، نفت و پتروشیمی و برق در تولید، ابداع و ابتکار و تکیه بر نیروهای خود برای رفع مشکلات هستیم، گرچه روابط عمومی ها در این بخش تنها روزنه های امیدآفرینی هستند، اما به نظر می رسد هنوز نظام اطلاع رسانی ما در ارائه این دستاوردها هم ناتوان است. مشکل دیگر هم در این زمینه، فقدان نگاه سرمایه گذاری به فعالیت های ارتباطی و روابط عمومی در نزد بسیاری از مسئولان است؛ در حالی که یکی از مهمترین سرمایه گذاری های ضروری برای کشور، اصلاح نظام اطلاع رسانی، توسعه آن و استفاده از شیوه های عالمانه و هنری در این راستاست. به نظر می رسد این اظهار تأسف، باید تلنگری باشد برای آنان که اطلاع رسانی را جدی نمی گیرند و بعضاً این نوع هزینه ها را، اتلاف منابع ارزیابی می کنند. امید آنکه این تذکر را جدی بگیرند. نکته مهمتر آنکه امروز که در آستانه چهل و پنجمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، شاید برای خیلی ها این سئوال پیش بیاید که دستاوردهای این سال ها چه بوده است؟ آیا «آزادی» تأمین شد؟ آیا «استقلال» به دست آمد؟ آیا «جمهوریت» و «اسلامیت» به عنوان دو بال مشروعیت ساز نظام جمهوری اسلامی ایران، تحقق یافته اند و آیا اهداف انقلاب اسلامی که در سال ۵۷ ورد زبان ها بود، محقق شده است؟ و…

راستی، چه نهادی پاسخگوی این سئوال هاست و چه مرکزی باید پیشرفت های کلی را رصد کرده، اطلاع رسانی کند و بازخورد بگیرد؟

بنابراین آنان که باید «بگویند»، این اظهارتأسف رهبری را «آخرین تذکر» بدانند و آستین ها را بالا زنند و زبان گویای نظام باشند. امروز نظام جمهوری اسلامی ایران، بیش از هر زمان دیگر به یک زبان گویا، مستدل و تبیینی نیاز دارد

خاورمیانه در آتش

هاشم اورعیاستاد دانشگاه صنعتی شریف
‌سه سال پیش وقتی جو بایدن کار خود را در کاخ سفید آغاز کرد، سیاست دولت آمریکا در برابر ایران از مناقشه به مذاکره تغییر کرد و امید می‌رفت که دو کشور به توافقاتی دست یابند. در این مسیر، ایالات متحده با هدف جلب ‌نظر جمهوری اسلامی از فشار خود در تحریم نفت ایران در بازار بین‌المللی کاست؛ به‌گونه‌ای که در اکتبر سال گذشته میلادی، صادرات نفت ایران به بیش از 8/1 میلیون بشکه در روز افزایش یافت که بیشترین مقدار از سال 2019 میلادی بود. به نظر می‌رسید دو کشور قبول کرده‌اند که با هم کنار آمده و به توافق نانوشته‌ای دست یافته‌اند.

اما پس از حمله هفتم اکتبر حماس شرایط عوض شد. با وجود اعلام مکرر مقامات ایران در عدم اطلاع از حمله غافلگیرانه حماس، بسیاری سعی کردند پای ایران را به میدان بکشند. با آغاز حمله موشکی حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ، موضوع حمایت ایران از آنها دوباره مطرح شد و جو بایدن تصمیم گرفت ضمن پرهیز از بالا‌بردن سطح تنش، بر فشار تحریم علیه ایران بیفزاید و ظاهرا صادرات نفت ایران در اولین ماه سال جاری میلادی کاهش یافته است.

مخلص کلام اینکه پس از حمله حماس، آتش‌بازی در منطقه آغاز شد و گروه‌های مختلف مورد حمایت ایران، 160 بار به مواضع آمریکا با موشک و پهپاد حمله کرده‌اند که بیشترشان به هدف اصابت نکرده یا ساقط شده‌ است. بالاخره در هشتم بهمن یکی از آنها به هدف خورد و به کشته‌شدن سه سرباز آمریکایی انجامید. این حمله که در خاک اردن و در 20‌کیلومتری مرز این کشور با سوریه به وقوع پیوست، اولین حمله هوایی مرگبار به نیروی زمینی آمریکا از جنگ کره بوده و جو بایدن را وادار کرد که سیاست خود در مواجهه با ایران را تغییر دهد. با بالا رفتن سطح تنش در منطقه همه می‌دانستند که دیر یا زود این اتفاق خواهد افتاد و سرانجام به کشته‌شدن سربازان آمریکایی خواهد انجامید. در پی آن، فشار سیاسی بر جو بایدن برای اقدام تلافی‌جویانه به‌شدت افزایش یافته است. لیندسی گراهام، سناتور رادیکال سنای آمریکا، اعلام کرد که حرف‌های بایدن در ایران گوش شنوایی ندارد و تنها راه، وارد‌کردن ضربات سخت به ایران است. به قول جان رین، دیپلمات پیشین بریتانیا در خاورمیانه، بایدن در باتلاق گرفتار شده و مجبور است حملات گروه‌های مقاومت اسلامی مورد حمایت جمهوری اسلامی را باور کند. هم‌اکنون رئیس‌جمهور82‌ساله ایالات متحده در شرایطی سخت قرار گرفته است. رضایت رأی‌دهندگان آمریکایی به کمترین میزان در دوره ریاست‌جمهوری وی تنزل کرده و با توجه به انتخابات پیش‌رو چنانچه اقدامی در‌خور صورت نگیرد، سیاست‌مداران جمهوری‌خواه و در رأس آنان دونالد ترامپ حداکثر استفاده را برده و ناتوانی وی در حمایت از جان سربازان آمریکایی را به رخ خواهند کشید. 

به این ترتیب رئیس‌جمهور آمریکا به ناچار سیاست مماشات با ایران را کنار گذاشته و در آخرین اظهارنظر اعلام کرد تصمیم خود را درباره اقدامات تلافی‌جویانه گرفته است. در چند روز اخیر رسانه‌های راست‌گرای آمریکا نیز کشته‌شدن سربازان این کشور را به‌صورت گسترده بازتاب داده و افکار عمومی را برای حمله تلافی‌جویانه آماده کرده‌اند. ولی حمله مستقیم نیروهای آمریکایی به خاک ایران بسیار بعید است و برخی خبرگزاری‌ها اعلام کرده‌اند که دولت بایدن از طریق دیپلماتیک به ایران اعلام کرده که مایل به گسترش درگیری نیست، ولی مجبور است به اقدامات تلافی‌جویانه دست بزند و ایران پاسخ داده که حمله مستقیم خط قرمز است. خلاصه اینکه روز موعود فرا رسیده و ایران و آمریکا پس از سال‌ها شاخ و شانه کشیدن بالاخره شاخ‌به‌شاخ شده‌اند. در شرایط حساس فعلی دولت ایران بر سر دو‌راهی تاریخی قرار گرفته است. راه اول این است که به سیاست خصمانه در مقابل ایالات متحده و حمایت از نیروهای نیابتی خود در منطقه ادامه دهد و پس از اقدام تلافی‌جویانه آمریکا به تلافی آن مواضع آمریکا در منطقه مورد تهاجم قرار گیرد و این روند ادامه یابد تا بالاخره به رویارویی تمام‌عیار بینجامد. سناریویی که مورد علاقه شدید اسرائیل و بسیاری از کشورهای منطقه است که از ضعیف‌‌‌شدن ایران استقبال می‌کنند. روسیه نیز خواهان چنین شرایطی است؛ چون در بازی شطرنج بین‌المللی با فدا‌کردن یک سرباز جبهه جدیدی برای حریف گشوده است. ناگفته پیداست که استراتژی مقابله مستقیم همواره مدنظر نظامیان بوده و نیازی به خلاقیت دیپلماتیک ندارد. اما راه دومی هم وجود دارد و آن اولویت دیپلماسی بر میدان است. راهی که بر این گفته وینستون چرچیل استوار است که در دنیای سیاست، نه دوست دائمی وجود دارد و نه دشمن دائمی و همه تصمیمات باید در راستای منافع ملی گرفته ‌شود. چند هفته پیش نخست‌وزیر ویتنام در مجمع جهانی اقتصاد در داووس در سخنرانی خود گفت کشورش تاریخ سختی را با آمریکا تجربه کرده، ولی در دهه 90 میلادی، هیئت حاکمه این کشور منافع ملی و رفاه مردم را بر تسویه‌حساب تاریخی ترجیح داد و در پی این سیاست خردمندانه، در مسیر توسعه و رفاه قرار گرفت. چنانچه قرار باشد این مسیر انتخاب شود، باید نظام حکمرانی به این باور برسد که موشک و پهپاد برای استفاده‌نکردن است تا در سایه آن کشور به توسعه اقتصادی دست یابد. نکته مثبت اینکه می‌توان ادعا کرد جمهوری اسلامی در حال حاضر نسبتا دست بالا را دارد. جو بایدن سالخورده از نظر سیاسی ضعیف است و با توجه به انتخابات پیش‌رو، جرئت گرفتن تصمیمات سخت و جسورانه را ندارد و بیشتر به دنبال راه فرار است. حیف است در چنین شرایطی، این اصل مسلم دیپلماسی را که در مذاکرات همیشه باید یک راه فرار برای طرف مقابل باز گذاشت، کنار گذاشته و از این موقعیت استفاده نکرد.

تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد کشور در شرایط بسیار بدتر موفق شده گلیم خود را از آب بیرون بکشد. در سال 1320 نیروهای ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده و به دنبال جدا‌کردن بخش‌های شمال و شمال غربی کشور بودند. در نهایت سیاست‌مداری کار‌کشته به پا خاست و موفق شد با هنر دیپلماسی، استالین را راضی به عقب‌نشینی ارتش شوروی از خاک ایران کرده و تمامیت ارضی کشور را حفظ کند. امروز شرایط ایران خیلی بهتر از آن دوران است. کلام آخر اینکه دستگاه دیپلماسی کشور باید این واقعیت را باور کند که نهادهای شرط‌‌‌‌بندی در آخرین اطلاعات ارائه‌شده شانس ترامپ برای برنده‌شدن در انتخابات نوامبر را 55 درصد و احتمال پیروزی بایدن را 35 درصد اعلام کرده‌اند. چنانچه طراحان سیاست خارجی کشور قادر نباشند شرایط فعلی را به فرصت تبدیل کرده و راه مصالحه را پیش گیرند، باید کابوس زمامداری زوج ترامپ و نتانیاهو را در ذهن خود تجسم کنند که چنانچه به واقعیت تبدیل شود، دیگر جایی برای مذاکره باقی نمانده و فرصت طلایی دیگری از دست خواهد رفت

روز انتخابات و شب قدر

مسعود پیرهادی

یک شب است؛ اما برتر از هزار ماه است. باید «قدر» را درک کرد و قدر دانست اما راه‌رفته‌ها می‌گویند: با اینکه خیلی خوب است که در لیالی قدر به احیا و قرآن به سر گرفتن و استغفار و جوشن کبیر و … مشغول باشی، اما بدان و آگاه باش که لیلة‌القدر را یک‌شب یا سه‌شب نمی‌سازد؛ بلکه کل زندگی هر فرد، شب قدرش را می‌سازد. پس باید خیلی زودتر از رسیدن لیالی قدر دست‌به‌کار شد. 
مقدمه کافی است؛ روز انتخابات، لیلةالقدر هر کشوری است. تقدیرهای چندساله تا حدی رقم می‌خورد و آثارش چه‌بسا تا «الف شهر» بر کشور می‌ماند. انتخابات را هم نمی‌شود یک‌شبه و یک‌ماهه، خیلی تغییر داد. البته اینجا هم مثل شب قدر، بزرگترین خبط و خطا ناامیدی است.
سال قبل در خانواده ایران، دعوا شد؛ بزن‌بزن و ضرب و شتم رخ داد؛ خون ریخته شد و خلاصه شد آنچه نباید می‌شد. این نوشته درصدد پرداختن به ظالم و مظلوم و مقصر و بی‌گناه قصه نیست؛ چه‌اینکه در زمان خودش مفصل به آن هم پرداخته‌ام. غرض این است که یادمان نرود قریب یک‌سال پیش، چه بر سر آرامش و خاطره این جامعه دوست‌داشتنی گذشت. طبیعی است که التیام برخی زخم‌ها خصوصا وقتی عمق زیادی دارد، زمان می‌برد.
مشارکت در انتخابات مثل استجابت دعا در شب قدر است. شب قدر، عظمت و ظرفیت بالایی دارد؛ مقتضی موجود است اما باید مانع هم مفقود باشد وگرنه دعا بالا نمی‌رود. افزایش مشارکت در انتخابات هم همینطور است. همه می‌دانند انتخابات چه اهمیتی دارد؛ حق است؛ تکلیف است؛ آثارش به زندگی خودمان برمی‌گردد و … اما موانعی هم وجود دارد که باید نباشد وگرنه مشارکت، تکان جدی و معتنابه نمی‌خورد.
رواداری و تغافل، رکن مهمی برای حاکمان است. هر که اجتماع خانواده برایش مهمتر است؛ چشم‌پوشی بیشتری هم خواهد کرد تا جمع، پراکنده نشود؛ تا کینه‌ای در دلی نماند؛ تا کسی چمدان‌به‌دست از خانه خارج نشود. ما نه‌تنها باید همدیگر را با همه اختلافات، تحمل کنیم بلکه باید یکدیگر را با تمام وجود، دوست داشته باشیم تا خانواده ایران، پابرجا و مقتدر بماند.
سی روز بیشتر به انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری باقی نمانده است. درست است که گفتیم امر مشارکت، یک‌شبه و یک‌ماهه تکان جدی نمی‌خورد اما باید بدانیم که بالاخره به آن مأموریم. طبق قاعده میسور باید کار را پیش ببریم. قاعده میسور اجمالا می‌گوید: هرگاه انجام تکلیفی به‌صورت کامل و با تمام اجزا و شرایط یا تمام مصادیق آن، دشوار یا ناممکن باشد، به‌جاآوردن بخشی از آن که برای مکلف ممکن و مقدور است از عهده او ساقط نمی‌شود.
از وجود مبارک رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم روایت است که می‌فرمایند: «اذا امرتکم بشیء فأتوا منه مااستطعتم؛ زمانی‌که درباره چیزی به شما دستوری دادم، شما هر مقدار از آن را که می‌توانید، انجام دهید»
 از وجود نورانی حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نیز دو‌ روایت در این موضوع نقل شده است که می‌فرمایند: «المیسور لا یسقط بالمعسور؛ انجام مقداری از تکلیف، که از دست مکلف بر می‌آید، به‌علت دشوار یا غیر مقدور بودنِ انجام کامل آن، ساقط نمی‌شود»؛ همچنین می‌فرمایند: «ما لا یدرک کله لا یترک کله؛ کاری را که نمی‌توان به شکل کامل انجام داد، نباید از اساس ترک کرد».
در ادبیات ما هم آمده است که آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به‌قدر تشنگی باید چشید. باید به قدر وسع، موانع موجود را برطرف کرد.
این یک ماه منتهی به انتخابات، قلما، قدما و خصوصا عملا باید کارهایی کرد و صدالبته کارهایی نکرد تا در حد بضاعت، مشارکت را ارتقاء دهیم.
محور این فعل‌ها و ترک فعل‌های لازم، چیزی جز رضایت مردم نیست. طرح امور اختلافی به هر بهانه‌ای محکوم و غلط است. باید هر کسی که قدرت و مخاطبی دارد این مسئله را طرح کرده و افرادی که از سر ناآگاهی به اختلاف‌افکنی روی آورده‌اند را هدایت کند.