بارزترین ویژگیهای پیشرفت و هویت نزد شهید صدر که عملاً مشخصه مکتب فکری ایشان هم بوده، در هفت ویژگی فکری این شهید عزیز و نابغه نهفته است. شش تا از این ویژگیها، یعنی روششناسی تفکر، کلنگری و بالندگی نظری، حرکت از فرضیه به عملگرایی، سفر از واقعیت به متن، احیاگری و بازگرداندن دوباره غایب و دفاع فعالانه یا پدافند تمدنی بررسی شد. در ادامه به تبیین هفتمین ویژگی که ما را در دادن پاسخ مسئله پیشرفت و هویت توانمند میکند، میپردازیم.
۷ـ نگرش انتقادی و دغدغه خردشدن ردهبندی داخلی؛ علمایی هستند که به منتقد معروفند. مثلا میگویند: شیخ محمد جواد مغنیه اهل نقد است. چون اولین کتابی که نوشته بود، نقدی بر واقعیت اجتماعی در جبل عامل بود. این یعنی که حس انتقادی او در مراحل اولیه متبلور شد.
اما شهید صدر در همان لحظه که در پیشانی خط دفاعی بود، از واقعیت ما هم انتقاد میکرد؛ تجربه ایشان در نقد واقعیت حوزوی ما، در نقد روشهای آموزشی و تجربه او در نقد برخی از پدیدههای اجتماعی موجود در زندگی ما. این ذهنیت انتقادی که او نسبت به برخی پدیدهها داشت، در بسیاری از کتابها و تلاشهای ایشان منعکس شده است. اما تمایز ایشان از بسیاری دیگر این است که نقدش را با آرامش انجام میداد و نیاز به تنفس عمیق داشت؛ زیرا روش نقدی که شاخصه ایشان بود، بهروشنی به ما الهام میکند که وی آماده یک نفسگیری طولانی بود تا نقد را به ثمر برساند. برخلاف برخی از علما که شدیدتر و صریحتر نقد میکنند و معتقدند که ما نیاز به پرش داریم تا به نتیجه نقد برسیم. اما شرایط تاریخی شهید صدر در رابطه با رژیم حاکم عراق در آن دوره و بحرانی که ملت مؤمن در آن به سر میبرد و اوضاع اسلامی بهطور کلی در برابر پیشروی انقلاب شوروی و... شاید همه اینها ایشان را بر آن داشت تا مرحلهبندی درازمدتی را در برخورد با نقد درونی مسائل ما، چه درونحوزوی و چه خاص اجتماعی انتخاب کند.
حال این سؤال مهم مطرح است که ما کجای پروژه شهید صدر هستیم؟ آیا عقلانیت دینی جدید متوقف شده است؟ به نظر میرسد این هفت ویژگی در اندیشه شهید سیدمحمدباقر صدر (روشمندی، کلنگری، عملگرایی، واقعگرایی، تدافعیگرایی، احیاگری و نگرش انتقادی) اگر بادقت مطالعه شوند، حتما میتوان به این موضوع پاسخ داد که: آیا شهید صدر واقعاً در ارائه پاسخ تفکر دینی به سؤال کلیدی درباره «جمع بین پیشرفت و هویت» نقش داشته است یا نه؟
بررسی زمانه و زمینههای عصر شهید صدر و اقتضائات مکانی و عوامل دیگر نشان میدهد که شهید صدر بهقدر توانش، نیاز امت را تأمین کرده است. اما سوال بعدی این است که آیا نسلهای آینده میخواهند بایستند و فقط به شرح کردن و حاشیه زدن مشغول باشند؟ یا میخواهند حرکت او را ادامه دهند؟! وفق آنچه از ویژگیها و خصوصیات فکری و روحی شهید صدر در میان این سطور یاد گرفتیم، ایستادن و ایستا عمل کردن، برعکس آن چیزی که شهید صدر میخواست؛ زیرا اگر او به ایستادن فکر میکرد، از پیشینیان خود جلو نمیزد.