حماسه و جهاد >>  حماسه وجهاد >> نبض حماسه و جهاد
تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۹۵۰
شهید احمد کشوری عقاب تیز پرواز آسمان دفاع مقدس

احمد در واپسین روزهای حیاتش، در جمع بچه‌ها سخن می‌گفت:
«دیشب خواب سهیلیان را دیدم. در خواب دیدم حمیدرضا در باغ و مزرعه‌ای بسیار بزرگ حضور دارد؛ جایی با زیبایی خیره‌کننده. آنجا سرشار از سرسبزی و آکنده از درختان میوه بود. در میان باغ، ساختمانی را به من نشان داد و پرسید: "این خانه زیباست؟" و بعد ادامه داد: "این خانه مال توست. مدت‌هاست منتظرت هستیم، چرا نمی‌آیی؟"»

با شنیدن این خواب، انگار سطل آبی یخ بر سرمان ریختند. همه میخکوب شده بودند و با بهت به احمد خیره نگاه می‌کردند. با دیدن رفتار و شنیدن صحبت‌هایش، تصمیم گرفتم صبح روز پانزدهم آذر مانع رفتنش به مأموریت شوم، اما موفق نشدم.

ساعت ده و نیم صبح پانزدهم آذر بود که آقای ضیایی، معاون استاندار ایلام، آمد و گفت: «گویا بالگرد کشوری در تنگه‌ی بینای میمک دچار سانحه شده و سقوط کرده است.»

بی‌درنگ، همراه تعدادی از خلبانان با بالگرد به منطقه‌ی میمک و محل حادثه رفتیم. از بچه‌ها درباره‌ی ماجرای سانحه‌ی بالگرد احمد پرسیدم. گفتند زمانی که هواپیماهای دشمن به بالگردهای ما حمله‌ور شدند، کشوری بالگردهای همراه را به عقب فرستاد تا از منطقه‌ی خطر دور شوند و خودش در آسمان میمک شروع به مانور دادن کرد تا هواپیماهای دشمن را سرگرم کند؛ اما در نهایت هدف موشک هواپیمای عراقی قرار گرفت.

وقتی خواستیم او را از داخل بالگرد بیرون بیاوریم، دستش بر شاسی بود و چهره‌اش، همچون زمان حیات، متبسم.

سران عراق پس از شهادت امیر جبهه‌های غرب، شادی بسیاری کردند و یک هفته به جشن و سرور پرداختند و اعلام کردند که بالگرد بهترین خلبان هوانیروز ایران، احمد کشوری، را ساقط کرده‌اند.