صبح صادق >>  دیدگاه >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۳۸۸۶۸۱
پایگاه بصیرت / محمد عینی زاده موحد

پروردگارا؛

جان ما، مقتدای ما، آنکه قلب ما به او محکم بود، اینک به‌سوی تو شتافته. او را در آغوش رحمت و انس گیر.

او سالیان درازی است که خواب راحت به چشمش نیامده، در راه تو عمری مجاهده کرده، خواب از چشم دشمنانت ربوده، اینک نزد تو آمده، به گرمی پذیرایش باش.

او به آرزوی خود رسید، به جمع یارانش پیوست. اینک سلیمانی و نصرالله به پیشوازش آمده‌اند، فرشتگان مقدمش را گلباران می‌کنند، خمینی کبیر آغوش برایش گشوده، جدش سیدالشهدا با لبخندی بهشتی نگاهش می‌کند، شهیدان از شوق دیدارش به وجد آمده‌اند، در آسمان غوغایی به پاست. زهرای مرضیه او را به‌سوی خود می‌خواند و پیامبرت شادمانه نظاره‌گر است.

اما جای او در میان ما خالی است، قلب‌ها از جا کنده شده، چشم‌ها خونبار و میلیون‌ها شیدای سیمای خداییش خاک ماتم بر سر می‌کنند.

ای منتقم خون‌های انبیاء و اولاد انبیا کجایی؟ منتقم خون‌های شهیدان ما در کجایی؟

راستی باید به تو تسلیت گفت که اینک تو صاحب عزایی.

امسال چه سال سختی برای تو بود! یارانت و سردارانت یکی یکی پر کشیدند. آقا حال قلبت چطور است؟

دیروز کجا بودی؟ با سید خداحافظی کردی؟ او را در آغوش گرفتی؟ برایت درد دل کرد؟ دهه نودیها را به تو سپرد؟ سفارش میلیون‌‌ها جوان مشتاق را به تو کرد؟

آقای ما مولای ما ما دیگر کسی را نداریم. تنها امیدمان به توست. در گرداب حوادث و در میان خیل دشمنان، تنها به تو دل بسته‌ایم.

گریه امانمان نمی‌دهد، دلهایمان خالی شده، می‌خواهیم سر به زانویت... نه، به قدم‌هایت بگذاریم و های‌های بگرییم. می‌خواهیم دست پرمهرت را بر سرمان بکشی و ما آتش درونمان را به خنکای نگاه تو بنشانیم.

ما را رها نکن، دشمنانمان می‌خندند، خنده‌شان را به فریاد درد و وحشت بدل کن. جای خالی سید را زود برایمان پر کن.

غصه‌هایمان را بزدا و دستمان را رها نکن.