در میان چهرههای سیاسی شناخته شده تاریخ معاصر ایران زمین، نام «نواب صفوی» از جایگاه ویژهای برخوردار است. چهرهای که موافقان و مخالفان بسیاری داشته و درباره او بحثهای فراوانی شده است. «سیدمجتبی نواب صفوی» (۱۳۰۳ـ۱۳۳۴ش)، از روحانیون مبارز پیش از انقلاب اسلامی ایران، بنیانگذار و رهبر جمعیت فدائیان اسلام و از پیشتازان مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی بود. نواب تحصیلات در علوم حوزوی و علوم جدید را نزد استادانی، همچون علامه امینی، آیتالله سیدحسین طباطبایی قمی و... در قم و نجف گذراند. وی فدائیان اسلام را با هدف اجرای احکام اسلام، تشکیل حکومت اسلامی، جهانیسازی اسلام، مبارزه با نظام سلطنت و مخالفت با اساس رژیم پهلوی تأسیس کرد. وی معتقد بود اصلاح را در دو سطح بالای جامعه، یعنی «حکومت» و «مردم» باید انجام داد و آگاه کردن مردم نسبت به مسائل اسلامی اولین گام در این راه است. وی با اعتقادات ضد شیعی احمد کسروی مبارزه کرد و در نهایت حکم ارتداد را درباره وی اجرا کرد.
آشنایی با شهید سیدمجتبی نواب صفوی را میتوان سرفصل مهم دیگری در زندگی سیاسی آیتالله سیدعلی خامنهای دانست که وی را با مبارزه سیاسی آشنا کرد. آیتاللهالعظمی خامنهای ابراز میدارد: «من مقولههای سیاسی را کاملاً میشناختم و دیده بودم؛ لیکن به مبارزه سیاسی به معنای حقیقی، از زمان آمدن مرحوم نواب علاقهمند شدم.» ایشان بر این باورند که «مرحوم شهید نواب صفوی نخستین جرقهای بود که راه اسلام را به معنای فراگیر انقلابی و پویای آن در برابرم روشن ساخت. این مرد در جامعه ایرانی آنچنان جنبشی برانگیخت که وجدان مسلمانها را از خواب غفلت بیدار کرد، عزمها را جزم کرد و در دلها غیرت و حمیتی نسبت به اسلام و مقدسات اسلامی ایجاد نمود.»
در اواسط فروردین ۱۳۳۲ بود که نواب به همراه ۳۰ نفر از یارانش، تهران را با هدف زیارت و تبلیغ به مقصد مشهد ترک کرد. اتوبوس آنها در شهرهای بین راه توقفهایی کوتاه داشت تا مردم بتوانند سیدمجتبی راـ که سودای برقراری حکومت اسلامی را در سر داشتـ از نزدیک ببینند و سخنانش را بشنوند. حتی پانایرانیستها نیز به پیشواز نواب میآمدند. نواب در مدت حضورش در مشهد دیدارهای متعددی با اقشار گوناگون داشت. حضور او جوانان مشهدی را به وجد آورده بود. سیدعلی چهارده ساله نیز آوازه نواب را دورادور شنیده بود و تصویری متناسب با سن خود از او در ذهن داشت: «مردی بلندقد، پرهیبت، چهارشانه و حماسی.» جاذبهای پنهان او را به سوی نواب میکشاند که قرار بود در مهدیه علیاصغر عابدزاده سخنرانی کند. به گوش آقاسیدعلی رسید: «بسیار علاقهمند شدم که نواب را ببینم. خواستم بروم مهدیه، ولی نتوانستم [..]بلد نبودم.»
اولین دیدار با نواب در سال ۱۳۳۲ در مدرسه سلیمانخان مشهد اتفاق افتاد که خامنهای جوان در آن مشغول درس بود. حضور نواب در آن جمع جوان با شور و شعف و ایجاد تعلق و شیفتگی همراه بود، به نحوی که سالها بعد آیتاللهالعظمی خامنهای در دیدار جمعی از جوانان مؤمن انقلابی به نحوی به این دیدار اشاره کردند و گفتند: «و، اما اینکه چه شخصیتهایی روی من اثر گذاشتهاند، باید بگویم شخصیهای زیادی بودند. آن کسی که در دوره جوانی من خیلی روی من اثر گذاشت، در درجه اول، مرحوم «نواب صفوی» بود. آن زمانی که ایشان به مشهد آمد، حدوداً پانزده سالم بود. من به شدت تحت تأثیر شخصیت او قرار گرفتم و بعد هم که از مشهد رفت، به فاصله چند ماه بعد، با وضع خیلی بدی شهیدش کردند. این هم تأثیر او را در ما بیشتر عمیق کرد.»
نواب در آن زمان ندای وجدان جامعهای بود که راه نجات از دست استعمار و استبداد را در بازگشت به اسلام و تشکیل حکومت اسلامی میدید و برای تحقق این آرمان تلاش میکرد و طبیعی بود که کلام نافذ او و مرام دلیرانه او در قلب جوانان آن روز ایمان و امید و مبارزه ایجاد کند. خامنهای جوان در جریان آن سفر، دو روز متوالی، یک بار در مدرسه سلیمان خان و روز بعد در مدرسه نواب پای سخنرانی نواب صفوی نشسته است.
رهبر شهید انقلاب ابراز میدارد: «از وقتی چشمم به این مرد افتاد، دیدم با تمام احساسم مجذوب اویم و از ژرفنای قلبم او را دوست میدارم... سخنانش در روحم موج میزد و احساساتم را شعلهور میساخت و مرا بهسوی چشماندازهای قدرت و عزت اسلام میکشاند.»