در روزهای گذشته و به دنبال آغاز جنگ در نهم اسفند، اخباری در رسانهها و فضای مجازی انتشار یافت مبنی بر اینکه گروهکهای کرد مسلح مستقر در اقلیم عراق، در حال آماده شدن برای نفوذ به داخل ایران و تصرف برخی مناطق شهری مرزی در راستای طراحی آمریکاییها و صهیونیستها هستند. در این زمینه نکات زیر را برای هر تحلیلی از تحولات آینده باید مدنظر قرار داد:
اصل این اخبار فارغ از کم و کیف و جزئیات هر خبر درست است. کسانی که ۴۷ سال برای بلعیدن ایران برنامهریزیها کرده و هربار ناکام بودهاند، در سال ۱۴۰۴ برای رسیدن به این هدف ۴۷ ساله روی تحرکات قومی حساب ویژهای باز کردهاند. اساساً طرح اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای غلبه بر ملت ایران، دارای سه ضلع اصلی است. تهاجم سنگین نظامی به همراه ایجاد آشوبها و اغتشاشات خشن گسترده داخلی با هدف تصرف اماکن حکومتی به دست نیروی پیاده نظام آمریکا و رژیم صهیونیستی در داخل و در نهایت تحرکات گروهکهای مسلح قومی تجزیهطلب در مناطق قومی و مرزی، اضلاع سهگانه این طرح است.
در جنگ ۱۲ روزه خردادماه، اجرای طرح سه ضلعی با تهاجم سنگین نظامی در سحرگاه ۲۳ خرداد آغاز شد. براساس اسناد و مدارک، ترامپ و نتانیاهو بر این تصور بودند که با اجرای این طرح، حداکثر ظرف یک هفته جمهوری اسلامی فرو ریخته و یک ایران ضعیفِ تجزیه شده تحت تسلط و سیطره آنان قرار میگیرد. جنگ آغاز شد، اما با پدیدایی یک اتحاد مقدس در ایرانیان و دفاع مقتدرانه نیروهای مسلح تحت امر ولایت فقیه، متجاوزان پس از ۱۲ روز جنگ خواهان توقف آن شدند. دلیل درخواست توقف جنگ هم فعال نشدن دو ضلع دیگر طرح، یعنی شکل گیری ناآرامیهای داخلی و اقدمات گروهکی بود.
دشمنان ناکام در جنگ ۱۲ روزه، تصور کردند که اگر آن طرح سه ضلعی را ابتدا با اغتشاشات داخلی شروع کنند و سپس اقدام نظامی را به عنوان کمک به آشوبگران به همراه اقدامات گروهکی انجام دهند، در نهایت به نتیجه دلخواه که همانان بلعیدن ایران است، خواهند رسید. اما در این مرحله دوم عملیات هم شکست خوردند؛ چرا که دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی با کمک مردم، فتنه آمریکایی شبه کودتا را ظرف ۴۸ ساعت جمع کردند.
بعد از جنگ ۱۲ روزه و فتنه آمریکایی و شبه کودتای دیماه، دو راهپیمایی عظیم، بینظیر و گسترده و حماسی مردم ایران با شعارهای صریح در ۲۲ دیماه و ۲۲ بهمن، از وحدت ملی، بصیرت مردم و ایستادگی ملی در برابر دشمن خارجی و دنبالههای داخلی آن به خوبی رونمایی کرد و پیامهایی را به جهان و از جمله به دشمنان صادر کرد. پیام اصلی این دو راهپیمایی بینظیر مقاومت ملی و ایستادگی بر سر ارزشها و از جمله حفظ ایران و تمامیت ارضی، عزت ملی و استقلال کشور با محوریت ولایت است.
آمریکاییها و صهیونیستها که از ۴۷ سال ناکامی در مقابله با ملت بزرگ ایران درس نگرفتند، از دو شکست بزرگ در خردادماه و دیماه سال جاری هم درس نگرفته؛ برای بار سوم آن هم با آوردن حجم وسیعی از تجهیزات به منطقه، جنگ جاری را در نهم اسفندماه با همان هدف بلعیدن ایران آغاز کردند. البته این جنگ را در همان نقطه آغازین با ترور رهبر حکیم انقلاب اسلامی کلید زدند؛ با این تصور که با حذف امام شهید، بزرگترین شوک به تمامی ساختارهای جمهوری اسلامی وارد شده و به ناگاه همه چیز فرو میپاشد. دشمنانی که به این جنایت دست زدند، در محاسبات خود پدیدایی اختلاف در جامعه ایرانی و درون حاکمیت را از یک سو و ناکارآمد شدن نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به دلیل فقدان فرماندهی کل قوا را از سوی دیگر از نتایج حتمی و قطعی ترور رهبر حکیم انقلاب اسلامی ارزیابی کرده بودند؛ اما در عمل آنچه رخ داد، دقیقاً نه تنها در نقطه مقابل محاسبه دشمن، بلکه این خون پاک در تقویت انسجام ملی و ارتقای سطح اتحاد مقدس ایرانیان تأثیر مثبت بسزایی برجای گذاشت و هم انسجام نیروهای مسلح و انگیزههای آنان را برای دفاع مقتدرانه از ایران در برابر تهاجم سنگین دشمنان چند برابر کرد. آنچه در میدان نبرد نظامی و دفاع جانانه با دست برتر مشاهده میشود؛ و آنچه در تجمعات مردمی در سراسر کشور هر شب به نمایش در میآید، به خوبی نشان میدهد که محاسبات دشمن کاملاً غلط از آب در آمد.
حال گروهکهای مسلح تجزیهطلب که آنان هم یک کارنامه سیاه و سراسر شکست از جمهوری اسلامی و ملت ایران و خصوصاً اقوام ایرانی دارند؛ دچار توهم شده و اینگونه میپندارند که گویا با یک فرصت تاریخی و بینظیر مواجه شده و باید برای تجزیه و جداسازی مثلاً مناطق کردی از ایران اقدام کنند. تحرکات گروهکهای کردی مستقر در اقلیم برای نفوذ ایران را باید در این فضا و شرایط تحلیل کرد که بخشی از طرح آمریکاییـ صهیونی است.