صبح صادق >>  نگاه >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۰۰۴
در شرایط نابرابر جنگ ترکیبی شناختی، سلاح تعیین‌کننده چیزی جز اراده جمعی برای حضور در صحنه نیست. این سلاح علاوه بر عملیات روانی، هر نوع تجاوز، بمباران و محاصره را در هم می‌شکند
پایگاه بصیرت / علی حیدری

یکی از جلوه‌های بدیع جنگ تحمیلی سوم علیه ملت ایران که بیش از دو ماه از ظهور و بروز آن گذشته؛ حضور پرشور مردم در میدان‌ها و خیابانهاست، که پدیده‌ای کم‌سابقه و شگفت‌انگیز است. ملت ایران از اولین روز حمله نظامی دشمنان به خاک کشورشان و شهادت رهبر و قائد بزرگ خود بدون آنکه تحت تاثیر ابزار‌های قدرتمند رسانه‌ای غرب قرار گیرد، خود بدل به یک رسانه‌ای زنده، فراگیر و اثرگذار شده است. در طی این مدت هر شب در خیابان‌ها، معابر، میادین و گذرگاه‌های شهر‌ها و روستاها، مردم با حضور آگاهانه و داوطلبانه خود، صحنه‌هایی خلق می‌کنند که علیرغم ادعا‌های پوچ رییس جمهور دروغگوی آمریکا درباره اینکه حضور مردم با هوش مصنوعی طراحی شده، هیچ دوربین حرفه‌ای و هیچ شبکه ماهواره‌ای قادر به انکار یا تحریف آن نبوده است.

در شرایطی که در نبرد نابرابر رسانه‌ای، جریان اصلی خبری در اختیار آمریکا و غرب است، صد‌ها شبکه تلویزیونی، هزاران پلتفرم مجازی و سرمایه‌گذاری عظیم در تولید محتوای بازنمایی شده، معمولاً تصویری مخدوش از ایران ارائه می‌دهند. اما حضور گسترده مردم در راهپیمایی‌ها، تجمعات، در حمایت از میدان و دیپلماسی همه آن چیزی است که الگوریتم‌های رسانه‌ای دشمن قادر به حذفش نیستند. این حضور، روایت جعلی از کشور شکست خورده را درهم می‌شکند و تصویر واقعی‌تری از ایستادگی، پیروزی و مقاومت ارائه می‌کند.

در این میان، نقش ترامپ و حلقه رسانه‌ای اطرافش قابل تأمل است. او که از هر فرصتی برای ایجاد شکاف میان مردم، مسئولان و فرماندهان نیرو‌های مسلح کشورمان استفاده می‌کند، همیشه دو هدف را دنبال کرده است: القای ناامیدی نسبت به آینده، و وانمود کردن اختلافات ساختاری در درون حاکمیت ایران. اما در این دوره، ملت ایران با حضور در صحنه به سدی مستحکم در برابر این طراحی شناختی تبدیل شده است. وقتی تصویر مردم عادی در کنار پرچم‌ها، تابلو‌های حمایت از فرماندهان و پیام‌های همبستگی در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌چرخد، روایت پوچ جدایی مردم از نظام عملاً خنثی می‌شود.

این پدیده در خنثی‌سازی پروژه‌های ترکیبی رسانه‌ای و روانی تأثیر شگرفی داشته است. در روز‌های ابتدایی جنگ، شبکه‌های معاند با ترفند‌های پیچیده روانی سعی داشتند ترس، سردرگمی و بی‌اعتمادی را در جامعه تزریق کنند. اما مردم با حضور پر شور و آگاهانه در راهپیمایی‌ها و تجمعات عملاً به فضاسازی‌های منفی دشمنان پاسخ عملی دادند.

یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این رسانه مردمی آن است که دیگر برای اثرگذاری نیازی به بودجه‌های میلیاردی یا مجوز‌های پلتفرم‌های بین‌المللی نیست. هر تلفن همراهی به یک دوربین خبری تبدیل شده و هر انسان عادی در خیابان، نویسنده و راوی روایت مقاومت است. این رسانه، برخلاف رسانه‌های غربی، فاقد فیلتر‌های تحریف‌گر است. تصویری که از خیابان‌های ایران مخابره می‌شود، از همان روز‌های اول جنگ که دشمن منتظر ناامنی داخلی بود، وحشت صهیونیست‌ها را برانگیخت و حامیان ترامپ را سردرگم ساخت، چرا که در برابر میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری رسانه‌ای، یک ملت با تنها با سلاح پرچم و شعار الله اکبر ایستاده و حرف خود را به گوش جهانیان رساند.

نتیجه آنکه در شرایط نابرابر جنگ ترکیبی شناختی، سلاح تعیین‌کننده چیزی جز اراده جمعی برای حضور در صحنه نیست. این سلاح علاوه بر عملیات روانی، هر نوع تجاوز، بمباران و محاصره را در هم می‌شکند و حتی زمانی که ساختار‌های رسانه‌ای غرب تمام توان خود را برای تخدر هم شکستن مقاومت و انسجام ملی به کار گرفته‌اند، خیابان همچنان راوی اصلی ایستادگی و حقانیت یک ملت است و روایت‌های ساختگی را یک‌به‌یک نقش بر آب می‌کند. این حضور همبسته، برای دولتمردان جنایتکار آمریکا که به تحلیل‌های سطحی و محاسبات ماشینی عادت دارند، غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل مهار است. بدین ترتیب، بزرگ‌ترین رسانه ایران علیه طراحی‌های نظامی و شناختی دشمن، خود مردم در خیابان هستند؛ رسانه‌ای زنده، صادق، و شکست‌ناپذیر.