برنامهریزی و البته پس از چند بار به تعویق افتادن سفر دونالد ترامپ به چین، سرانجام رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا راهی این کشور شد. حدود ده سال از آخرین باری که رئیسجمهور ایالات متحده به این کشور سفر کرد، میگذرد. افزایش تنشهای اقتصادی در سال میلادی گذشته موجب شده بود که بسیاری انتظار داشته باشند، ترامپ دست پر به واشنگتن بازگردد؛ اما درست مانند همان تصویر پر بازدیدی که نشان میداد جلوی هواپیمای رئیسجمهور، آمریکاییها در حال دور ریختن هدایای چینیها هستند، ترامپ دست خالی از پکن بازگشت.
البته ترامپ و کابینه او سعی کردند مانند همیشه این سفر را به یک موفقیت و دستاورد برای خود بدل کنند. ترامپ در روز جمعه گفت، او و شی جین پینگ، رهبر چین مشکلات متعددی را با هم حل کردند که افراد دیگر نمیتوانستند آنها را حل کنند؛ البته هیچ اطلاع دقیقی ندادند که این مشکلات حل شده دقیقاً چه هستند. درباره مسئله تایوان، چینیها به خوبی این مسئله را جا انداختند که این جزیره خط قرمز آنها در روابط آمریکا و چین است و اگر آمریکا بخواهد وضعیت را تغییر بدهد، تمامی مسائل دیگر میتواند به خطر بیفتد، به همین دلیل هم میتوان به صورت قطعی گفت که آمریکا به هیچ عنوان نمیخواهد تایوان را به رسمیت بشناسد؛ البته این به معنای آن نیست که روابط و حمایتهای خود را از این جزیره به حالت تعلیق در آورد. مسئله مهم امروز یک قرارداد ۱۴ میلیارد دلاری نظامی با تایوان است که ترامپ مجوز آن را سال گذشته صادر کرد. حالا دولت ترامپ بعد از سفر چین هنوز اعلام نکرده است که آیا میخواهد قرارداد را به جلو ببرد یا آن را لغو کند.
موضوع دیگر مباحث تجاری بوده است، چین در خلال جنگ تعرفهای سال پیش به خرید دانه سویا از آمریکا پایان داد که این مسئله بر کشاورزی آمریکا تأثیر مخربی گذاشت؛ اما مقامات دولت ترامپ اعلام داشتند که چین نظر خود را تغییر داده است و میخواهد خریدهای چند میلیارد دلاری را دوباره آغاز کند. این مورد هم از سوی دولت چین به صورت رسمی اعلام نشده است. تنها چیزی که در بحث تجاری، ترامپ آن را یک معامله فوقالعاده نامیده است خرید حدود ۲۰۰ فروند هواپیمای شرکت بوئینگ از سوی چین است. او همین قرارداد را هم سعی کرد بزرگ کند و در مصاحبه خود گفت، این قرارداد ممکن است به حدود خرید ۷۵۰ فروند هم منجر شود که البته باز هم چینیها آن را تأیید نکردهاند. این در حالی است که ترامپ اعلام کرده است قرار است درباره تحریم شرکتهای نفتی چینی که از ایران نفت خریدهاند، بازبینی شود. مسئله مهم دیگر تجاری که بسیاری منتظر بودند ترامپ و شی بر روی آن به توافق برسند، مسئله تعرفهها بود که دونالد ترامپ در کمال تعجب اعلام کرد او و شی اصلاً دربارهاش صحبت نکردهاند.
در نهایت، مهمترین بحثی که میتوانست در گفتوگوهای شی و ترامپ مطرح شود، مسئله ایران و تنگه هرمز بود. ترامپ اعلام کرد آنها درباره مسئله ایران گفتوگو کردهاند و فهم مشترکی درباره نحوه به پایان رساندن جنگ در ایران دارند. او گفت: «ما نمیخواهیم که آنها بمب اتم داشته باشند و میخواهیم که تنگه باز باشد.».
اما رفتار چین هیچ شباهتی به آنچه ترامپ میگفت، نداشت و وزیرخارجه چین درباره جنگ ایران بیان داشت، این درگیری هیچ وقت نباید به وقوع میپیوست و هیچ دلیلی برای ادامه دادن ندارد. هرچند بسته بودن تنگه هم به واردات انرژی چین و هم به صادرات آنها به کشورهای حاشیه خلیج فارس ضربه میزند و آنها قطعاً از بسته بودن تنگه سود نخواهند برد، اما به نظر میرسد چینیها این مسئله را در درون یک نقشه بزرگتر، یعنی تنگتر کردن حلقه تأمین انرژی چین از سوی آمریکا میدانند؛ بنابراین نحوه حل کردن این مسئله برای آنها بسیار متفاوتتر از آن چیزی است که ترامپ در سر دارد و چینیها هر گونه پایانبندی را که به تسلط ایالات متحده بر فروش نفت ایران منجر بشود، مردود خواهند دانست.
نرسیدن ترامپ و تیم همراهش به هیچ دستاوردی، احتمالاً به خود وضعیت جنگ با ایران مربوط میشود؛ چرا که ترامپ قصد داشت پس از فیصله دادن به موضوع ایران و کسب یک پیروزی دیگر، مانند ونزوئلا به چین سفر کند و از ایران شکست خورده به منزله یک کارت بازی برای گرفتن امتیاز از چین بهره ببرد.
به عبارتی، میتوان گفت سفر ترامپ به چین را میتوان سفری بیحاصل دانست که نتیجه مشخصی نداشته و چیزی را تغییر نخواهد داد. این همان چیزی است که ترامپ از آن متنفر است. برای درک بهتر این موضوع، باید سفرهای سال گذشته او به امارات و عربستان را به یاد آوریم که چگونه میلیاردها دلار را با خود به آمریکا برگرداند و آن را در همه جا فریاد زد. ترامپ در جایگاه یک بازنده به چین رفت و هیچ کس نباید تعجب کند که او این چنین ناامیدانه به واشنگتن باز میگردد.