صبح صادق >>  پرونده >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۵۷۱
بازخوانی گره کور نفت ایران در دیپلماسی پکن
اهمیت سفر اخیر «ترامپ» به پکن، زمانی روشن می‌شود که تغییر جهت قطب‌نمای تهدیدهای واشنگتن را مرور کنیم. در سند امنیت ملی دوره اوباما، چین در انتهای فهرست تهدیدها (پس از ایران، کره شمالی، روسیه و جرایم فراملی) قرار داشت، اما در دکترین ترامپ، پکن رسماً به صدر فهرست ۲۶گانه تهدیدهای منافع ملی آمریکا صعود کرده است.
پایگاه بصیرت / حسن نوروزی

دو زاویه دید!

ناظران درباره خروجی این رویارویی دیپلماتیک به دو دسته تقسیم شده‌اند: تحلیلگران خوش‌بین با فلاش‌بک به اظهارات شش ماه پیش «شی جین‌پینگ» در بوسان کره جنوبی ـ که بر مسئولیت مشترک دو قدرت بزرگ برای حل چالش‌های جهانی تأکید کرده بود ـ معتقدند، طرفین به دنبال تصادم مستقیم نیستند. از نظر این طیف، دستاورد سفر می‌تواند آرامش بازار‌های جهانی، فروکش کردن تنش‌های اقتصادی، مهار بحران انرژی و کاهش ریسک برخورد نظامی باشد. دیدگاه غالب در این گروه این است که ترامپ این بار نه برای مهار مطلق چین، بلکه برای مدیریت هم‌زمان اقتصاد داخلی آمریکا، بحران انرژی و مناقشه ایران به پکن رفته است.

در مقابل، بدبین‌ها معتقدند، گره‌های ساختاری دو کشور کورتر از آن است که با یک دیدار باز شود. آنها به فهرست بلندی از چالش‌های فعال اشاره می‌کنند؛ از جمله پرونده تایوان، جنگ تجاری، انحصار عناصر کمیاب معدنی، رقابت شانه به شانه در هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین، زنجیره تأمین، رقابت صنعتی و البته موضع‌گیری‌ها در قبال تحریم‌های ایران و روسیه. این گروه یادآوری می‌کنند که ترامپ در نوامبر ۲۰۱۷ نیز پس از سفر به چین، پی‌ریزی جنگ تجاری سال ۲۰۱۸ را آغاز کرد؛ نبردی که با تعرفه روی فولاد و آلومینیوم و تحریم هواوی شروع شد، با پاتک چینی‌ها ادامه یافت و ترکش‌های آن هنوز فعال است.

توافق شکننده در سایه سقوط آزاد مبادلات

افت بی‌سابقه و شدید حجم مراودات تجاری میان آمریکا و چین، اکنون به برگ برنده و موضوع اصلی مذاکرات پشت‌پرده میان مقامات ارشد این دو قطب اقتصادی تبدیل شده است. واشنگتن و پکن پس از کش‌وقوس‌های فراوان بر سر تعرفه‌ها و تحریم‌های فناوری، موقتاً به یک آتش‌بس نانوشته رضایت داده‌اند؛ پکن چراغ سبز روانی برای صادرات نشان داده و واشنگتن نیز اجرای برخی محدودیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری را عقب انداخته است. با این حال، ناظران اقتصادی و فعالان بازار به دلیل ماهیت ناپایدار این توافق‌های مقطعی، همچنان با بیم و امید به آینده می‌نگرند.

کالبدشکافی ارقام؛ ریزش بی‌سابقه آمار‌ها

بررسی داده‌های رسمی اداره سرشماری آمریکا عمق این عقب‌نشینی تجاری را به وضوح آشکار می‌کند. مبادلات دوجانبه که در سه ماهه نخست سال‌های گذشته مرز ۱۳۰ میلیارد دلار را رد می‌کرد و در دوران اوج خود به ۱۷۴ میلیارد دلار می‌رسید، در مدت مشابه امسال با ریزش سنگین ۳۴ درصدی به ۸۸ میلیارد دلار محدود شده است. بخش عمده این ریزش متوجه واردات آمریکا از چین است که با افت شدید ۴۱ درصدی، روی عدد ۶۱ میلیارد دلار ایستاده است؛ رقمی که از سال ۲۰۰۶ تاکنون بی‌سابقه بوده است. در مقابل، صادرات ایالات متحده به بازار چین نیز روند کاهشی داشته و به ۲۷ میلیارد دلار تنزل یافته است.

سقوط ۴۰ درصدی تجارت پکن و واشنگتن

این ارقام نشان می‌دهند، کاخ سفید با جدیتی فزاینده، کاهش وابستگی و تغییر تراز تجاری را دنبال می‌کند. اگرچه دگرگونی در ساختار عمیق روابط اقتصادی دو کشور زمان‌بر است، کاهش نزدیک به ۴۰ درصدی ورود کالا‌های چینی به بازار آمریکا تحول کوچکی نیست. گزارش‌های رسانه‌ای نشان می‌دهند، واشنگتن استراتژی خود را بازتعریف کرده است؛ آنها به جای تلاش برای جراحی بنیادی اقتصاد چین، اکنون به دنبال یک توافق مدیریتی هستند تا سلطه خود را بر فناوری‌های کلیدی و حساس حفظ کنند. گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال کاهش تعرفه بر ۳۰ میلیارد دلار از کالا‌ها شامل محصولات کشاورزی و انرژی آمریکا و کالا‌های مصرفی چین، نشان‌دهنده همین چرخش استراتژیک است.

سایه سنگین خاک‌های کمیاب بر دیپلماسی

پشت پرده هیاهوی رسانه‌ای درباره تعرفه‌ها و تراشه‌های هوش مصنوعی در سفر ترامپ به چین، یک بحران خاموش، اما حیاتی به اسم سرنوشت عناصر و خاک‌های کمیاب جریان دارد؛ واشنگتن به شدت نگران است که پکن از انحصار صنعتی خود به منزله یک سلاح ژئوپلیتیکی استفاده کند. در ماه‌های گذشته، چین با محدود کردن صادرات مواد معدنی کلیدی، آهن‌ربا‌های صنعتی و پیش‌نیاز‌های صنایع نیمه‌هادی، ضربه مستقیمی به بدنه صنایع پیشرفته آمریکا وارد کرده است؛ اقدامی تلافی‌جویانه که در آغاز جنگ تجاری میان دو کشور ریشه دارد.

فهرست مواد استراتژیک تحت تحریم پکن

زنجیره تأمین صنایع نظامی و فناوری پیشرفته غرب اکنون با کمبود شدید این ۹ ماده کلیدی روبه‌روست:

دیسپروزیم: حیاتی برای تولید آهن‌ربا‌های مقاوم به حرارت، جنگنده‌ها و خودرو‌های برقی.

تربیوم: بخش جدایی‌ناپذیر صنایع دفاعی، نمایشگر‌ها و سخت‌افزار‌های الکترونیکی.

ساماریوم: به کار رفته در ساخت موشک‌ها و تسلیحات نظامی.

ایتریم: عنصر کلیدی در موتور‌های جت، فناوری لیزر و سامانه‌های راداری.

گالیوم: ماده اولیه تراشه‌ها، زیرساخت‌های هوش مصنوعی و تجهیزات مخابراتی.

ژرمانیوم: کاربردی در توسعه فیبر نوری و فناوری‌های مادون قرمز.

گرافیت: قطعه حیاتی برای ساخت باتری خودرو‌های برقی.

آنتیموان: مورد استفاده در تولید مهمات و صنایع دفاعی.

تنگستن: پایه اصلی آلیاژ‌های فوق‌سخت و صنایع هوافضا.

تلاش برای تمدید آتش‌بس در جنگ سرد معدنی

بر اساس گزارش‌های دریافتی از رویترز، نمایندگان دو قدرت اقتصادی جهان در آستانه مذاکره برای تمدید یک آتش‌بس موقت در خصوص این محدودیت‌های صادراتی هستند؛ محدودیت‌هایی که چین از سال ۲۰۲۵ و در پاسخ به تحریم‌های فناوری آمریکا وضع کرد. پکن در حال حاضر نبض استخراج، فرآوری و تولید آهن‌ربا‌های صنعتی دنیا را در دست دارد و این تسلط، صنایع راهبردی آمریکا (از هوافضا و توربین‌های بادی گرفته تا رباتیک و هوش مصنوعی) را به شدت تحت فشار قرار داده است. سقوط ۵۰ درصدی صادرات برخی عناصر سنگین و جهش چند ده برابری قیمت‌ها، نشان می‌دهد که پکن دست برتر را در این معامله دارد.

ماموریت غول‌های فناوری در پکن

گزارش‌های به دست آمده از همان روز‌ها و از راهرو‌های دیپلماتیک نشان می‌دهد، اولویت اصلی واشنگتن در مذاکرات جاری با پکن، باز کردن گره کور صادرات خاک‌های کمیاب و مواد معدنی استراتژیک به آمریکاست. حضور پررنگ و بی‌سابقه رهبران تراز اول سیلیکون‌ولی و صنایع سنگین در هیئت همراه ترامپ، دقیقاً گویای همین واقعیت است. از خودرو‌های برقی تسلا که به آهن‌ربا‌های خاص وابسته‌اند تا بخش دفاعی پنتاگون که برای تولید جنگنده‌ها و موشک‌ها به دیسپروزیم محتاج است، همگی به این زنجیره متصل هستند. حتی غول‌های هوش مصنوعی و تراشه‌سازی نیز بدون مواد فرآوری‌شده در چین عملاً فلج خواهند شد. به باور کارشناسان، پکن اکنون خاک‌های کمیاب را به همان سلاح ژئوپلیتیکی تبدیل کرده که واشنگتن پیشتر در قالب تحریم تراشه‌ها از آن استفاده می‌کرد.

نبض انحصاری فرآوری خاک‌های کمیاب

بررسی آمار‌های رسمی نشان می‌دهد، چین ۶۰ تا ۷۰ درصد از استخراج جهانی این عناصر را در اختیار دارد، اما برگ برنده اصلی در جای دیگری است و آن، سهم پکن در پالایش و فرآوری این مواد است که بین ۸۵ تا ۹۰ درصد تخمین زده می‌شود. این یعنی حتی مواد استخراج‌شده در سایر نقاط جهان نیز برای قابل استفاده شدن باید به کارخانه‌های چینی فرستاده شوند. کار به جایی رسیده که طبق گزارش «رویترز»، کاخ سفید برای حل چالش‌های فوری زنجیره تأمین خود مجبور به رایزنی مستقیم و مواجهه دیپلماتیک با پکن شده است. اگرچه ایالات متحده برنامه‌هایی را برای سرمایه‌گذاری روی معادن داخلی و توسعه همکاری با استرالیا، کانادا و برزیل آغاز کرده، قطع کامل این وابستگی سال‌ها زمان می‌برد؛ دلیلی محکم بر اینکه چرا این پرونده حساس‌ترین بخش دیدار رهبران دو کشور است.

۱۸ مهره کلیدی اقتصاد آمریکا در هیئت همراه

فهرست کارآفرینان و مدیران ارشدی که ترامپ را در این سفر همراهی می‌کنند، به خوبی ابعاد و عمق وابستگی صنایع گوناگون آمریکا را به تصمیم‌های پکن آشکار می‌کند:

ایلان ماسک از تسلا و اسپیس‌ایکس؛ لیدر حوزه خودرو‌های برقی، صنایع هوافضا و هوش مصنوعی.

تیم کوک از اپل؛ نماینده بخش سخت‌افزار، فناوری‌های مصرفی و زنجیره‌های پیچیده تأمین.

جنسن هوانگ از انویدیا؛ مغز متفکر توسعه تراشه‌های پیشرفته و زیرساخت‌های هوش مصنوعی.

لری فینک از بلک‌راک؛ نماینده بزرگ‌ترین جریان‌های سرمایه‌گذاری و مدیریت دارایی جهان.

استیو شوارتزمن از بلک‌استون؛ چهره شاخص حوزه سرمایه‌گذاری خصوصی و تأمین مالی.

کلی اورتبرگ از بوئینگ؛ نماینده صنایع هوافضا و قرارداد‌های بزرگ فروش هواپیما.

دیوید سلیمان از گلدمن ساکس؛ از ارکان اصلی بانکداری سرمایه‌گذاری جهانی.

جین فریزر از سیتی‌گروپ؛ نماینده بخش بانکداری، بازار‌های مالی و اعتباری.

لری کالپ از جی‌ای ایروسپیس؛ متولی تولید موتور‌های پیشرفته هواپیما و صنایع دفاعی.

براین سایکس از کارگیل؛ نماینده بخش کشاورزی، امنیت غذایی و تجارت کالا.

کریستیانو آمون از کوالکام؛ لیدر بخش تراشه‌های موبایل و زیرساخت‌های مخابراتی.

سانجی مهروترا از مایکرون تکنولوژی؛ نماینده حوزه نیمه‌هادی‌ها و حافظه‌های سخت‌افزاری.

رایان مک‌اینرنی از ویزا؛ نماینده سیستم‌های پرداخت دیجیتال و مبادلات مالی بین‌المللی.

مایکل میباخ از مسترکارت؛ از دیگر مهره‌های کلیدی شبکه پرداخت و تراکنش‌های جهانی.

دینا پاول مک‌کورمیک از متا پلتفرمز؛ نماینده حوزه فناوری‌های ارتباطی و سیاست‌گذاری‌های کلان.

جیکوب تایسن از ایلومینا؛ نماینده صنایع بیوتکنولوژی و ژنتیک پیشرفته.

جیم اندرسون از کوهرنت؛ متولی توسعه فناوری‌های صنعتی و سیستم‌های لیزری.

چاک رابینز از سیسکو؛ نماینده بخش شبکه‌های ساختاری و زیرساخت‌های دیجیتال غرب.

توافق تریلیون دلاری؟!

در همان روز‌های دیدار، ادعای اخیر برخی حساب‌های کاربری در شبکه X مبنی بر تلاش ترامپ برای جذب سرمایه‌گذاری ۱ تریلیون دلاری چین در بخش صنعتی آمریکا، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های دست‌دوم داشت، اما منابع معتبر و اصلی این خبر را تأیید نکردند. بررسی‌های دقیق‌تر نشان می‌دهد، ابعاد این سفر بسیار پیچیده‌تر از یک توافق مالی صرف است.

اهداف چندگانه واشنگتن در پکن

تحلیلگران خطوط اصلی این دیپلماسی را فراتر از شایعات اقتصادی می‌دانند؛ جایی که تمرکز اصلی بر مدیریت همزمان چندین بحران موازی قرار دارد. تلاش برای برقراری آتش‌بس در جنگ تجاری، کاهش کسری تراز بازرگانی آمریکا، ترغیب پکن به خرید هواپیما‌های بوئینگ و افزایش واردات محصولات کشاورزی از ایالات متحده، تنها بخشی از دستور کار اقتصادی این سفر است. در حوزه فناوری و امنیت سایبری نیز رایزنی‌ها بر گشایش بازار چین به روی شرکت‌های فناوری آمریکایی، تعدیل محدودیت‌های مربوط به هوش مصنوعی، تراشه‌ها و دسترسی به عناصر و خاک‌های کمیاب، در کنار کنترل فناوری‌های حساس متمرکز است. مضاف بر این، ایجاد تفاهم دوجانبه در خصوص پرونده ایران و امنیت خطوط انرژی در تنگه هرمز از کلیدی‌ترین محور‌های ژئوپلیتیکی این گفت‌و‌گو‌ها به شمار می‌رود.

رویکرد ترامپ؛ مدیریت بحران به جای مصالحه

شواهد نشان می‌دهد، واشنگتن در این مقطع به دنبال یک آشتی همه‌جانبه با پکن نیست. هدف واقعی، کنترل و هدایت بحران‌های موازی در حوزه‌های تجارت، فناوری و امنیت بین‌الملل است که جذب احتمالی بخشی از سرمایه‌های صنعتی چین نیز تنها تکه‌ای کوچک از این جورچین به شمار می‌رود.

پازل انرژی و مهار بحران تنگه هرمز

یک خط تحلیلی در همان روز‌ها از طریق رسانه‌ها بازتاب داده می‌شد که ارزیابی‌های بین‌المللی نشان می‌دهد مهار تنش در خلیج فارس و بازگشایی مسیر‌های استراتژیک دریایی، به یکی از محور‌های رایزنی میان کاخ سفید و پکن تبدیل شده است. واشنگتن تلاش می‌کند تا از نفوذ سیاسی و اقتصادی چین برای تحت فشار قرار دادن تهران به منظور بازگشایی هرچه سریع‌تر تنگه هرمز بهره‌برداری کند. به گونه‌ای که در همان روز‌ها این ادعا مطرح شد که در صورت پیشرفت این گفت‌وگوها، ایالات متحده حتی تمایل دارد چین را به صدور یک بیانیه مشترک در محکومیت انسداد این آبراه بین‌المللی ترغیب کند. این موضوع در حالی بود که از نگاه ناظران، ترامپ به دنبال جلب همکاری پکن در زمینه‌هایی، چون محدودسازی انتقال فناوری‌های نظامی به ایران، کاهش خرید نفت و مدیریت مشترک شوک‌های وارده بر بازار جهانی انرژی است. گزارش‌های رسانه‌های غربی نظیر رویترز و گاردین نیز در این باره گفتند که هزینه‌های سنگین اقتصادی و سیاسی این جنگ، واشنگتن را به سمت جلب کمک از چین سوق داده است.

پکن شریک نفتی خود را قربانی ترامپ نمی‌کند

در پاسخ به این شبهات می‌توان گفت، با وجود تمایل واشنگتن، این معامله با موانع ساختاری جدی روبه‌روست. تداوم جریان نفت ایران به سمت پالایشگاه‌های مستقل چینی و سازوکار‌های موجود برای بی‌اثر کردن تحریم‌ها، از جمله گره‌های کور این فرآیند است. تحلیلگران حوزه انرژی معتقدند، از آنجا که سیاست‌های تحریمی آمریکا پیش از این گزینه ونزوئلا را از زنجیره تأمین چین حذف کرده، پکن به این سادگی ایران را که سهمی ۱۰ تا ۱۲ درصدی در تامین نفتش دارد، قربانی خواسته‌های ترامپ نخواهد کرد. در کنار این معادلات پیچیده نفتی، موضوع تایوان نیز به عنوان یک متغیر کلیدی در این چانه‌زنی‌ها مطرح است؛ مسئله‌ای که مشخص نیست چین حاضر به معامله بر سر آن در قبال امتیازات دیگر خواهد بود یا خیر.