تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۳  ، 
کد خبر : ۲۷۶۵۷۴

طرح تجزيه عراق و تأثير آن بر امنيت ملي ايران (بخش چهارم)

اشاره:وب سايت شفقنا مصاحبه‌اي تحليلي با اردشير پشنگ کارشناس مسائل عراق انجام داده که در شماره پيش بخش‌هايي از آن را خوانديم.در ادامه اين تحليلگر به توضيح نقش برجسته آيت‌الله‌العظمي سيستاني در همگرايي و اتحاد عراقي‌ها مي‌پردازد.

* به اذعان بسياري از تحليلگران نقش حضرت آيت‌الله العظمي سيستاني هم از بُعد فرهنگي، فکري و هم از بعد سياسي در طول تاريخ عراق بي بديل بوده است و نقطه عطف آن را شايد بتوان در فرمان جهاد ايشان عليه داعش تلقي کرد و همچنين ديدگاه هايي که در خصوص تقويت روحيه ملي و يکپارچگي عراق مطرح کردند. نقش ديگر علما، نخبگان، فعالان سياسي و مدني در اين کشور را چطور ارزيابي مي کنيد؟

** متاسفانه ما در عراق افرادي نظير آيت الله العظمي سيستاني به عنوان يک رهبر مذهبي يا آقاي جلال طالباني به عنوان يک رهبر سياسي که افرادي ملي و فراقومي مذهبي شناخته مي شوند و عملکرد و کارنامه شان طي چند سال اخير بي نظير بوده، نداريم. طالباني پس از اينکه دچار عارضه مغزي شد، در سياست عملي عراق حضوري ندارد و ما شاهد هستيم که اختلافات در بين کردها يا در بين حزبشان بيشتر شده است، درصورتي که طالباني مي توانست زير يک سقف يا دور يک سفره، گروه هاي مختلف عرب شيعي، سني، کرد و ترکمن را گردهم بياورد و در بدترين مواقع يک نوع اتحاد و حرکت راهبردي را به دست بياورد. به نظر من در چنين وضعيتي تنها فردي که چنين توانايي را دارد، شخص آيت الله العظمي سيستاني است؛ اما ايشان به تنهايي نمي توانند در يک عراق مملو از مشکلات عديده تاريخي، ساختاري و بحران هاي متعدد تاثير بسزايي داشته باشند؛ اما بودنشان يک غنيمت است.

آيت الله العظمي سيستاني يک پيشواي مذهبي شيعي در عراق محسوب مي شوند؛ اما ايشان فردي هستند که سعي مي کنند هم زمان از منافع و حقوق اهل سنت عراق، ترکمن ها، کردها و پيروان ديگر اديان مانند مسيحي ها دفاع کنند؛ بهتر بود در عراق افراد ديگري همچون آيت الله العظمي سيستاني وجود داشتند ولي متاسفانه يکي از ويژگي هاي عراق جديد، فقدان رهبران فرا مذهبي و فرا قومي در عراق است و اين يکي از مشکلاتي است که در ميان گروه هاي مختلف اعم از کردها و سني ها تاثير منفي مي گذارد.

* با توجه به پيشنيه تاريخي استقلال خواهي کردها، فقدان رهبران فرا مذهبي در عراق و به خصوص برنامه آمريکا براي عراق که گفته شده قصد دارد، اين کشور را به سه قسمت شمالي، مرکزي و جنوبي تقسيم کند، در حال حاضر چه عواملي مي تواند وحدت و همگرايي قومي، مذهبي را در عراق حفظ و آن را استحکام بخشد؟

** اينکه آمريکا بخواهد عراق سه تکه شود، به نظرم قابل تأمل است. در دولت آمريکا صداهاي مختلفي در خصوص آينده عراق مي توان شنيد مانند آقاي جو بايدن، معاون اوباما در سال 2006 در سه نوبت سخنراني و سه يادداشت از چنين طرح و وضعيتي در عراق صحبت به عمل آورده بود. اخيرا اعضاي کنگره مي خواهند به صورت مستقيم تري تسليحات را به کردها يا اهل سنت برسانند؛ اما هنوز استراتژي کلان مقامات کاخ سفيد و وزارت امور خارجه ايالت متحده، حفظ عراق يکپارچه است و به نظر من هنوز آمريکايي ها به طور جدي دنبال چنين چيزي نيستند يا دست‌کم در اين زمينه سياست واحدي را دنبال نمي کنند.

به نظر من ديالوگ بيشتر بين رهبران و تلاش براي اين امر که يک نوع مکانيزم براي افزايش رضايت نسبي گروه هاي مختلف قومي و مذهبي در عراق فراهم شود مي تواند وحدت و يکپارچگي در عراق را بيشتر کند. هر چند در قانون اساسي جديد عراق تلاش زيادي شده که اين مکانيزم در آن گنجانده شود، اما اين مساله امري بسيار سخت است که من آن را بعيد نمي دانم ولي همين که رهبران اختلافات و تنش ديپلماتيک را بيشتر نکنند و حضور کمرنگ تري در عرصه سياسي عراق داشته باشند، يک اقدام مثبت است که ما آن را در جابه جايي مالکي و العبادي به خوبي ديديم.

همين امر در کنار عوامل ديگر باعث شده که کردها از موضع خود مبني بر استقلال به صورت ويژه که سال پيش از آن صحبت مي‌کردند، به بحث کنفدرال تنزل پيدا کنند؛ اگر العبادي، هيات حاکم و نخبگان گروه هاي مختلف عراق بتوانند مکانيزمي عملي نه شعاري ايجاد کنند، مسلما در يک عراق يکپارچه ميزان منافع و حقوق گروه‌هاي مختلف بسيار بيشتر از يک عراق تکه تکه و ضعيف تر شده خواهد بود.

به نظر من مکانيزم عملي مورد اشاره مي تواند وحدت مذهبي و سياسي را در يک عراق داراي چندگانگي مذهبي، فرهنگي و قومي بيشتر کند. از طرفي،شواهد و مستندات بسيار زيادي وجود دارد که نشان مي دهد که داعش آخرين نسخه از نمايندگي هاي امپرياليسم امريکايي در خاورميانه است. به گزارش شفقنا، پايگاه خبري-تحليلي گلوبال ريسرچ در گزارشي نوشت ، ايالات متحده به شدت تلاش مي کند اينگونه در افکار عمومي القا کند که واشنگتن رهبري ائتلافي را در خاورميانه بر عهده داشته که با هيولاي بزرگ اين روزهاي منطقه مبارزه مي کند.

اخيرا بود که پنتاگون اعلام کرد ابوسياف، سرکرده ارشد تروريست‌هاي داعشي را به قتل رسانده ، همسر وي را بازداشت و مخزني از اطلاعات محرمانه داعش را به‌دست آورده اند. عليرغم اين ادعا ، گاردين گزارش داد که ابوسياف نه رهبر رده بالاي داعش است و نه در ليست سياه ايالات متحده . گفته شده که سياف يکي از فروشندگان نفت بازار سياه به همپيمان نسبي واشنگتن در منطقه يعني ترکيه است . اشتون کارتر وزير دفاع آمريکا در اوج لفاظي شعارگونه خود درباره حملات نيروهاي ويژه در سوريه گفت:

اين عمليات نشان دهنده ضربه مهلک ديگري به پيکره داعش بود و يادآوري مي کند که ايالات متحده هرگز اجازه نمي دهد که تروريست‌هايي که امنيت شهروندان، دوستان و هم پيمانان ما را تهديد مي کنند ، بهشت امني براي خود ايجاد کنند.اما تنها چند روز بعد ضربه ديگري به پيکره تبليغاتي امپراتوري در رابطه با شکست داعش وارد شد: الرمادي، بزرگترين شهر غربي عراق به اشغال تروريست هاي داعش درآمد. مجموعه اي از انفجارهاي انتحاري و خودروها و بولدوزهاي زرهي موجب شکست مقاومت نيروهاي ارتش عراق شده و کنترل پايتخت سني نشين استان الانبار را به تروريست‌ها سپرد. برآوردهاي اوليه از اين يورش و اشغال کشته شدن 500 تن و آوارگي 100 هزار شهروند اهل رمادي است که براي نجات جان خود راهي بيابان‌ها شده اند .

اين شبه نظاميان شيعه بوده که داوطلبانه براي اعزام به الرمادي و مبارزه با داعش تا آزادي شهر اعلام آمادگي کردند. بااينکه پنتاگون تلاش مي کند سقوط الرمادي را ناچيز و کم اهميت جلوه دهد اما آنتوني شافر، سرهنگ بازنشسته و عضو ارشد مرز تحقيقاتي سياسي لندن در گفتگو با سي ان ان گفته است: خبر الرمادي، خبر بدي بود. اين نمي‌تواند مساله خوبي باشد.

تمامي واحدهاي نظامي عراقي که ما آنها را آموزش داده بوديم سلاح هاي خودرا به زمين گذاشته و رمادي را ترک کردند. در ژوئن سال گذشته نيز همين اتفاق در موصل افتاد.نويسنده در ادامه خاطرنشان کرد، سقوط الرمادي بار ديگر هجمه گسترده اي ازانتقادات بين المللي را عليه سياست خارجي باراک اوباما و شکست کامل و مطلق آن مطرح کرد. واقعيت اين است که حملات هوايي ائتلاف آمريکايي در عراق و سوريه نتوانسته مانع پيشروي هاي داعش شود. چهار ماه پيش اين نکته مطرح شد که از زمان آغاز حملات هوايي در آگوست، تروريست هاي تکفيري مناطق تحت کنترل خود در سوريه را به دو برابر گسترش داده اند، بگونه اي که هم اکنون حدود يک سوم کل کشور را در اشغال دارند.

همانگونه که سياست کاخ سفيد در استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين آمريکايي در افغانستان، يمن، سومالي، پاکستان و ليبي تنها موجب تحريک هرچه بيشتر نفرت ملت ها از ايالات متحده شده، عملکرد ائتلاف آمريکايي عليه داعش در منطقه اي نيز نه تنها در نابودي و تضعيف داعش بي نتيجه بوده بلکه شرايط را براي بدتر شدن اوضاع فراهم کرده است. در بخش ديگري از اين گزارش آمده است، شايد وضعيت کنوني به اين دليل است که حملات هوايي آمريکا عليه داعش تنها صحنه‌اي نمايشي براي جلب رضايت جهان است. منابع ايراني و عراقي مکررا از اقدام هواپيماهاي بدون آرم متعلق به آمريکا و انگليس خبر مي دهند که در مناطق حضور و استقرار تروريست ها آذوقه هاي غذايي، سلاح و دارو براي آنها مي‌ريزند.

همين که اوباما اعلام کرد،متعهد به تعقيب و بازداشت تروريست‌هاي وابسته به داعش درسوريه است بسياري از ناظران مي دانستند که قصد رئيس جمهوري آمريکا، رفتن بشار اسد است . عجله اوباما براي حمله هوايي پس از اتهام دروغين حمله شيميايي حومه دمشق در آگوست 2013 نيزتوسط تروريست هاي القاعده و مورد حمايت آمريکا انجام شده بود و نه دولت اسد.گلوبال ريسرچ در انتها نوشت، اکنون روسيه ، چين ، متحدان آنها ايران، کشور جنگ زده سوريه، کره شمالي، کوبا و در ميزاني کمتر ونزوئلا موفق به مقاومت در برابر هژموني امپرياليسم آمريکايي بوده اند . اين کشورها از ديرباز با هجمه هاي تبليغاتي مسموم و دروغين و همچنين تحريم هاي اقتصادي گسترده و طولاني مدت از سوي واشنگتن و هم پيمانان آن مواجه بوده اند . عليرغم اين جنگ ژئوپلتيکي، سايبري و ارزي باز هم ايالات متحده قدرت جهاني خود را رو به زوال مي بيند چراکه دوستانش در جهان عرب_تنها کساني که همچنان در کنار امريکا ايستاده اند _ در آستانه زوال هستند.

کره زمين در حال تحولي بزرگ و انتقال قدرت از غرب به شرق است. اين در حالي است که،وحشتي که به دنبال سقوط شهر رمادي به دست داعش، عراق و آمريکا را فرا گرفته شکست استراتژي آمريکا در مبارزه با تروريست‌ها و عدم توانايي ارتش عراق را در ماموريت خود براي حمايت از شهرها و مرزهاي آن آشکار ساخت.روزنامه راي اليوم در سرمقاله خود درباره سقوط شهر رمادي عراق به دست داعش نوشت،آمريکايي که جنگنده‌هاي پيشرفته خود را به عراق و سوريه مي‌فرستد تا بيش از 3700 حمله را عليه داعش انجام مي‌دهند همچنان در گوش مسئولان ارشد نظامي تکرار مي‌کند که اين حملات در عقب‌نشيني داعش و تضعيف آن موفق بوده است. اما سقوط شهر رمادي به دست داعش دليل قاطعي بر اين مساله است که مسوولان آمريکايي چه نظامي و چه غيرنظامي به طور کلي از حقيقت امر، فهم درست اوضاع سوريه و عراق، ماهيت داعش و منابع قدرت آن دور هستند و فهم آنها کاملاً اشتباه است.

قرار بود آمريکايي‌ها و مقامات عراقي قبل از ماه رمضان بازپس‌گيري شهر موصل از داعش را جشن بگيرند اما با سقوط رمادي و بخش‌هايي از فلوجه کاملاً غافلگير شدند و شادي آنها تبديل به عزا شد. مارتين دمپسي، رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا نيز اعتراف کرد ، سقوط رمادي شکست بزرگي است اما وعده داد که در مدت‌زمان کوتاهي اين شهر بازپس‌گرفته شود،اما بعيد است که وي به وعده‌اش عمل کند. آمريکا کشور ابرقدرتي است اما با اين حال شکست با بالا رفتن پرچم داعش بر مجتمع دولتي در مرکز رمادي همچون پتکي بر سرش فرود آمده است.

دولت حيدر العبادي، نخست‌وزير عراق به دليل چنين ضربه‌اي که موجب از بين رفتن توازن آن شده دچار دستپاچگي شده است. در حال حاضر بحث دوباره بر سر شبه‌نظاميان شيعه و بازگشت مجدد آنها به ميدان است.خطر داعش در عراق و جهان عرب در حال افزايش است و سلطه اين گروه تروريستي بر رمادي، کنترل بخش‌هايي از شهر تاريخي پالميرا (تدمر) سوريه و حمله به گذرگاه مرزي «طريبيل» نشان مي‌دهد که آمريکا در چه تنگنا و بن‌بستي قرار گرفته است.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات