دیدگاه >>  عناوین کل دیدگاه >> یادداشت هادیان
تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۹:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۳۲۸۶۱۷
در جلسه هفتگی شرح زیارت عاشورای مسجد فخریه تهران توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدی طباطبایی مطرح گردید.
اثرات زیارت در بعد فردی و اجتماعی
پایگاه بصیرت / سید حسن محمدی طباطبایی

 

 

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به طور قطع زیارت واقعی زیارتی است که حاوی الگو پذیری مطلق شخص زائر از اهل البیت (ع) باشد، به این طریق که از سویی با توجه به سیره فردی این اسوه های حقیقی عبودیت در اعمال و رفتار خود تجدید نظر نموده و از سوی دیگر با دقت نظر در اهداف مد نظر و موضع گیریهای مختلف ایشان ، در زندگی اجتماعی خود همان ها را پیاده کند .
الف : بعد فردی (تکامل انسانی ) ، در حقیقت زیارت آثار سازنده عجیبی دارد زیرا ۱- نوعی اعلام موضع و مشخص کردن خط فکری است : إنی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم ، ۲-نوعی الگو پذیری و استحکام پیوند معنوی قلبی است الهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد ، ۳- نوعی وسیله تقرب إلی الله است : الهم إنی أتقرب إلیک بموالاتک لنبیک و آل نبیک ... در زیارت انسان در واقع در پی گمشده ای است که مانع از رسیدن او به مقام بندگی محض الهی می گردد. بر کسی پوشیده نیست که انقلاب فردی ( تغییر روش و ایده ) در اخلاق ، رفتار و عقاید و امور دینی افراد جز با توسل به امور معنوی و روحانی از جمله زیارت قبور اهل البیت (ع) و توسل به ساحت مقدس این بزرگواران میسر نیست . زیبایی زیارت قبور ائمه به این است که پیروان و محبین این خاندان از هر قشر و طایفه و با هر نوع ایده و نظری به قصد زیارت این بزرگواران بر حرم آنها حاضر شده و با توجه به فضای روحانی موجود در این اماکن ضمینه برای تغییر اعمال و رفتار در افراد مختلف فراهم می گردد .و به عبارت دیگر ، زائر با معرفت کسب راه سعادت و بندگی محض الهی را از زیارت منابع فیض الهی به دست می آورد و ضمینه خود سازی و سیر و سلوک إلی الله برای خود قرار می دهد. باید در زیارت به این نکته توجه داشت که جهت انسان ساز شدن ، نفس زیارت به تنهایی کافی نیست بلکه درس گرفتن از زیارت و عمل به آن آموخته ها در برنامه ریزی زندگی مهم است . در حقیقت زیارت واقعی و با معرفت زیارتی است که انسان ساز باشد.
ب: بعد اجتماعی ( استکبار ستیزی جهانی ) : بهترین سرمشق از زندگی اهل البیت (ع) برای انسان سازی در بعد جهانی این است که ببینیم اهل البیت (ع) و أولیای الهی به عنوان انسانهای کامل ایده و نظرشان چه بوده که اینگونه مورد جفای ظالمان واقع شده اند . با مطالعه و نگرش در زندگی این افراد می بینیم که مهمترین سرمشق ، هدف ، ایده و نظر انسانهای کامل استکبار و ظلم ستیزی و سیر بندگان به حریت و عبودیت معبود یکتا می باشد . یعنی در مقابل باطل موضع گیری کرده و فقط عبادت خدا را در تکبیر و تسبیح و تهلیل ندیده اند .
از جمله هداف استکبار جهانی و مستعمرانش جهت تخریب مذهب و به انزوا کشاندن مسلمانان و مخصوصا شیعیان ، حمله نرم به مقدسات این افراد می باشد . به عنوان نمونه دکتر مایکل برانت یکی از معاونان سابق سیا ( سازمان اطلاعاتی مرکزی آمریکا ) میگوید : بعد از مدتها تحقیق به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبری مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت ، در انقلاب ایران تأثیر گذار بوده است . ما همچنین به این نتیجه دست یافتیم که شیعیان ، بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و بر پا هستند . در این گردهمایی تصویب شد که بر روی مذهب شیعه تحقیقات بیشتری صورت گیرد و طبق این تحقیقات برنامه ریزی هایی داشته باشیم . به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم ...پس از نظر سنجی ها و جمع آوری اطلاعات از سراسر جهان به نتایج مهمی دست یافتیم ... یکی از مواردی که باید روی آن کار میکردیم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی بود که هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگه می دارند (روزنامه جمهوری اسلامی ۸۳/۳/۵ به نقل از دست پنهان برگرفته از کتاب نقشی ای برای جدایی مکاتب الهی منتشر شده در آمریکا ). در واقع زنده نگه داشتن و تکریم و تعظیم این اماکن و الگو پذیری سیره عملی و اخلاقی و اعتقادی امامان معصوم ع ، بهترین ابزار مقابله ای با حمله نرم دشمن است ... در سایه ظلم ستیزی و مقابله با استکبار ستیزی اهل البیت (ع) است که درس شجاعت ، شهامت و شهادت در راه هدف و دین و آیین از این بزرگواران آموختنی میشود .
یک زائر جهت کسب معرفت بیشتر به شخص و مکان زیارت شده از سیر زندگی این اسوه های حقیقی و واقعی بندگی محض الهی ، درس می گیرد که زیر بار ظلم و ستم نرفته و پرچمی را بالای سر خود جز اسلام قرار ندهد ، و استقلال و آزادی را که دین و فطرت به انسان بخشیده را تکریم کند و به هیچ عنوان اجازه ندهد استقلال و آزادیش محو سلطه این افراد گردد .
مؤمن واقعی در برابر ستم و ظلم ظالم بی موضع نبوده و از ستمگر نفرت و انزجار آشکاری دارد و با مظلوم و جبهه حق اعلام همراهی می کند .
به همین جهت خداوند در قرآن می فرماید : مؤمنین به هیچ بهانه ای نباید کفار را ولی و سرپرست خود بگیرند با اینکه در بین خود کسانی را دارند که سرپرست شوند و هر کس چنین کند دیگر نزد خدا هیچ حرمتی ندارد. (آل عمران 28 ) ، مؤمنین به هیچ بهانه ای نباید کفار را ولی و سرپرست خود بگیرند با اینکه در بین خود کسانی را دارند که سرپرست شوند و هر کس چنین کند دیگر نزد خدا هیچ حرمتی ندارد . اگر ما کفار را اولیای خود بگیریم خواه نا خواه با آنان امتزاج روحی پیدا کرده ایم ، امتزاج روحی هم ما را می کشاند به سمت اینکه رام آنان شده و از اخلاق و سایر شؤن اخلاقی آنان متأثر گردیم و آنان می توانند در اخلاق و رفتار ما دست بیندازند ( تفسیر المیزان ج۳ص۱۵۱) . در اینجا توجه به این مهم ضروری است که این استکبار ستیزی مؤمن و پیروی او از جبهه حق در واقع همان فرع دینی تولی (حب ، دوستی خدا و اولیای او) و تبری ( بغض ،اعلام انزجار و دشمنی با دشمنان خدا و اولیای او) می باشد که در کلام امام صادق (ع) چنین بیان شده است : ایمان چیزی جز حب و بغض نیست (اصول کافی ج ۳ ص ۱۹۰ ) ،اما آن حبی که ملاک ایمان است در سخن امام صادق (ع) چنین آمده : که حضرت فرموده اند : هر کس دوست دارد خدا او را دوست بدارد باید به طاعت خدا عمل کند و ما را پیروی نماید ، مگر نشنیده قول خدا به پیامبرش (ص)، بگو اگر شما خدا را دوست دارید پس از من پیروی کنید که خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد ... فرمان خدا و رسول را اطاعت کنید و اگر از آنان دوری گردانید همانا کافران را خدا هرگز دوست نخواهد داشت ( اصول کافی انتشارات دار الحدیث ج۱۵ ص ۴۰، آل عمران ۳۱ و ۳۲ ) . طبق آیات شریفه فوق حب خدا و اولیای او به این است که از احکام و قوانین الهی تبعیت کرده و فرمان بردار محض الهی باشیم . و بغض مؤمن اینگونه باید باشد که چون هم خدا هم رسولش و هم اولی الامر ( ائمه اطهار ) مخالف ظلم و ستم ظالم بوده و حیات آزاد و مستقل الهی را برای بشر خواستارند او نیز محور بغضش همان محور بغض الهی باشد ... . با مطالعه پیرامون سخنان و موضع گیری پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) نسبت به جو غلط و وجود حاکمان جور و مستبد زمان خودشان ، این واقعیت ظلم ستیزی و طلب حریت و استقلال فطری و بندگی محض الهی بودن بشر بیشتر عیان می شود . وقتی به زندگی مولا علی (ع) و سه جنگ زمان خلافت ظاهری ایشان ، قیام امام حسن (ع) و صلح ناخواسته او ، حماسه تاریخی عاشورای سالار شهیدان (ع) ، دوران امام سجاد (ع) ( که مبارزات ایشان از طریق تعالیم و آموزش معارف بزرگ الهی در قالب ادعیه و مناجات ) ... و إنشا ءالله در نهایت قیام منتقم آل محمد (عج) که طبق احادیث زمانی قیام می کنند که ظلم همه دنیا را فرا گرفته باشد ، نگاه میکنیم چیزی جز حب و بغض الهی را نمی یابیم . به عنوان مثال تبلور این حب و بغض الهی و مقابله با بدعت در دین و ایستادگی در برابر ظلم و جور حاکم جبار و ستمگر را می توان در شخصیت امام حسین (ع) و یاران بصیر و با وفای ایشان که در راه اعتلای اسلام واقعی از جان خود گذشتند ، نظاره کرد . امام حسین (ع) در نامه به سران بصره فرمودند : ... شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش فرا می خوانم که سنت او را کشته و بدعت را إحیا کرده اند.(فرهنگ سخنان امام حسین (ع) ص ۳۵۶) ، هم چنین در جای دیگر فرمودند : لا أری الموت إلا السعاده ...مرگ در راه اعتلای اسلام واقعی و مبارزه با بدعت در دین چیزی جز سعادت نیست. در حقیقت یک زائر بامعرفت با یک زیارت درست ، اسوه پذیری و الگو برداری و ظلم ستیزی واقعی را از درگاه اولیای الهی می آموزد و در لحظه به لحظه زندگی شخصی و نوع ایده و نظر خود پیاده می کند .

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات