کارشناس و تحلیلگر مسائل اقتصادی گفت: «برخی معتقدند بانک مرکزی باید در اهداف و سیاستها مستقل باشد. این حرف حتی اگر براساس علم اقتصاد هم درست باشد، باید آن را باتوجهبه اقتضای کشورها بررسی کرد. در کشوری مانند ایران که وزیر اقتصاد، رئیس کل بانک مرکزی را تعیین میکند، این گزاره صادق نخواهد بود.»
«حسن حسنخانی»، کارشناس و تحلیلگر مسائل اقتصادی در گفتوگو با «صبح صادق» درخصوص موضوع استقلال بانک مرکزی و وجوهی که میتواند زمینهساز استقلال بانک مرکزی شود، گفت: «استقلال بانک مرکزی را از دو وجه باید ارزیابی کرد؛ چراکه وابسته به دو موضوع است: وجه اول استقلال در سیاستگذاری و وجه دوم استقلال در ابزار.»
وی در این باره خاطرنشان کرد: «منظور از استقلال در سیاستگذاری این است که بانک مرکزی در موازات و مقابله دولت شأن سیاستگذاری داشته باشد؛ چون ممکن است برای مثال، دولت در یک بازه زمانی عنوان کند میخواهم بهجای اثرگذاری بر کاهش نرخ تورم با رکود مقابله کنم؛ اما چون در علم اقتصاد همیشه بین تورم و رونق تضاد سیستماتیکی وجود دارد و هر جایی که رونق شکل بگیرد، در ادبیات اقتصادی تأکید میشود که تورم اجتنابناپذیر است، پس بین دولت و بانک مرکزی در تحقق اهداف ذاتی خود چالشهایی ایجاد میشود.»
حسنخانی معتقد است: «بااینکه دولت و بانک مرکزی در این موضوع میتوانند روی مقتضیات بحث کنند، یعنی اینکه از چه مسیری به سمت بهرهوری هرچه بیشتر اقتصاد حرکت کنند یا بر سر مسائلی مثل سیاستهایی که به افزایشنیافتن نیروی کار در بازار منجر میشود که باز هم وابسته به مسائلی مثل تورم و تولید است؛ اما چون ممکن است بحثها و نتایج مدنظر دولت و بانک مرکزی متفاوت از هم باشند، این دو دچار تضاد و چالش میشوند.»
این کارشناس و تحلیلگر اقتصادی یادآور شد: «در شرایطی ممکن است دولتمردان بر این موضوع تأکید کنند که میخواهند تورم و مقابله با آن را از روی میز سیاستی کنار بگذارند و بر رونق اقتصادی تمرکز کنند. در مقابل چنین بحثی اگر بانک مرکزی شأن سیاستگذاری بهصورت مستقل داشته باشد، میتواند دولت را با چالش مواجه کند و به دولت بگوید ماحصل این سیاستگذاری ایجاد تورم است که قطعا با هدف ذاتی من بهعنوان بانک مرکزی که کنترل تورم است، بسیار فاصله دارد و اهداف ما را به هم میریزد. بنابراین، در چنین اقتصادهایی، دولت و بانک مرکزی در بدهبستانهای خود دچار اختلاف میشوند؛ نه ایران که رئیس بانک مرکزی را وزیر اقتصاد و دولت انتخاب میکند.»
حسنخانی تصریح کرد: «حال باید به این موضوع بپردازیم که آیا بانک مرکزی ایران طی چهار دهه گذشته در سیاستها و اهداف خود استقلال عمل داشته یا اهداف دولت را دیکته و اجرا کرده است؟ مسئله مهم این است که اگر بانک مرکزی در ابزار استقلال داشته باشد، دولت میگوید شعار من رشد تولید و مهار تورم است و بانک مرکزی موظف است به تحقق این شعار کمک کند. بانک مرکزی یا میتواند کارگزار دولت باشد، یعنی اگر دولت بانک مرکزی را موظف به پرداخت تسهیلات تکلیفی کند یا هر طرحی که دولت در حوزههای مختلف مثل طرح ملی جهش مسکن به بانک مرکزی تحمیل میکند، بپذیرد و اجرا کند، در این صورت، بانک مرکزی کارگزار است.»
این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: «زمانی بانک مرکزی دست رد به سینه دولت میزند و به دولت عنوان میکند ارز حاصل از فروش نفت باید بهصورت ریال باز گردد یا برای برخی برنامهها باید با دولت همراه بود و... اما بهرغم اینها در استفاده از ابزار سیاستی مستقل هستم و بهعنوان بانک مرکزی باید تشخیص دهم که نرخ سود بانکی ۱۸درصد را به ۲۳درصد برسانم یا خیر؟»
وی در این باره بیان داشت: «من بانک مرکزی باید بدانم آیا عملیات بازار باز انجام دهم یا خیر؟ اینکه چه زمانی انجام دهم و چگونه در بازار پول و بازار بین بانکی با چه ابزاری مداخله کنم و...، جزو وظایف و اختیارات بانک مرکزی است. بانک مرکزی باید این موضوعات را تشخیص دهد. اینجاست که متوجه میشویم مسئله استقلال بانک مرکزی شامل دو محور اساسی میشود.»
حسنخانی خاطرنشان کرد: «عدهای معتقدند بانک مرکزی باید در اهداف و سیاستها مستقل باشد. این حرف حتی اگر بر اساس علم اقتصاد هم درست باشد، باید باتوجهبه اقتضائات هر کشور بررسی شود؛ در کشوری مانند ما که رئیس کل بانک مرکزی را وزیر اقتصاد تعیین میکند، طبیعتا این گزاره نمیتواند صادق باشد.»
وی درخصوص سازوکار تعیین رئیس بانک مرکزی در آمریکا گفت: «فدرال رزرو، سازوکار جالبی دارد؛ بااینکه رئیسجمهور آمریکا حکم رئیس بانک مرکزی را امضا میکند، همان رئیسجمهوری که حکم میزند، نمیتواند رئیس بانک مرکزی را عزل کند. ضمن اینکه رئیس فدرال رزرو هر پنج سال انتخاب میشود؛ برخلاف دولت که چهار سال روی کار میماند. در ایران، رئیسجمهور هر زمان اراده کند، میتواند رئیس بانک مرکزی را تغییر دهد. ضمن اینکه گاهی شاهد هستیم بین رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد چالشهای اساسی وجود دارد که مانع میشود شاهد استقلال بانک مرکزی باشیم.»
این تحلیلگر مسائل اقتصادی گفت: «متأسفانه با ساختار مدیریتی در ایران بههیچ وجه نمیتوانیم منتظر استقلال تام و تمام بانک مرکزی باشیم و این شدنی نیست. در چنین ساختار مدیریتی اصلا رئیس بانک مرکزی در ایران امکان استقلال در اهداف بانک مرکزی را ندارد.»
حسنخانی در پاسخ به این سؤال که آیا استقلال بانک مرکزی از دولت در کل مفید است، گفت: «این موضوع قابل بحث است که آیا استقلال بانک مرکزی در ابزار مفید و شدنی است و تبعات مثبت و منفی دارد یا خیر؟ اما باید مشخص کنیم وقتی میگوییم استقلال در ابزار منظور از کدام ابزار است؟ چون بانک مرکزی در چند حوزه مهم و اساسی و اثرگذار در اقتصاد مثل زمین، ملک، ارز و بازار پول بازی میکند.»
وی در پایان این گفتوگو خاطرنشان کرد: «اگر استقلال بانک مرکزی در بازار ارز را بپذیریم، باید یک سری مقتضیات را لحاظ و ارزیابی کنیم و اگر در بازار پول یا هر دو بپذیریم یا در هیچیک از این حوزهها نپذیریم، هریک بهصورت جداگانه مباحث خاص خود را میطلبد. در کل، استقلال بانک مرکزی در ابزار و روشهای تحقق اهداف دولت میتواند مفید باشد و کارکرد درخور توجهی داشته باشد؛ به شرط اینکه استقلال بانک مرکزی در مواقع خطیر و بحرانی اقتصاد به هماهنگی با دولت لطمه نزند.»