درخشش یک اثر هنری در جشنوارههای بینالمللی، به خودی خود میتواند رویدادی خجسته باشد، اما آنچه گاهی در پس این موفقیتها رخ میدهد، جای تأمل دارد.انیمیشن کوتاه در سایه سرو، تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، امسال موفق به کسب جایزه اسکار شد.و چه افتخاری مهمتر از اینکه ایران برای اولین بار در بخش انیمیشن این جایزه را ثبت کرده و باشد و سومین مجسمه را به خانه بیاورد.افتخاری که در ظاهر به نام ایران ثبت شده، اما مواضع سازندگان آن، حلاوت جایزه را تلخ کرد و این پرسش را پیش آورد که آیا این جایزه واقعاً متعلق به ایران است؟رشد در ایران، نقد در آنسوی مرزهاکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نهادی فرهنگی است که با بودجه دولتی تأمین شده و دهههاست بستر رشد و بالندگی بسیاری از هنرمندان این سرزمین را فراهم کرده است. این انیمیشن نیز با حمایت و سفارش این نهاد ساخته شده و در فرآیند تولید، از امکانات و حمایتهای داخلی بهرهمند بوده است.حال این پرسش مطرح میشود که چگونه برخی از هنرمندانی که در دامان این نهاد و تحت حمایتهای فرهنگی و آموزشی کشورشان رشد کردهاند، در بزنگاههای جهانی، زبان به نقدهایی میگشایند که بیشتر به زخمی زدن بر پیکر همان وطنی میماند که آنان را پرورده است؟سکوت در برابر تحریمها، اعتراض به خودیدر مراسم اسکار، حسین ملایمی، یکی از کارگردانان این اثر، در سخنرانی خود گفت: «ساخت این فیلم در شرایط غیرطبیعی ایران، یک معجزه بود.» اما مشخص نکرد که منظور او از «شرایط غیرطبیعی» چیست.
در همین حال، شیرین سوهانی، دیگر کارگردان این اثر، در سخنان خود ایران را کشوری توصیف کرد که در آن «محدودیتهای بسیاری برای هنرمندان وجود دارد». این در حالی است که همین اثر در ایران تولید شده و در جشنوارههای داخلی و بینالمللی حضور یافته است.چنین تناقضی این پرسش را مطرح میکند که اگر شرایط تا این حد دشوار بوده، چگونه این فیلم توانسته مسیر تولید و موفقیت را طی کند؟این جملات در حالی مطرح میشوند که بهرام عظیمی، کارگردان نخستین انیمیشن سینمایی ایران، پیشتر در گفتوگویی با فارس، درباره وضعیت انیمیشن در کشور گفته بود: «در سالهای اخیر توجه جشنوارهها و البته مدیران سینمایی به انیمیشن بسیار زیاد شده است. همین امسال، سه انیمیشن سینمایی داریم که در جشنواره حضور دارند و آثار بسیار خوبی هم هستند.»حمایت داخلی، گلهمندی خارجیایران همچنان یکی از معدود کشورهایی است که به تولیدات فرهنگی و هنری بها میدهد و زمینه را برای رشد استعدادها فراهم میکند.در چنین شرایطی، دور از انصاف است که سازندگان این اثر، که از حمایتهای داخلی بهرهمند شدهاند، در سخنرانیهای خود چنین القا کنند که در «شرایط سخت» کار کردهاند، بدون اشاره به نقش حمایتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و سایر نهادهای داخلی.یکی از کاربران فضای مجازی در این باره نوشته است: «آمریکا هیچگاه به یک اثر ایرانی اسکار نمیدهد، مگر آنکه محتوای آن ضد ایرانی باشد.»این در حالی است که فیلم محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است، اما سخنان مطرحشده هنگام دریافت جایزه، نه!
کاربر دیگری نیز نوشته بود: «کار قشنگ و قوی میسازند، جایزهی اسکار میبرند، مبارکشان باشد، دستمریزاد... اما انگار اگر موقع دریافت جایزه، لگدی به مملکت، فرهنگ، هویت و خاکشان نزنند، جایزهشان حلال نمیشود!»
جوایز سیاسی یا افتخار ملی؟این اتفاق بار دیگر نشان داد که برخی از جوایز بینالمللی، نه صرفاً به دلیل ارزش هنری یک اثر، بلکه به دلیل مواضع و جهتگیریهای خاص آن اعطا میشوند.پرستو علیعسگرنجاد، منتقد سینما و نویسنده، در یادداشتی در این باره نوشته است:«چرا باید در برابر چشم دنیا، خودمان پرچم عزیزمان را لگدمال کنیم؟ مگر سیمین یادمان نداد که رختهای چرک را در خانه همسایه نشوییم؟ از آنهمه حماسه، رشادت، عشق و منوچهر مدقها، انتخاب این زوج این بود که رنج روزمره جانبازان اعصاب را روایت کنند؛ قبول، دستمریزاد. اما در سخنرانی مراسم اسکار، همان متن ازپیشآمادهشده را میشد حتی با آن همه اشتباه تلفظی و لهجه ضعیف، طوری خواند که ایرانیانی که از همانجا که ویزا نمیدهد، این همه زخم برداشتهاند اما همچون سرو ایرانی سر خم نکردهاند، در چشم دنیا سربلندتر و عزتمندتر شوند، نه محتاج ترحم…»