طی سالهای اخیر، موضوع «نیروهای نیابتی» به یکی از کلیدواژههای رایج در ادبیات سیاسی غرب درباره نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه تبدیل شده است. رهبر معظم انقلاب در سخنرانی ابتدای سال و نیز در خطبههای عید فطر، با صراحت این تعبیر را درباره گروههای مقاومت رد کردند و در مقابل، رژیم صهیونیستی را تنها «نیروی نیابتی» واقعی در منطقه خواندند. رد روایت غربی از جایگاه جمهوری اسلامی در معادلات منطقهایرهبر انقلاب، با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی «نایب لازم ندارد»، بر استقلال و توانمندی ذاتی گروههای مقاومت در کشورهای مختلف منطقه تأکید میکنند. بهبیان دیگر، گروههایی مانند حزبالله، انصارالله یمن، حشد الشعبی عراق و گروههای مقاومت فلسطینی، بهعنوان بازیگرانی با هویت بومی، انگیزه ایدئولوژیک، و حمایت مردمی مستقل معرفی میشوند.این رویکرد، بر پایه یک واقعیت تاریخی و جامعهشناختی استوار است؛ کارشناسان و تحلیلگران تاکید دارند که رشد جریانهای مقاومت در خاورمیانه، صرفاً محصول حمایت خارجی نبوده بلکه حاصل دههها سرکوب، اشغال و بیعدالتی بوده که موجب شکلگیری مقاومتهای درونزا شده است و جمهوری اسلامی ایران، در این زمینه بیشتر نقش حامی و الهامبخش دارد تا بازیگر هدایتکننده یا دستنشاندهساز.
اهداف روایتسازی غرب از مفهوم «نیروهای نیابتی»اصرار غرب بر «نیابتی» خواندن گروههایی مانند حزبالله، انصارالله یمن، حشد الشعبی عراق و گروههای مقاومت فلسطینی را میتوان در چارچوب یک پروژه چند لایه تحلیل کرد.بسیاری از کارشناسان معتقدند که نسبت دادن قدرت این گروهها به ایران، بهویژه پس از شکستهای میدانی آمریکا و متحدانش در افغانستان، عراق، سوریه و یمن، تلاش برای فرافکنی ناتوانیهای ساختاری غرب در مواجهه با پویاییهای منطقهای است.همچنین بسیاری بر این باورند که برچسب «نیروهای نیابتی» نوعی جنگ روانی علیه مشروعیت این گروهها و سلب استقلال آنها در افکار عمومی جهانی است. این راهبرد، میکوشد تا هویت اصیل و مردمی این نیروها را کمرنگ و آنها را به ابزاری وابسته به تهران تقلیل دهد.از منظر عملیاتی، غرب و رژیم صهیونیستی با این تصویرسازی، حملات خود به گروههای مقاومت را حمله به «نمایندگان ایران» توجیه میکنند تا از فشار افکار عمومی بگریزند و اقدامات خود را بخشی از یک نزاع بینالمللی جلوه دهند.
رژیم صهیونیستی نیروی نیابتی استعمارگرانرهبر انقلاب رژیم صهیونیستی را بهعنوان نیروی نیابتی استعمارگران معرفی کردند، زیرا رژیمی که با حمایت کامل تسلیحاتی، اطلاعاتی و سیاسی آمریکا و اروپا به حیات خود ادامه میدهد، خود مصداق بارز نیابت است. اظهارات ترامپ نیز که سیاستگذاریهای کلیدی رژیم صهیونیستی مانند توافق با حماس یا تبادل گروگانها را منوط به تأیید کاخ سفید میداند، شاهدی عینی بر این تحلیل است. این سخنان نشان میدهند که علیرغم ادعای استقلال تصمیمگیری، تلآویو در بسیاری از موارد مجری اراده واشنگتن است.نکته مهمی که در نهایت باید به آن توجه کرد این است که از دید رهبر انقلاب، جمهوری اسلامی نهتنها خود نیازی به نیابت ندارد، بلکه بهدلیل ظرفیتهای داخلی و مردمی، الگویی برای دیگر ملتها شده است. در مقابل، غرب و رژیم صهیونیستی با واژگانسازی هدفمند، تلاش دارند تا واقعیت تحولات منطقه را تحریف کنند و از طریق برچسبزنی، هم از هزینههای سیاسی و اخلاقی اقدامات خود بکاهند و هم ساختارهای مقاومت را تضعیف نمایند. اما استمرار پویایی گروههای مقاومت، گواهی بر شکست این روایتسازیهاست.