ونزوئلا عرصه جدید تنش آفرینی آمریکا در صحنه جهانی است که در لوای واژگانی همچون مبارزه با قاچاق مواد مخدر صورت میگیرد، حال آنکه به اعتراف سناتورهای آمریکایی و مقامات آمریکای لاتین، طراحی واشینگتن برای سلطه بر منابع انرژی این کشور و در کلان تکرار سلطه بر کل آمریکای لاتین در لوای واژه مقابله با روسیه و چین است. آمریکا طی هفتههای اخیر در حالی لشکر کشی دریایی گستردهای در کارائیب با محوریت اقدام نظامی و اعمال فشار علیه ونزوئلا داشته است که ناگهان خبرها از رویکرد ترامپ به مذاکره با همتای ونزوئلاییاش حکایت دارد. وبگاه آکسیوس مدعی شده است که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا به مشاورانش گفته است که قصد دارد مستقیماً با «نیکلاس مادورو» رئیسجمهور ونزوئلا صحبت کند. این ادعای مذاکراتی در حالی مطرح میشود که تاکنون در جریان عملیات نظامی آمریکا در دریای کارائیب با نام «عملیات نیزه جنوبی» و در ۲۱ حمله جداگانه به قایقهایی که گفته میشود حامل مواد مخدر بودند، دستکم ۸۳ نفر کشته شدهاند. در همین حال ژنرال دن کین رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا و مشاور اصلی نظامی ترامپ، به کارائیب سفر کردند.
همزمان نیز در یک بهانهجویی تازه دولت ترامپ کارتل «De Los Soles» در ونزوئلا را که به ادعای واشنگتن به «نیکولاس مادورو» رئیسجمهور این کشور مرتبط بوده، بهعنوان یک سازمان تروریستی خارجی معرفی کرده است. این در حالی است که دولت ونزوئلا اعلام کرد که «کارتل د لوس سولس» (کارتل خورشیدها) وجود خارجی ندارد و تصمیم آمریکا برای قرار دادن آن در فهرست سازمانهای ترویستی خارجی یک «دروغ مضحک» است. با توجه به این شرایط طرح ادعای رویکرد آمریکا به مذاکره با ونزوئلا سناریوهای متعددی از تکرار بازی صلح از دریچه جنگ تا ناتوانی در برابر اتحاد ونزوئلاییها و تقلا برای خروج آبرومندانه از یک بحران را در بر میگیرد.
کلید واژهای که همچنان تکرار میشود
یکی از نکات قابل توجه آن است که ترامپ در دوران جدید ریاست جمهوریاش در حالی خود را حامی صلح معرفی کرده که همزمان این صلح را بر اساس مولفههای نظامی تعریف کرده است. بر اساس همین رویکرد که بیشتر برگرفته از اهداف داخلی ترامپ برای نمایش احیای قدرت آمریکاست ترامپ تا آنجا پیش رفته که نام وزارت دفاع را به وزارت جنگ تغییر داده و بسیاری از افسران و ژنرالها را اخراج کرده است. با توجه به رفتارهای گذشته ترامپ اکنون این سناریو مطرح است که او با تحرکات نظامی و سپس اعلام رویکرد مذاکراتی به دنبال تسلیم سازی کاراکاس در لوای مذاکره مستقیم باشد. به عبارتی دیگر قوامی نظامی پشتوانه باجخواهی آمریکاست، چنانکه این سناریو را پیش از این با فضا دادن به رژیم صهیونیستی برای جنایت در منطقه، حمله نظامی به ایران و بمباران تاسیسات هستهای، ارسال تسلیحات به اوکراین علیه روسیه و.... صورت داده است. البته طراحی صلح از دریچه جنگ ترامپ تا به امروز نتیجهای برای آمریکا به همراه نداشته است و تنها از دست یابی او به جایزه ادعای صلح نوبل جلوگیری کرده است.
با توجه به رفتارهای گذشته ترامپ اکنون این سناریو مطرح است که او با تحرکات نظامی و سپس اعلام رویکرد مذاکراتی به دنبال تسلیم سازی کاراکاس در لوای مذاکره مستقیم باشد. به عبارتی دیگر قوامی نظامی پشتوانه باجخواهی آمریکاست
نکته قابل توجه در این روند فریبکاری آمریکا و تجاوزگری در میان مذاکره است. رویکردی که نقطه اشتراک میان رژیم صهیونیستی و آمریکاست، چنانکه مذاکرات بر سر آتش بس در جریان بود که رژیم صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا به کشتار و جنایت در لبنان پرداخت. در میانه مذاکرات میان ایران و آمریکا ناگهان رژیم صهیونیستی و ترامپ حمله نظامی به ایران و قتل عام غیر نظامیان و بمباران تاسیسات هستهای ایران را انجام دادند. اکنون این سناریو مطرح است که ترامپ بار دیگر به دنبال تکرار همین رویه باشد در حالی که در ظاهر ادعای مذاکره سر داده تا آمادگی دفاعی و انسجام ونزوئلایی ها را کاهش داده و در نهایت گزینه نظامی را برای تحمیل زیاده خواهی های در مسیر مذاکرات را اجرا کند. رویکرد به چنین گزینهای زمانی قوت میگیرد که نظر سنجیها نشان میدهد 70 درصد مردم آمریکا مخالف اقدام نظامی علیه کاراکاس هستند، لذا این سناریو مطرح است که ترامپ با ادعای مذاکره البته با شروطی غیر قابل پذیرش به دنبال فریب افکار عمومی برای توجیه گزینه نظامی است که البته حلقه تکمیلی آن را نیز مهرههای داخلی آمریکا همچون ماریا کورینا ماچادو که دارنده صلح نوبل را یدک میکشد برای ایجاد آشوب داخلی تشکیل میدهد.
اجباری که آمریکا در آن گرفتار آمده است
با تمام این تفاسیر ترامپ در حالی تمام نیروی دریایی و نظامی آمریکا را صرف تهدید ونزوئلا کرده است که اتحاد و همگرایی اکثریت مردم با رئیس جمهور مادورو و نیز کوتاه نیامدن مقامات سیاسی و نظامی کاراکاس در برابر اعمال فشارها و تهدیدات، موجب شده تا عملا هزینه گزینه نظامی آمریکا علیه این کشور بالا رود. هر چند که آمریکا حملاتی را به برخی مناطق با ادعای زدن قایقهای قاچاقچیان مواد مخدر داشته است اما در نهایت انسجام و مواضع قاطع ونزوئلایی ها تیغ مولفه نظامی را کند کرده است در این شرایط آمریکا در رویکردی اجباری برآن است تا آنچه را که با تحریم و فشار نظامی به دست نیاورده در قالب سیاسی و مذاکره به دست آورد. رویکردی که البته مبنای آن را تسلیم سازی تشکیل میدهد، چنانکه این روزها در جریان مذاکرات اوکراین رسما خواستههای خود را به زلنسکی و اروپا تحمیل کرده و خواستار اجرای بی چون و چرای آن شده است.
به هر تقدیر آنچه مسلم است آنکه سیاست آمریکا در جهان همچنان بر پاشنه یک جانبه گرایی میچرخد که گاه در موازنه نظامی و گاه در چارچوب مذاکره و گاه در لوای ناجی صلح بودن همچون آنچه اکنون در اوکراین جریان دارد تعریف میگردد. در حالی که هدف نهایی آن یکسان بوده و آن تسلیم سازی کشورها در برابر زیادهخواهیهایی سلطه گرایانه است.