صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۸  ، 
کد خبر : ۳۸۴۶۳۱

پیش‌خدمتِ در حاشیه!

در بحران اوکراین، تلاش‌های اروپاییان برای بازگرداندن خود به مرکز تصمیم‌گیری بی‌ثمر بود. واشنگتن به صراحت نشان داد که بحران اوکراین، میدان اعمال اقتدار یک‌جانبه است نه عرصه مشورت!. متحدان اروپایی تنها باید هزینه بدهند و هیچ نقشی در تعیین مسیر صلح ندارند. ترامپ با اجرای استراتژی «گاو شیرده» نشان داد که در معادله قدرت جدید، جای مشارکت اروپا محدود و تابع خواست‌های آمریکا است.
پایگاه بصیرت / بهرام بختیاری
رویارویی امروز اروپا با بحران اوکراین، بیش از آنکه ناشی از فشار خارجی باشد، نتیجه مستقیم سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌های داخلی این قاره است. اروپا که زمانی داعیه توازن قوا میان شرق و غرب را داشت، امروز حتی در تعیین مسیر صلح در جنگی که امنیت خود را تهدید می‌کند، نقشی ندارد و در حاشیه تصمیم‌گیری‌های جهانی قرار گرفته است. در واقع این وضعیت محصول سال‌ها وابستگی و تبعیت کامل اروپا از ایالات متحده آمریکا است که البته یک شبه و اتفاقی شکل نگرفته.
طرح ۲۸ ماده‌ای دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین نمونه‌ای بارز از این واقعیت است. در این طرح، کوچک‌ترین نشانی از خواست‌ها و نگرانی‌های اروپاییان دیده نمی‌شود؛ نه از تهدیدهای امنیتی شرق اروپا خبری هست و نه از بحران انرژی که مردم قاره را تحت فشار قرار داده است. ترامپ و تیم او، نقشه صلح را بر اساس منافع سیاسی داخلی و اهداف اقتصادی واشنگتن طراحی کردند، بی‌آنکه توجهی به متحدان سنتی خود داشته باشند.این بی‌توجهی نتیجه طبیعی سال‌ها پیش‌خدمتی اروپا برای سیاست‌های واشنگتن است. اروپا در پرونده‌های منطقه‌ای متعدد، از برنامه هسته‌ای کشورمان گرفته تا تحریم‌های اقتصادی و جنگ‌های نیابتی، بارها نشان داده که منافع خود را فدای خواست آمریکا می‌کند. حتی در حوزه نظامی، وقتی ترامپ افزایش سهم کشورهای عضو ناتو از هزینه‌های نظامی را مطالبه کرد، دولت‌های اروپایی بدون تردید بودجه‌های کلان به صنایع نظامی آمریکا اختصاص دادند، بی‌آنکه در نظر داشته باشند چنین تصمیم‌هایی استقلال اقتصادی و صنعتی خود را تضعیف می‌کند.
نمونه دیگر، واکنش اروپا به جنگ تعرفه‌ای ترامپ بود. وقتی واشنگتن تعرفه‌های سنگین بر فولاد، خودرو و فناوری اروپایی وضع کرد، بروکسل تنها با سکوت و عقب‌نشینی پاسخ داد و اصول رقابت آزاد را فدای حفظ ظاهری اتحاد آتلانتیکی کرد. این تسلیم‌پذیری طولانی‌مدت، زمینه حذف اروپا از معادلات تصمیم‌گیری جهانی را فراهم کرد و امروز قاره‌ای که زمانی بازیگر اصلی توازن قدرت بود، تنها در صف انتظار کاخ سفید ایستاده است.
در بحران اوکراین، تلاش‌های اروپاییان برای بازگرداندن خود به مرکز تصمیم‌گیری بی‌ثمر بود. واشنگتن به صراحت نشان داد که بحران اوکراین،  میدان اعمال اقتدار یک‌جانبه است نه عرصه مشورت!. متحدان اروپایی تنها باید هزینه بدهند و هیچ نقشی در تعیین مسیر صلح ندارند. ترامپ با اجرای استراتژی «گاو شیرده» نشان داد که در معادله قدرت جدید، جای مشارکت اروپا محدود و تابع خواست‌های آمریکا است.
به این ترتیب، اروپا امروز گرفتار بن‌بستی خودساخته شده است؛ قاره‌ای که با سال‌ها پیش‌خدمتی و تبعیت از واشنگتن، اکنون نمی‌تواند در تعیین سرنوشت جنگی که در خاک آن جریان دارد، نقشی ایفا کند. تجربه اوکراین، زنگ خطری برای سیاستمداران اروپایی است تا واقعیت وابستگی خود به آمریکا و هزینه‌های ناشی از آن را بازنگری کنند.
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات