جالب اینجاست که آمریکا پس از شکست در جریان فتنه و آشوب در ونزوئلا، دست به مداخله مستقیم زد؛ به گونهای که پروژههای براندازی سیا با هزینههای کلان، استخدام خوان گوایدو و پرداخت «۸۰۰ میلیون دلار» نیز به بنبست رسید و ناکارآمدی اپوزیسیون، آمریکا را به مداخله مستقیم سوق داد.
پس از اتفاقات ونزوئلا، برخی از عناصر جریان غربگرا تلاش دارند تحولات کاراکاس را به ابزاری برای پوشاندن ناکامی آمریکا و رژیم صهیونی در دستیابی به اهداف جنگ ۱۲ روزه تبدیل کنند و همزمان از خشم فروخورده خود علیه محور مقاومت، گرهگشایی نیابتی کنند. به گونهای که پس از اقدام غیرقانونی دولت ترامپ در ربودن رئیسجمهور ونزوئلا که با مخالفت و اعتراضات ۷۵ شهر آمریکا و حتی مقامات کشورهای غربی مواجه شد، متأسفانه برخی چهرههای غربگرای ایرانی با توئیتهای تحریفی نوشتند: «یک دیکتاتور دیگر که ملت خود را، بهرغم منابع عظیم نفتی، در فقر و بدبختی نگاه داشته بود، به زبالهدان تاریخ پیوست». این در حالی است که خود ترامپ، اپوزیسیون مورد حمایت غرب را تحقیر کرد و گفت: «فعلاً نفت میخواهیم و کاری با اپوزیسیون ونزوئلا نداریم!»
جالب اینجاست که آمریکا پس از شکست در جریان فتنه و آشوب در ونزوئلا، دست به مداخله مستقیم زد؛ به گونهای که پروژههای براندازی سیا با هزینههای کلان، استخدام خوان گوایدو و پرداخت «۸۰۰ میلیون دلار» نیز به بنبست رسید و ناکارآمدی اپوزیسیون، آمریکا را به مداخله مستقیم سوق داد.
تحریف دیگری که جریان غربگرا در این چند روز به آن اشاره کرده، نسبت دادن اقدام ترامپ به نارضایتی عمومی در ونزوئلاست؛ حال آنکه مادورو با رأی مردم و با وجود تحریم و تورم سنگین، موفق به مهار تورم شد و حتی دولت پیشین آمریکا را به لغو تحریمهای نفتی واداشت. این الگو همان ترکیب «فریب مذاکره و زور» است که اکنون بهعنوان تهدیدی خیالی علیه ایران تبلیغ میشود.
این در حالی است که باید به روابط بین ایران و ونزوئلا نگاه کرد؛ ایلنا نوشته بود: «ونزوئلا با هدف کشت فراسرزمینی، یک میلیون هکتار زمین کشاورزی در اختیار ایرانیها قرار داده است… کشت سویا در هکتار حاشیه سود ۱۵۰ درصدی دارد». رادیو فردا نیز تصریح کرد: «روابط ایران و ونزوئلا… از اتحاد سیاسی-ایدئولوژیک، به یک شراکت امنیتی-اقتصادی رسیده است.» دویچهوله این پیوند را فراتر از شعار دانست و نوشت همکاریها به «نفتی، مالی، صنعتی و امنیتی» گسترش یافته و حتی با طلا تسویه میشود.
روابط بین ایران و ونزوئلا در عرصه فرهنگی نیز قوت گرفته است؛ به گونهای که مادورو گفته بود: «آوریل ۲۰۱۹ با سردار سلیمانی آشنا شدم… او پیشنهاد کمک داد و دوسه روز بعد، کارشناسان ایرانی برای تعمیر تأسیسات برق آمدند.» همین پیوند معنوی بود که تصاویر شهید سلیمانی را کنار قهرمانان آمریکای لاتین نشاند با این جمله: «چهرهها، زمانها و کشورها تغییر میکنند، اما هدف یکی است.»
از طرفی، مقامات صهیونی و آمریکایی ناخواسته به وزن ایران نیز اعتراف کردند. برای نمونه ژنرال تامیر هایمن، رئیس سابق سازمان اطلاعات ارتش رژیم، اذعان کرد: «ایرانیها هرگز تسلیم نمیشوند… مدام خود را بازآفرینی میکنند.» در چنین فضایی باید گفت که چنگ زدن غربگرایان به پروژه ونزوئلا، بیش از هر چیز، تلاشی برای پوشاندن شکست میدانی و خیابانی و فرار از واقعیت موازنه جدید قدرت است.