ترامپ رئیس جمهور آمریکا پس از تجاوز نظامی به کشوری مستقل و عضو سازمان ملل به نام ونزوئلا و ربایش مادورو رئیس جمهور این کشور به دنبال قدرت نمایی و نمایش چهرهای فاتح از خود بوده و هر ساعت اخباری جدید از این موفقیت ادعایی را منتشر و برجسته میکرد و به پشتوانه همین ادعا به تهدید سایر کشورها حتی متحدانش در اروپا بر سر گرینلند پرداخته که با فروکش کردن گرد و غبارها، تهی بودن این قهرمان پروری آشکار شد. رویهای که میرود تا به یک رسوایی داخلی و جهانی برای ترامپ مبدل گردد چنانکه او و نزدیکانش وادار شدند تا با واژگانی همچون ما به دنبال جنگ با ونزوئلا و اشغال این کشور نیستیم به سفید سازی این شکست و رسوایی بپردازند. بخشی از این شکست راهبردی را در وضعیت داخلی ونزوئلا می توان مشاهده کرد، چنانکه ساختار سیاسی ونزوئلا دست نخورده باقی مانده و عملا همان ساختار مادورو کارها را در دست گرفته در حالی که اجماعی در ساختار مردمی و اداری ونزوئلا در حمایت از مادورو وجود دارد که مغایر با خواست ترامپ بوده است. در این شرایط ترامپ که بازنده این معادله بوده با ادعای همسو بودن جانشین مادورو در سیاستهایش به دنبال سرپوش گذاشتن بر این شکست است. ناامیدی ترامپ از اجرای اهدافش در ونزوئلا زمانی آشکارتر میشود که او روند جابه جایی قدرت را نه طی 30 روز بلکه 18 ماه عنوان میکند. او حتی اجبارا عنوان میکند که حاضر به حمایت از ماچادو سرکرده غربگرایان در این کشور نمی باشد چرا که او از محبوبیت مردمی برای اداره امور برخوردار نمی باشد. موضعی که اعترافی آشکار به رویکرد ضد امپریالیستی و استقلال خواهانه مردم ونزوئلاست چنانکه ماچادو رسما عنوان کرده بود در صورت به قدرت رسیدن حاضر منابع کشورش را در اختیار آمریکا قرار دهد و با رژیم صهونی رابطه دوستی داشته باشد.
در این میان ترامپ در حالی با ادعای اینکه ونزوئلا ۳۰ تا ۵۰ میلیون بشکه نفت به ما تحویل خواهد داد به دنبال پیروزی و ایجاد ساختاری همسو با خواستههایش در این کشور شده که در شکستی آشکار در سیاستها و اهداف ترامپ از تجاوز به ونزوئلا دلسی رودریگز رئیس جمهور موقت ونزوئلا در اظهاراتی اعلام کرد که هیچ ارتباط یا تفاهمی بین او و دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا یا دیگر مقامهای این کشور وجود ندارد.رودریگز همچنین با تاکید بر اینکه دولت ونزوئلا بر این کشور حکومت میکند، خاطرنشان کرد: هیچ شخص دیگری این کار را انجام نمیدهد. وی افزود: دولت من، دولت قانون اساسی و ناشی از قدرت تثبیت شده مردم ونزوئلا است. او در واکنشی مهم عنوان کرد که ونزوئلا به مقاومت و پاسخگویی به هر تجاوزی متعهد است. این مواضع نشان میدهد که عملا ساختار قدرت در این کشور نه بر اساس خواست ترامپ بلکه در چارچوب مطالبات مردمی برای استمرار راه چاوز و مادورو اداره می شود.
سطح دیگر ناکامی ترامپ را در عرصه داخلی ایالات متحده میتوان جستجو کرد. ترامپ با یکجانبه گرایی در حالی به دنبال قدرت نمایی بوده که این رفتار عملا با واکنش تند داخلی مواجه شده است چنانکه هم کنگره به دنبال محدود سازی اختیارات جنگی اوست و هم در ایالتهای مختلف تظاهرات ضد ترامپ برگزار شده است. ترامپ که در عرصه داخلی نتوانسته از جنگ افروزی و اقتصاد کسب محبوبیت کند به دنبال کاهش ابعاد این مخالفتهاست چنانکه ترامپ، در گفتوگو با شبکه NBC اعلام کرد که: «ما در حال حاضر در وضعیت جنگ با ونزوئلا نیستیم و نیازی به دخالت قانونگذاران برای بازگرداندن نیروهای آمریکایی به ونزوئلا نخواهد بود.» همچنین به نظر می رسد ترامپ با تن دادن به ادامه کار متحدان چاوز که نه یک انتخاب بلکه که اجبار به دلیل شکست طرحهایش بوده، بعد دیگر کاهش این حساسیتها اجرا میکند در حالی که در آینده نه چندان دور برملا شدن تبلیغاتی بودن ادعاهای ترامپ در باب مادورو و ربایش او بر میزان اعتراضات کنگره و مردم آمریکا خواهد افزود. به عبارتی دیگر ترامپ که می خواست با تجاوز به ونزوئلا محبوبیتی برای خود کسب نماید نه تنها به این امر دست نیافته بلکه بر میزان تفر مردم از او و مداخلات ارتش افزوده شده است که میتواند زمینه ساز شکست جمهوریخواهان در انتخابات آتی کنگره باشد.
ترامپ در حالی با اقدام یک جانبه علیه ونزوئلا به دنبال نمایش قدرت و ایجاد فضای رعب و وحشت علیه سایر کشورها بوده که نوع واکنش جهانی به این رویکرد شکستی سخت را در کارنامه او ثبت کرد که میتواند هزینهها داخلی و بیرونی بسیاری برایش به همراه داشته باشد.
نکته پایانی آنکه ترامپ در حالی با اقدام یک جانبه علیه ونزوئلا به دنبال نمایش قدرت و ایجاد فضای رعب و وحشت علیه سایر کشورها بوده که نوع واکنش جهانی به این رویکرد شکستی سخت را در کارنامه او ثبت کرد که میتواند هزینههای داخلی و بیرونی بسیاری برایش به همراه داشته باشد. حضور مقامات بسیاری از کشورها در مراسم سوگند رودریگز، حمایت کشورهای از حاکمیت و تمامیت ارضی ونزوئلا در نشست شورای امنیت، محکومیت جهانی تجاوز به ونزوئلا عملا آمریکا را در وضعیت بحرانی قرار داده که ناتوانی در اجماع سازی و تغییر ساختار جهانی از یک جانبه گرایی به چند جانبه گرایی را آشکار می سازد. در این شرایط به نظر می رسد ترامپ با تن دادن به ساختار حاکم بر ونزوئلا به دنبال کاهش فشارها و واکنشهای جهانی در لوای تقلیل تجاوز نظامی به تغییر محدود در ساختار سیاسی برای آنچه عدالت و ازادی و رفاه می نامد است. به عبارتی دیگر این رفتار ترامپ برگرفته از هزینههای سنگینی است که نابخردی و خودشیفتگی ترامپ در عرصه جهانی به آمریکا تحمیل کرده است. واکنشهایی که بیانگر این حقیقت است که دیگر جهان پذیرش آمریکا را ندارد و نظم نوینی در حال شکل گیری است و سیاستهای جنگ افروزانه و تهدید آمیز ترامپ نیز توان کند کردن افول جهانی آمریکا را ندارد. امروز به جز اروپا که افول و بی ارادگیاش در برابر آمریکا بر همگان ثابت شده است، سایر کشورها و ملتها هیچ حمایتی از اقدام ترامپ نداشته و آن را تجاوزی علیه بشریت و قوانین جهانی دانسته و بر لزوم قوی شدن کشورهایشان برای تکرار نشدن این روند تاکید دارند. به عبارتی دیگر اقدام ترامپ علیه ونزوئلا نه تنها زمینه ساز وحشت جهانی و تسلیم شدن در برابر آمریکا نشده بلکه ابعاد جدیدی از صف بندی در برابر یک جانبه گرایی این کشور را به همراه دارد که بخشی از آن در قالب قوی شدن نظامی، شکل گیری اتحادیههای اقتصادی و سیاسی همگرا در مناطق مختلف جهان و رویکرد بیشتر به ساختارهایی همچون بریکس ظهور خواهد کرد. ترامپ نه احیایگر آمریکا بلکه زمینه ساز تسریع در افول جهانی این کشور خواهد بود.