اقدام رژیم صهیونی در به رسمیت شناختن جدایی طلبی سومالی لند در حالی با موجی از اعتراضهای منطقهای و جهانی مواجه شد که یکی از پیامدهای آن اقدام سومالی مبنی بر تعدیل روابط با امارات است. دولت سومالی به دلیل انتشار گزارشهایی مبنی بر استفاده اماراتیها از خاک موگادیشو برای کمک به جداییطلبی در این کشور، تمام توافقنامههای خود با امارات را لغو کرد. این اقدام از سوی سومالی در حالی صورت گرفته است که نگاهی به کارنامه امارات بویژه در طول دو سال جنگ غزه بیانگر رفتارهایی است که تناسبی با همگرایی اسلامی و عربی و منطقهای نداشته و در نهایت مورد بهره برداری رژیم صهیونی و آمریکا قرار گرفته که خسارتهای بسیاری برای همگان به همراه داشته است.
نسل کشی و جنایت در غزه در حالی صورت گرفته است که اسناد سری منتسب به سازمان اطلاعات امارات، سطحی از همکاریهای اطلاعاتی میان دولت امارات و سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) را فاش کرد که شامل مأموریتهای جاسوسی در داخل نوار غزه و کشور قطر و اجرای دستورهای مستقیم نتانیاهو میشود. در همین حال بارها دولتمردان غزه هشدار دادهاند که امارات در حال تامین تسلیحات، دارو و مواد غذایی و سوخت برای این رژیم است که مشارکت رسمی در کشتار غزه است.
همچنین ابوظبی روابط نزدیکی با گروههای تروریستی علیه حماس داشته است تا غزه را گرفتار جنگ داخلی سازد. اسنادی نیز حکایت از آن دارد که امارات در کنار رژیم صهیونی به دنبال سلطه بر منابع انرژی غزه است تا طرح این رژیم برای تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه و اجبار کشورهای عربی به سازش محقق شود، چنانکه در لوای صادرات گاز این رژیم به مصر، توافقاتی برای انتقال گاز از مصر به سوریه و لبنان امضا شده که رسما تقویت موقعیت رژیم صهیونیستی است در حالی که این رژیم همزمان به دنبال منابع نفتی و گازی سوریه و لبنان است.
سودان در حالی گرفتار جنگ داخلی است که شواهد نشان میدهد نیروهای واکنش سریع به سرکردگی حمیدتی که در برابر دولت مرکزی به دنبال تجزیه دوباره سودان هستند، تحت حمایت کامل امارات هستند که نتیجه آن نیز سلطه ابوظبی و تل آویو به منابع طلا و نفت این منطقه است.
یمن در حالی مقاومتی همه جانبه در برابر رژیم صهیونی در حمایت از غزه داشته است که طی هفتههای اخیر با جنگ داخلی میان تجزیه طلبان مواجه بوده که اساس آن نیز تحرکاتی است که امارات در برخی مناطق صورت داده است که نتیجه آن گرفتار سازی یمن در جنگ داخلی است. تنش آفرینی که در نهایت با دخالت عربستان کاهش یافته است، اما همچنان نقش امارات در تثبیت اهداف رژیم صهیونی در برخی جزایر و مناطق یمن مشهود است. در سوریه نیز جولانی سرکرده تحریرالشام در حالی به قدرت رسید که یکی از حامیان اصلی این گروه امارات بوده است که با حمایت اقتصادی و سیاسی در کنار آنکه زمینه ساز قدرت یابی جولانی شده که همزمان نقش میانجی را میان حاکمان دمشق و رژیم صهیونی برای سازش ایفا کرده است.
نقش منفی امارات در لبنان و اجرای طرح فشار اقتصادی و سیاسی بر بیروت برای تن دادن به سازش با تل آویو و نیز خلع سلاح حزب الله بعد دیگر رفتارهای ابوظبی را تشکیل میدهد. انتخابات عراق در حالی برگزار شد که شواهد نشان میدهد امارات با پول پاشی به دنبال تاثیرگذاری بر انتخابات بوده است. نکته قابل توجه در رفتارهای امارات آن است که هر چند ایران تلاش نموده تا روابطی نزدیک و دوستانه با کشورهای همسایه داشته باشد اما عملکرد اماراتیها چندان در این راستا نبوده است که نمود عینی آن اصرار آنها بر طرح ادعاهای واهی درباره جزایر همیشه ایرانی در نشستهای شورای همکاری خلیج فارس و یا نشستهای عربی با کشورهای چون روسیه، چین، اروپا و آمریکاست، چنانکه گویی سران این کشور رویکردی تعمدی برای برهم زدن ثبات و همگرایی منطقه در پیش گرفته اند. تهران همواره تاکید دارد که تمامیت ارضی ایران هرگز قابل مذاکره نیست و رفتارهای امارات جز به چالش کشیدن ثبات و امنیت منطقه و زمینه سازی برای دخالت بیانگان نتیجهای به همراه ندارد.
رفتار شناسی اماراتی ها نشان میدهد که دولتمردان این کشور که در سال 2020 با رژیم صهیونی سازش کردند بر این محاسبه هستند که در صورت همراهی با آنها می توانند به نقش آفرینی و بازیگری منطقهای و جهانی مبدل گردند در حالی که همزمان از تجاوز و تعهدی رژیم صهیونی نیز در امان خواهند بود.
رفتار شناسی اماراتی ها نشان میدهد که دولتمردان این کشور که در سال 2020 با رژیم صهیونی سازش کردند بر این محاسبه هستند که در صورت همراهی با آنها می توانند به نقش آفرینی و بازیگری منطقهای و جهانی مبدل گردند در حالی که همزمان از تجاوز و تعدی رژیم صهیونی نیز در امان خواهند بود. به عبارتی دیگر آنها در تفکری کلیشهای به نام رسیدن به ثبات و اهداف در لوای سازشکاری باقی ماندهاند حال آنکه برآیند تحولات منطقه و جهان نشان میدهد که از یک سو آمریکا و رژیم صهیونی به هیچ تعهدی پایبند نیستند چنانکه تجاوز نظامی آمریکا به ایران در میانه مذاکرات صورت گرفته و در حالی که قطر میانجی جنگ غزه بود هدف حمله نظامی رژیم صهیونی قرار گرفت. از سوی دیگر انزجار جهانی از رژیم اشغالگر و شرکایش در جهان به شدت افزایش یافته است چنانکه حتی متحدان اروپایی این رژیم نیز دیگر حاضر نیستند که به روند همگرایی گذشته با این رژیم ادامه دهند و تعدیل رفتارهایی را در پیش گرفتهاند و کشوری همچون عربستان نیز در کنار رد سازشکاری به دنبال توسعه روابط با کشورهایی همچون ایران، روسیه و چین است. این مولفهها نشان میدهد که دولتمردان امارات در حال سیاستگذاری بر اساس مولفههایی نه چندان پایدار هستند که در نهایت آتش آن دامن این کشور را نیز خواهد گرفت. امروز کشورهایی میتوانند ایفای نقش مستقل و جهانی داشته باشند که در چرخه نظم نوین قرار گیرند که محور آن را نیز دوری از یک جانبه گرایی سلطه گرایانه آمریکا و مقابله با رژیم صهیونی تشکیل میدهد. تحولات پر شتاب جهانی ادامه می یابد و در نهایت روسیاهی برای آنانی میماند که همچنان دل بسته به دیکتههای آمریکایی – صهیونی هستند.