نشست داووس امسال در حالی برگزار شد که ترکیب دعوت شدگان و نیز رفتارهای گزینشی دعوت شدگان و نیز مواضع مطرح شده از سوی مقامات آمریکایی و اروپایی در کنار آنکه زوال نهادهای بین المللی را آشکار ساخت سندی دیگر بر حقانیت مواضع کشورهایی همچون ایران بود که تغییر در ساختار جهانی و عبور از یک جانبه گرایی آمریکایی به سمت جهان چند قطبی را آشکارتر ساخت.
داووس و فرو ریختن ادعای گفتوگو
یکی از محورهای نشست داووس را پایان دادن به حق کشورها برای حضور و بیان نظراتشان در این نشست تشکیل میدهد، چنانکه در اقدامی خلاف رویه و مغایر با قوانین، داووس مانع از حضور عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در این نشست شد. این امر در کنار آنکه یک رسوایی برای داووس است ماهیت ضد گفتمانی غرب را نیز آشکارتر ساخت.
دولتمردان آمریکا و اروپا همواره ادعای رویکرد مذاکراتی در قبال ایران را متهم و حتی تهران را متهم به فرار از میز مذاکره کردهاند. رفتارهای غربیها از جمله در اعمال فشار بر داووس برای حضور نیافتن ایران در این نشست که معروف به نشست دیپلماسی و گفتوگوهاست، تهی بودن ادعای این کشورها را آشکار و سندی دیگر بر حقانیت مواضع ایران مبنی بر غیر قابل اعتماد بودن غرب است. داووس بار دیگر نشان داد که تهدید کننده دیپلماسی و گفتمان غرب است که با فرافکنی به دنبال پنهان سازی این حقیقت است. غربیها در حالی مدعی بهانههای اخلاقی برای خودداری از پذیرش وزیر خارجه ایران شدهاند که این ادعا تشت رسوایی دوگانگیهای رفتاری و انحطاط اخلاقی آنها را آشکارتر میسازد. آنها در حالی مانع حضور وزیر خارجه ایران شدهاند که ایران را به جرم حمایت از مردم در برابر حملات وحشیانه تروریستها و مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی متهم میسازند، حال آنکه همین غرب در برابر دو سال نسل کشی غزه و نیز یک سال جنگ افروزی و جنایت آمریکا در عرصه جهانی سکوت و حتی با آنها همراهی کردهاند. غرب امروز در داووس اخلاق را قربانی سیاسی کاریهای خود ساخته و به جهانیان نشان داد که با یک جانبهگرایی غربی جز تکرار فجایع جنگهای جهانی حاصلی نخواهد داشت.
محورهایی که حاشیه شد
داووس در حالی برگزار شد که امروز جهان با بحرانهای بزرگی همچون وضعیت فاجعه بار اقلیم و زیست محیط جهانی، استمرار نسل کشی در غزه و تجاوز گری رژیم صهیونیستی در منطقه، فاجعه انسانی در سودان، جنایت تروریستی آمریکا در تجاوز نظامی به ونزوئلا و ربایش مادورو رئیس جمهور قانونی آن، تحریم های آمریکا و اروپا علیه کشورها که رسما تروریسم اقتصادی برای تسلیم سازی و نابودی کشورهاست مواجه است، حال آنکه این اجلاس با ادعای تصمیم گیری برای نجات بشریت هیچ واکنشی به این مباحث نداشته است و عملا با حاشیهسازیهای ساختگی نظیر رفتارهای دیوانه وار زلنسکی رئیس جمهور اوکراین، ادعاهای واهی علیه ایران، وضعیت گرینلند و... به بی اهمیت شدن این مباحث پرداختهاند که خود بُعد دیگری از فروپاشی ماهیت داووس را نشان میدهد.
اعتراف اروپا به قلدری آمریکا
امروز دو سوی آتلانتیک یعنی اروپا و آمریکا در وضعیت تقابل قرار دارند، چنانکه امروز سران اروپا با رسوایی 80 سال خدمت و همراهی با آمریکایی مواجه شدهاند که هیچ ارزشی برای آنها قائل نیست و امروز حتی به دنبال اشغال گرینلند به عنوان بخشی از اروپاست. جنگ اوکراین، اقتصاد و تعرفههای تحمیلی آمریکا از یک سو حقارت اروپا را رقم زده از سوی دیگر فروپاشی اتحاد غرب را آشکارتر کرده است. در داووس از یک سو ترامپ با سخنان تحقیر آمیز در قبال اروپا موضع گیری کرده و رسماً سلطه بر گرینلند را حق آمریکا دانسته و اروپا را بازیچهای بی ارزش نشان داد و از سوی دیگر نیز سران اروپا از صدر اعظم آلمان و رئیس جمهور فرانسه گرفته تا مقامات ارشد اتحادیه اروپا و حتی نخست وزیر کانادا بر لزوم مقابله با قلدری ترامپ تاکید کردند. رفتاری که بیانگر حقانیت مواضع کشورهایی همچون ایران ، روسیه، چین، برزیل، هند، آفریقای جنوبی و... است که بر لزوم تغییر ساختار بین الملل به سمت نظم چند جانبه گرایانه تاکید کردهاند.
رفتار داووس را باید ادامه رفتارهای خسارت بار و تهی شدن نهادهای بینالمللی دانست که مهر تاییدی بر لزوم تغییر در ساختار جهانی در مسیر نظم نوین است. بی اراده شدن شورای امنیت در مقابله با نسل کشی غزه، رفتارهای غیر مسئولانه نهادهای حقوق بشری ، اعمال فشار غرب بر دادگاه لاهه، رفتار غیر اخلاقی فیفا در دادن جایزه صلح به ترامپ، ناتوانی نهادهای بینالمللی در برابر تروریسم اقتصادی غرب که زمینهساز تشدید مشکلات برای بسیاری از ملتها شده و... نمودهای این وضعیت است.
شورایی بدون ماهیت صلح
مراسم امضای منشور « شورای صلح» ترامپ در داووس در حالی برگزار شد که حضور کمتر از 20 کشور در این مراسم بار دیگر نشان داد که کوه ترامپ جز زایش موش کارکرد دیگری ندارد و نظم جهانی مورد نظر آمریکا نیز جز زوال، سرنوشتی در انتظارش نیست. چنانکه ترکیب شرکتکنندگان بیشتر به کشورهای غرب آسیا و آمریکای جنوبی محدود میشد، شامل مقامات و سران عربستان سعودی، قطر، امارات، آرژانتین، پاراگوئه و مجارستان.در این مراسم، نمایندهای از هیچیک از کشورهای اروپای غربی حضور نداشت که نشانهای بر تغییر رویکرد جهانی است بگونهای که حتی متحدان آمریکا نیز دیگر حاضر به همراهی با سیاستهای آن نیستند. آمریکا در حالی مدعی است که با شورای صلح به دنبال تحقق فاز دوم آتش بس و ساختن آیندهای جدید برای غزه است که از یک سو دعوت از رژیم صهیونیستی و شخص نتانیاهو که دادگاه لاهه او را جنایتکار جنگی نامیده برای عضویت در این شورا و نیز سخنان کوشنر داماد ترامپ مبنی بر این شورا هر اقدامی جهت خلع سلاح حماس صورت خواهد داد، در کنار اقدام آمریکا مبنی بر اعمال تحریمهای جدید علیه حماس و بی توجهی به استمرار تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه و پیش برد خط زرد برای اشغالگری بیشتر، تهی بودن ادعای صلح طلبی شورا را آشکار می سازد. این مسئله بیانگر این امر است که شورا نه گامی برای صلح، بلکه ادامه سیاستهای بحران ساز آمریکا در منطقه است که در چارچوب اهداف صهیونیستها صورت میگیرد. مولفهای که لزوم هوشیاری منطقه و اتحاد حول پرچم فلسطین برای مقابله با آن را ضروری می سازد.
ساختارهای رو به زوال
رفتار داووس را باید ادامه رفتارهای خسارت بار و تهی شدن نهادهای بینالمللی دانست که مهر تاییدی بر لزوم تغییر در ساختار جهانی در مسیر نظم نوین است. بی اراده شدن شورای امنیت در مقابله با نسل کشی غزه، رفتارهای غیر مسئولانه نهادهای حقوق بشری ، اعمال فشار غرب بر دادگاه لاهه، رفتار غیر اخلاقی فیفا در دادن جایزه صلح به ترامپ، ناتوانی نهادهای بینالمللی در برابر تروریسم اقتصادی غرب که زمینهساز تشدید مشکلات برای بسیاری از ملتها شده و... نمودهای این وضعیت است. رویهای که نشان میدهد جهان جز ورود به پایان یک جانبه گرایی غرب و رسیدن به نظم نوین چند جانبه گرایانه هیچ راهکار دیگری ندارد.