صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۱  ، 
کد خبر : ۳۸۷۰۳۴

تابوت شناور آبراهام لینکلن

بررسی داده‌های موجود و اظهارات کارشناسان نظامی بین‌المللی موید این نکته است که دوران مصونیت ناوهای هواپیمابر به سر آمده است. این سازه‌های غول‌پیکر که روزی نماد «پروجکشن قدرت» بودند، اکنون در برابر دکترین دفاع نامتقارن ایران، به اهدافی بزرگ، کند و بسیار آسیب‌پذیر بدل شده‌اند. به طوری که بسیاری از کارشناسان نظامی جهان اذعان دارند که پیشرفت‌های خیره‌کننده ایران در حوزه موشکی و پهپادی، عملاً برتری هوایی این ناوها را خنثی کرده است. در جغرافیای تنگ خلیج فارس، این شناورها قدرت مانور خود را از دست داده و به اهداف پیشانی‌سفید و سیبل‌های متحرکی برای زرادخانه موشکی ایران تبدیل شده‌اند.
پایگاه بصیرت / مهدی نیک بین

در بررسی تحولات ژئوپلیتیک اخیر در غرب آسیا، با یک تغییر پارادایم آشکار مواجه هستیم که مبانی سنتی قدرت دریایی و دکترین‌های کلاسیکِ برگرفته از نظریات آلفرد ماهان (مبنی بر سیطره مطلق با ناوگان‌های عظیم) را به چالش کشیده است. اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به منطقه، که در نگاه نخست تلاشی برای احیای بازدارندگی ایالات متحده به نظر می‌رسد، در یک تحلیل کلان بیشتر نمایانگر یک اشتباه محاسباتی و پافشاری بر الگوهای منسوخ قرن بیستمی است. واقعیت میدانی این است که خلیج فارس دیگر حیاط خلوت نیروی دریایی آمریکا نیست تا بتواند با نسخه‌های کلاسیک در آن مانور دهد و امروزه به یک تله جغرافیایی و قتلگاه احتمالی برای ماشین جنگی غرب بدل شده است. 

بررسی داده‌های موجود و اظهارات کارشناسان نظامی بین‌المللی موید این نکته است که دوران مصونیت ناوهای هواپیمابر به سر آمده است. این سازه‌های غول‌پیکر که روزی نماد «پروجکشن قدرت» بودند، اکنون در برابر دکترین دفاع نامتقارن ایران، به اهدافی بزرگ، کند و بسیار آسیب‌پذیر بدل شده‌اند. به طوری که بسیاری از کارشناسان نظامی جهان اذعان دارند که پیشرفت‌های خیره‌کننده ایران در حوزه موشکی و پهپادی، عملاً برتری هوایی این ناوها را خنثی کرده است. در جغرافیای تنگ خلیج فارس، این شناورها قدرت مانور خود را از دست داده و  به اهداف پیشانی‌سفید و سیبل‌های متحرکی برای زرادخانه موشکی ایران تبدیل شده‌اند. 

در چنین شرایطی نیروی دریایی سپاه با رونمایی از سامانه‌های نوین و موشک‌های هایپرسونیک نظیر «فتاح» و توسعه ناوگان پهپادی، معادله وحشت را معکوس کرده است. امروز تمامی پایگاه‌ها و نقاط استراتژیک آمریکا در منطقه، زیر چتر آتش دقیق و ویرانگر ایران قرار دارند. حضور ناو آبراهام لینکلن در این اتمسفر، بیش از آنکه یک تهدید عملیاتی معتبر باشد، یک مانور تبلیغاتی و روانی است که هدفش پنهان کردن ضعف‌های بنیادین ساختار نظامی آمریکا در نبردهای مدرن است. تاریخچه حضور آمریکا در خلیج فارس مملو از شکست‌ها و رسوایی‌هایی است که نشان می‌دهد آن‌ها درک درستی از اراده و توان فنی رقیب ندارند؛ از بازداشت تفنگداران دریایی تا ناتوانی در برابر قایق‌های تندرو، همگی گواهی بر فرسایش اقتدار دریایی واشنگتن است. 

در نتیجه‌گیری نهایی و با نگاه به کلان‌تصویر منطقه، باید گفت که شبکه بازدارندگی اکنون فراتر از مرزهای ایران عمل می‌کند. همان‌طور که رهبران انصارالله یمن تصریح کرده‌اند، هرگونه ماجراجویی احمقانه علیه ایران، ماشه را در سراسر محور مقاومت خواهد چکاند. آمریکا باید بداند که ورود به فاز نظامی در خلیج فارس، نه یک درگیری کنترل‌شده، بلکه آغاز جهنمی خواهد بود که خروج از آن ناممکن است. هم‌افزایی قدرت دریایی ایران با بازوهای منطقه‌ای، هزینه‌ی هرگونه خصومت را به سطحی غیرقابل تحمل برای غرب می‌رساند و پشیمانی تاریخی را برای متجاوزان رقم خواهد زد. این ناوها نه برای جنگ، که نهایتاً می‌توانند برای تشریفات سیاسی کاربرد داشته باشند، چرا که در لحظه صفر درگیری، چیزی جز آهن‌قراضه‌هایی در قعر خلیج فارس نخواهند بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات