در میان هیاهوهای جهانی پیرامون مباحثی همچون جنگ اوکراین و مذاکرات هستهای ایران و آمریکا و در شرایطی که اروپا عملا از معادلات جهانی حذف شده است و نسل کشی غزه نیز در سایه حمایت غرب همچنان ادامه دارد، مرتس صدر اعظم آلمان در سفری دورهای به عربستان، قطر و امارات سفر کرده است. این سفر در حالی صورت گرفته است که روند تحولات داخلی و بیرونی آلمان حکایت از حقایقی دارد که ماهیت واقعی آن را مشخص می کند.
عرصه داخلی آلمان با بحرانهای اقتصادی و سیاسی بسیاری مواجه است چنانکه نظر سنجیها از درخواست اکثریت مردم برای برکناری مرتس حکایت دارد بگونهای که شاهد او دوره صدر اعظمی اش را به پایان نرساند. آلمان در حالی خود را ناجی حقوق بشر معرفی میکند که یک مسئول در سازمان ملل نسبت به اوضاع حقوق بشر و آزادی بیان در آلمان ابراز نگرانی کرد. گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور مربوط به حقوق بشر و آزادی بیان تاکید کرد: ما نسبت به محدود شدن آزادی بیان در آلمان نگران هستیم. وی اضافه کرد: بسیاری از شهروندان آلمانی نسبت به ابراز نظرات و آراء خود می ترسند. فعالان حامی فلسطین، حامیان حقوق زنان، شخصیت های فرهنگی و دانشگاهی و خبرنگاران در این خصوص نگران هستند.این مسئول سازمان ملل از برلین، لایپزیگ، درسدن، کلن، دوسلدورف و کارلسروهه در آلمان دیدن کرده است.وی بیان کرد: واکنش مقامات آلمانی به تهدیدات کنونی با معیارهای بین المللی حقوق بشر هم خوانی ندارد.
نکته مهم آنکه آلمان روزگاری محور پیشرفت اروپا بود؛ اما امروز به دلیل سیاستهای پوسیده مرتس در عرصه داخلی و جهانی به موتور پسرفت اروپا تبدیل شده است. واقعیت اقتصادی آمریکا حکایت از افول شدید جایگاهی دارد که زمانی آلمان به آن افتخار میکردند چنانکه در عرصه داخلی نسبت به افزایش بی کاری، رکود و فقر هشدار داده می شود و در سیاست خارجی نیز دیگر آلمان آن جایگاه بازیگری گذاشته را ندارد. این امر را در سفر مرتس به غرب آسیا میتوان مشاهده کرد چنانکه از یک سو او برای سرمایهگذاری کشورهای عربی در آلمان رفتاری التماس گونه داشته و از سوی دیگر صدر اعظم این کشور در حد یک دلال اسلحه و تسلیحات تنزل کرده است. چنانکه مرتس در قطر بر لزوم افزایش خریدهای تسلیحاتی توسط کشورهای عربی تاکید کرد. به نظر میرسد مرتس اکنون به یک دلال مبدل شده که برای خدمت به کارخانههای اسلحه سازی کار میکند چنانکه او برای خوشایند آنها از اصلیترین مخالفان پایان جنگ اوکراین است. او که تفکرات نازیستی خطرناکی در سر دارد به هر بهانهای از جمله ایران هراسی و روسهراسی به دنبال افزایش بودجه نظامی آلمان و حتی گرایش به چتر هستهای است چنانکه در توجیه این اقدامات آژانس اطلاعاتی آلمان مدعی است که روسیه در سال گذشته میلادی، حدود ۳۰۰ میلیارد هزینه نظامی کرده است. رفتارهای آلمان با توجه به سابقه آن تهدیدی برای امنیت جهان است که بیداری سراسری در برابر آن ضروری است. رفتارهای مرتس نشان میدهد که او به دنبال نظامیگری است که میتواند جهان را به آشوب کشد چنانکه ژاپن که همچون آلمان تحریم شده جنگ جهانی دوم و نفی شده داشتن توان نظامی است با 700 میلیارد دلار بودجه نظامی به دنبال تکرار همین رویه در شرق آسیاست.
نکته دیگر آنکه این سفر در حالی بوده که رفتارهای مرتس نشان میدهد که او بیش از آنکه به دنبال تعامل باشد برای تنش آفرینی در منطقه هدفگذاری کرده است چنانکه در یک فتنه انگیزی دیگر در ادامه اظهارات مداخلهجویانه و غیر مسئولانه خود علیه ایران، ادعا کرد: ما به شدت نگران تشدید تنشهای نظامی در خاورمیانه هستیم. مرتس در ادامه نیز در چارچوب سیاستهای خصمانه برلین علیه تهران، مدعی شد: «میخواهیم در متوقف کردن رفتارهای بیثباتکننده ایران مشارکت داشته باشیم.» این ادعاهای تفرقه افکنانه در حالی صورت میگیرد که بر اساس نتایج این نظرسنجی، رژیم صهیونیستی و آمریکا بزرگترین تهدید برای امنیت جهان عرب هستند.در این نظرسنجی، ۴۴ درصد شرکتکنندگان از کشورهای عربی اعلام کردند که رژیم صهیونیستی تهدید اصلی برای امنیت منطقه و ۲۱ درصد دیگر شرکتکنندگان، آمریکا را تهدید اصلی برای امنیت منطقه دانستند. این نظر سنجیها و موج تظاهرات جهانی علیه این رژیم و آمریکا تهی بودن ادعاهای ایران هراسانه مرتس را آشکار ساخته و یک رسوایی را در کارنامه وی ثبت کرده است بویژه آنکه برخلاف نظر مرتس، کشورهای منطقه ضمن محکوم سازی تجاوزگری علیه ایران بر لزوم همگرایی و گفت و گو با آن تاکید کردهاند.
مرتس در دوران کاری خود یک رویا را دنبال کرده و آن رسیدن به خواسته های بیشتر با تملق گویی و حمایت از رژیم صهیونیستی است چنانکه او رسما عنوان می کند که این رژیم کارهای کثیف غرب را در منطقه اجرا میکند.
مرتس در دوران کاری خود یک رویا را دنبال کرده و آن رسیدن به خواسته های بیشتر با تملق گویی و حمایت از رژیم صهیونیستی است چنانکه او رسماً عنوان می کند که این رژیم کارهای کثیف غرب را در منطقه اجرا میکند. دلبستگی مرتس به لابی صهیونیستی است در حالی است که در رسوایی دیگر برای او، نتایج نظرسنجی که روزنامه «معاریو» منتشر کرده، حاکی از آن است که اکثریت شرکتکنندگان بر این باورند که زمان کنارهگیری بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی از فعالیت سیاسی فرا رسیده است. در همین حال بیش از 400 دیپلمات سابق اتحادیه اروپا خواستار افزایش فشار بر اسرائیل شدند. مرتس در حالی ژست حقوق بشری و ناجی بودن میگیرد که این روزها رژیم صهیونیستی در کنار ادامه کشتار در غزه و کرانه باختری، اقدامات ضد بشری علیه آنروا و پزشکان بدون مرز صورت داده است که به واسطه آن می توان نتیجه گرفت که ریشه حمایت مرتس از این رژیم ریشههای نازیستی و جنایتکاری است که در وجود آنها زبانه می کشد.
برآیند کاری مرتس در عرصه داخلی و جهانی حکایت از حقیقتی تلخ دارد و آن اینکه با توجه به این که ملت آلمان، ملتی بزرگ است که با سختکوشی و نوآوری خود خدمات ارزشمندی به بشریت ارائه کرده است، از اینرو، حضور فردی چون آقای مرتس بهعنوان نماینده آلمان در صحنه جهانی، واقعا مایه تأسف مضاعف است. به نظر میرسد اگر مردم و عقلای آلمانی به دنبال احیای آبروی از دست رفته کشورشان هستند تنها گزینه پیش رو آن است که رهبری سیاسی خردمندانهتر، مسئولانهتر و شرافتمندانهتر بار دیگر به آلمان بازگردد. آلمان در وضعیت کنونی جز نابودی مسیر دیگری نخواهد داشت بویژه آنکه محور تفکرات مرتس را خشنودی از نسل کشی و جنایت علیه بشریت تشکیل میدهد و قدرت عاقلهای برای برای خارج از شدن از وضعیت کنونی ندارد و روانپریشیهایش نابودی او، آلمان و حتی اتحادیه اروپا را تقویت میکند. امروز مردم آلمان با بحرانی بزرگ مواجه هستند و آن حاکمیت افرادی همچون مرتس است که به تروریسم و جنایتکاری همچون رژیم صهیونیستی پاداش و مصونیت میدهد و علیه مبارزان با تروریسم به هراس افکنی و لفاظیهای بی منطقه میپردازد المان امروز گرفتار وضعیتی است که نتیجه آن از یک سو نابودی درونی این کشور و از سوی دیگر خسارتهای فزاینده برای امنیت و صلح جهانی است.