آمریکاییها در حالی به دنبال القای مذاکره ایران از روی ضعف است که از یک سو حماسه حضور ملت بزرگ ایران در 22 بهمن بار دیگر اشتباهات محاسباتی آمریکاییها در باب جایگاه مردمی نظام را به نمایش گذاشت و از سوی دیگر اقتدار نظامی ایران میتواند هزینه هرگونه درگیری نظامی را از حالت دو جانبه به کل منطقه و حتی جهان گسترش دهد
دور جدید مذاکرات هسته ای غیر مستقیم میان ایران و آمریکا به میزبانی عمان در حالی برگزار شد که روایت سازی آمریکایی ها از ترامپ گرفته تا روبیو وزیر خارجه و رسانه های همسو با کاخ سفید از این مذاکرات و روند پس از آن از یک سو اصرار بر ادعای هسته ای، موشکی و منطقه ای بودن مذاکرات است و از سوی دیگر برجسته سازی گزینه نظامی و افزایش ارایش نظامی و تسلیحاتی آمریکا در منطقه است تا در نهایت چنان القا سازند که ایران از روی ضعف وارد مذاکره شده و می رود تا به تمام خواسته های ترامپ تن دهد حال آنکه مواضع مقامات ایرانی و شواهد میدانی در کنار آشکار سازی توخالی بودن این ادعاها بیانگر هراس عمیق آمریکا از تحقق همه یا هیچ به میل ایران و نیز پیامدهای فاجعه بار هرگونه اشتباه محاسباتی اقدام نظامی و تهدید علیه ایران است.
ترامپ پس از یک سال ریاست جمهوری نه تنها وعده های اقتصادی اش محقق نشده بلکه تعطیلی چند باره دولت، افزایش نارضایتی مردمی از سیاست های کاخ سفید، قتل انسان های بی گناه توسط گارد ملی و سرکوب اعتراضات مردمی به آن، افشای ابعاد گسترده پرونده اپستین که بیانگر فساد اخلاقی و جنسی سیستماتیک در ساختار آمریکا و شخص ترامپ است عملا فضای بحرانی را برای کاخ سفید رقم زده است. ادعاهای افرادی همچون روبیو، ترامپ مبنی بر طرح مباحث هسته ای، موشکی، منطقه ای در مذاکرات و ادعای پیام های مثبت ایران در این مذاکرات و آنچه نتیجه بمباران تاسیسات هسته ای ایران نامیده می شود را می توان تحرکاتی برای انحراف افکار عمومی از وضعیت بحرانی و رسوایی های ترامپ می توان ارزیابی کرد هر چند که حجم بالای فساد جنسی، ناکارآمدی اقتصادی و شکست های جهانی ترامپ چنان گسترده است که با هیچ ترفندی پوشیده نمی شود.


مذاکره ایران نه از روی ضعف بلکه برگرفته از قدرت ملی است که توان دیپلماسی، حضور مردم در میدان ( همچون 22 دی و 22 بهمن) و اقتدار نیروهای مسلح اضلاع اصلی ان را تشکیل می دهند.
نکته مهم آن است که هر چند که آمریکایی ها به دنبال القای تن دادن ایران به همه یا هیچ و مذاکره از روی ضعف و ترس از ناوهای آمریکایی هستند که مواضع مقامات ایرانی بیانگر حقیقتی است که آمریکا در لابه لای جنگ ادراکی و تسلیم سازی توان کتمان آن را ندارد و آن معنای واقعی همه یا هیچی است که تهران تبیین کرده و آمریکا بر اساس آن تن به مذاکره داده است. تهران از پیش، هنگام و پس و از مذاکرات تاکید کرده است که این مذکرات صرفا هسته ای بوده و حتی در آن غنی سازی صفر نیز هیچ معنایی ندارد، حقوق هسته ای ایران را باید به رسمیت شناخته شود، مسائل موشکی و منطقه ای اصلا بحث نمی شود و هدف نهایی نیز لفغو تحریم ها و تعهد طرف مقابل به اجرای تمام تعهدات است. مذاکره ای منطقی، برابر، همراه با احترام خارج از چارچوب فشار و تهدید. مذاکرات در حالی آغاز شد که آمریکا به تمامی این اصول تن داده است و این یعنی اینکه از یک سو همه یا هیچ را نه امریکا که ایران تعیین کرده است و از سوی دیگر مذاکره ایران نه از روی ضعف بلکه برگرفته از قدرت ملی است که توان دیپلماسی، حضور مردم در میدان ( همچون 22 دی و 22 بهمن) و اقتدار نیروهای مسلح اضلاع اصلی ان را تشکیل می دهند.
آمریکایی ها در حالی به دنبال القای مذاکره ایران از روی ضعف و ترس است که از یک سو حماسه حضور ملت بزرگ ایران در راهپیمایی 22 بهمن بار دیگر اشتباهات محاسباتی آمریکایی ها در باب جایگاه مردمی نظام به دلیل مشکلات اقتصادی آشکار ساخت و ملت ایران بار دیگر نشان داد که با بصیرت و آگاهی توان پشیمان کردن دشمنان در هر لجظه ای را دارد و از سوی دیگر اقتدار نظامی ایران چنان است که هزینه هرگونه درگیری نظامی را از حالت دو جانبه به کل منطقه و حتی جهان گسترش داده است لذا آرایش نظامی آمریکا در منطقه بیشتر طبل توخالی است که در زمان مذاکرات همواره به کار گرفته شده است حال آنکه تجربه نشان داده اولین اشتباه محاسباتی می تواند فاجعه ای بزرگ را برای آمریکا رقم زند. ترامپ و نزدیکانش در حالی جنگ 12 روزه و بمباران تاسیسات هسته ای ایران را نمادی از قدرت آمریکا عنوان می کنند که سخنان فیدان وزیر خارجه آمریکا در باب اطلاع رسانی روبیو به وی پیش از اقدام نظامی هراس آمریکا از واکنش گسترده ایران را آشکار می سازد در عین آنکه افتخار کردن ویتکاف نماینده آمریکا در مذاکرات به دست دادن به نظامی که پهپاد ایرانی را هدف قرار داده اعترافی ناخواسته به اقتدار نظامی ایران است. روایت هایی که نشان می دهد حضور ایران در مذاکرات نه از روی ضعف و ترس بلکه برگرفته از توان دیپلماسی با پشتوانه مردمی و نظامی است که بیانگر ظرفیت های ایران برای نقش آفرینی در معادلات نظم نوین جهانی است در حالی که هر لحظه نیز این امادگی را دارد که به تهدید کنندگان پاسخی سخت و پشیمان کننده بدهد.