همگی میدانیم امروز کشور هم با چالشهای اقتصادی روبهروست و هم با فشار خارجی. عبور از این وضعیت، نه با انکار مشکلات ممکن است و نه با متهم کردن بیپایه. نقد، شفافیت و پاسخگویی لازم است
سخنان اخیر مسعود پزشکیان در استان گلستان، از آن جملههایی بود که سریع در فضای رسانهای دست به دست شد: اگر ثابت کردید ما خودمان بازار و مسجد را آتش زدهایم، ما را دار بزنید. این حرف هم البته در پاسخ به ادعاهای علی شکوری راد مطرح شد که اتفاقاً برخی تصور میکردند به دلیل خاستگاه فکری مشترکی که میان رئیس جمهور پزشکیان و علی شکوری راد وجود داشت، شاید جناب دکتر پزشکیان از این بازداشتی که رقم خورده بود شاید ناراحت و یا دلخور بودند اما صلابت و منطق صحبتهای رئیس جمهور نشان داد که در این موضوع یک همراهی و اجماعی میان زئیس جمهور و طیف عقلانی جریانات سیاسی وجود دارد و یاوه گویی ها و بدون سند صحبت کردنها دیگر پشیزی ارزش ندارد و برتافته نمیشود.
این جمله پزشکیان که میگوید از ثابت شد که ما خود چنین جنایتی کردیم ما را دار بزنید، پیامی روشن داشت؛ اینکه مرز نقد و اتهام باید مشخص باشد و اینکه حداقل نظام و دولت از طرف خود بسیار مطمئن است و هیچ دلیل عقلانی هم برای انجام چنین جنایتی توسط دولت و حکومت مستقر وجود ندارد. در این میان باید بدانیم که در سپهر سیاسی ایران، نقد همیشه وجود داشته و طبیعی هم هست. اما وقتی نقد تبدیل به ادعای سنگین و اثباتنشده شود، دیگر فقط یک اختلافنظر سیاسی نیست بلکه به نظر میرسد که عقده گشایی سیاسی و یا کینه توزی سیاسی و یا فتنه انگیزی سیاسی را شاهد هستیم و این اصلاً مورد قبول نیست.
تصویری از آنش زدن نیروهای حافظ امنیت در اغتشاشات ۱۴۰۴
اظهاراتی از سوی برخی فعالان سیاسی از جمله علی شکوریراد مطرح شد که تلویحاً این گزاره را تقویت میکرد که خود حاکمیت عامل برخی بحرانهاست. پزشکیان صریح پاسخ داد: مگر میشود ساختاری که مسئول اداره کشور است، خودش زیرساختها و مراکز عمومی را تخریب کند؟
طبیعی است که مردم از مشکلات اقتصادی، تورم، قطعی برق یا مسائل معیشتی ناراضی باشند. خود رئیسجمهور هم به صراحت از کمبود ۲۵ هزار مگاواتی برق، مشکلات آب و فشارهای اقتصادی گفت. این یعنی انکار مشکل در کار نیست. اما فرق است بین پذیرفتن ضعفها و نسبت دادن عمدیبودن بحرانها به نظام و اینکه نظام اصلاً مگر با افزایش بحران وضعیت بهتری خواهد داشت که امروز شکوری رادها با سوء استفاده از فضای ملتهب شناختی موجود، چنین ادعاهای سنگین و غیر قابل باوری را مطرح میکنند.
نقش دشمن را نمیشود نادیده گرفت
پزشکیان در بخشی از صحبتهایش به دشمنی آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی اشاره کرد و نام چهرههایی مثل دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را آورد. واقعیت این است که تحریمها، فشارهای سیاسی و جنگ رسانهای علیه ایران موضوع تازهای نیست و این دشمنیها تقریباً برابر با عمر انقلاب اسلامی برای حداقل پنج نسل از جوانان و مردم این سرزمین را تحت الشعاع خود قرار داده است اما ظاهراً برخیها به جهت این ادامه دار شدن یواش یواش تصمیم گرفتهاند تا با نادیده انگاری آن، به نحوی خود را آسوده خاطر سازند گویی انگار این درو قشنگ که ایران هیچ دشمنی ندارد به این طیف افراد آرامش و آسایش روانی میدهد که هیچگاه تمایل ندارند تا از این رویای ناشدنی و این خواب خوش بیدار شوند و با واقعیتها که میشود؛ جنگ 12 روزه، میشود ساخت و پرداخت داعش، میشود حوادث تروریستی دی ماه، میشود جزیره اپستین و .... رویارو شوند.
نقد همیشه وجود داشته و طبیعی هم هست. اما وقتی نقد تبدیل به ادعای سنگین و اثباتنشده شود، دیگر فقط یک اختلافنظر سیاسی نیست بلکه به نظر میرسد که عقده گشایی سیاسی و یا کینه توزی سیاسی و یا فتنه انگیزی سیاسی را شاهد هستیم
بنابراین در چنین فضایی، هر تحلیلی و هر روایتی که نقش بیرونیها را کاملاً نادیده بگیرد و همه چیز را به داخل نسبت دهد، ناخواسته همان روایتی را تقویت میکند که رسانههای معاند دنبال میکنند. در واقع البته این به معنای بستن دهان منتقد نیست؛ بلکه یعنی مسئولانه حرف زدن و سنجیده سخن گفتن و قبل از حرف زدن، پژوهش و جست و جو کردن و نهایتاً اینکه انسان جامع الاطراف بوده و با توجه به همه اتفاقات و رخدادها و شرایط آشکار و نهان تصمیم گرفتن.
رئیس جمهور پزشکیان در این سخنرانی که در استان گلستان داشت تأکید کرد که اصلاح یعنی درمان زخم، نه تخریب کل ساختار. این نگاه میتواند محل توافق همه طیفها و جریانات سیاسی باشد. پذیرش این موضوع که کشور مشکل دارد، مدیریتها خطا دارند، سیاستها نیاز به بازنگری دارند؛ اما راه اصلاح از مسیر ناامیدسازی عمومی و دو قطبیسازی شدید نمیگذرد و نهایتاً این همین مردم و همین نظام است که توانایی حل مسئله و رفع و رجوع کردن مشکلات و موضوعات را دارد.
پزشکیان همچنین نکته بسیار جالبی را مطرح کرد و گفت باید از من عبور کنیم و به ما برسیم. شاید جملهای ساده به نظر برسد، اما در فضای پرتنش سیاسی امروز، همین ساده گفتنها مهم است. رقابت سیاسی اگر تبدیل به تسویهحساب دائمی شود، نتیجهاش فرسایش اعتماد عمومی نسبت به همه نهادها و ساختارها و رویههای سیاسی در کشور است و این پیامدش هم چیزی جز آشوب و هرج و مرج و آنارشی داخلی نیست
سخن پایانی
جمله تند رئیسجمهور یک پیام مشخص داشت: اگر اتهامی هست، باید سند داشته باشد. اگر مدیری خطا کرده، باید پاسخگو باشد. اما کلیگوییهای سنگین و اثباتنشده، کمکی به حل مسئله نمیکند و این اتهام زنیهای بی پایه و اساس شاید در ابتدا توسط دستگاههای رسانهای و پروپاگاندای طرفدار براندازی نظام هم لایک بگیرند و حمایت بشوند اما در بلند مدت توسط بصیرت و آگاهی ملی و مردم پس زده شده و مورد قبول واقع نخواهند شد.
همگی میدانیم امروز کشور هم با چالشهای اقتصادی روبهروست و هم با فشار خارجی. عبور از این وضعیت، نه با انکار مشکلات ممکن است و نه با متهم کردن بیپایه. نقد لازم است، شفافیت لازم است، پاسخگویی هم لازم است؛ اما همه اینها در چارچوب انصاف و مسئولیتپذیری نتیجه میدهد و باید همواره انصاف را مد نظر قرار بدهیم.