سیاسی >>  سیاسی >> نبض سیاست
تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۴  ، 
کد خبر : ۳۸۷۰۹۷

نسخه آشوب نپیچیم!

جامعه ایرانی بیش از آنکه به نسخه‌های تکراری خیابان‌محور و براندازانه و آشوب و هرج و مرج نیاز داشته باشد، محتاج سیاست‌ورزی عاقلانه، واقع‌بین و مسئولانه است
پایگاه بصیرت / محمد پناهی
اظهارات اخیر «محمد صادق جوادی‌حصار» از اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد و فعال جریان اصلاح‌طلب، بیش از آنکه یک تحلیل جامعه‌شناختی از وضعیت اعتراض در ایران باشد، یادآور نوعی عادت ذهنی در بخشی از جریان اصلاح‌طلب رادیکال است؛ عادتی که هر ناآرامی خیابانی را نه به‌عنوان یک مسئله امنیتی ـ اجتماعی پیچیده، بلکه به‌مثابه فرصت سیاسی برای باج گیری و تامین منافع حزبی و جریانی خود می‌بیند. در این نگاه، اعتراض نه پدیده‌ای که باید مدیریت، هدایت و از انحراف آن جلوگیری شود، بلکه ظاهراً تبدیل به ابزاری برای فشار سیاسی و بازتولید نقش ازدست‌رفته جریان‌های حاشیه‌نشین‌شده است.
اینکه جامعه ایرانی زنده و مطالبه‌گر است، گزاره‌ای درست و بدیهی است؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا هر کنش خیابانی، هر ناآرامی و هر موج اعتراضی الزاماً در مسیر اصلاح حرکت می‌کند؟ تجربه دو دهه اخیر، به‌ویژه رخدادهای سال‌های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ نشان داده است که فاصله میان اعتراض و آشوب فاصله‌ای کوتاه اما بسیار تعیین‌کننده است؛ فاصله‌ای که دقیقاً در آن، پروژه‌های رسانه‌ای خارجی، شبکه‌های سازمان‌یافته خشونت و بازیگران معاند وارد میدان می‌شوند و تلاش دارند تا مطالبات مردمی را از مسیر اصلی خود منحرف ساخته و در نهایت جمهوری اسلامی ایران را در تنگنا قرار دهند.
جریان اصلاح‌طلب رادیکال، به‌جای پاسخ‌گویی درباره نقش خود در رادیکال‌سازی مطالبات و دوقطبی‌سازی جامعه، همچنان ترجیح می‌دهد صورت‌مسئله را ساده‌سازی کند: اگر اعتراض تکرار می‌شود، پس حتماً انسداد وجود دارد؛ و اگر انسداد هست، پس نسخه خیابان و آشوب و اغتشاش مشروع است. این زنجیره استدلال پر رویانه، واقعاً نه علمی است و نه مسئولانه و دلسوزانه. چراکه حداقل نویسنده تا به حال در هیچ نظریه معتبر علوم سیاسی نخوانده و ندیده که ناامنی مزمن به‌عنوان شاخص پویایی جامعه معرفی شود.
 
نسخه آشوب نپیچیم!
نکته مغفول در سخنان امثال جوادی‌حصار، عمداً یا سهواً، حذف عنصر امنیت از معادله تحلیل شرایط حاضر است. در حالی که بدیهی‌ترین اصل در علم سیاست آن است که امنیت و نظم عمومی، شرط امکان هر نوع کنش سیاسی، اجتماعی و اصلاحی است. جامعه‌ای که به‌طور مداوم در معرض التهاب خیابانی، خشونت و بی‌ثباتی قرار گیرد، نه اصلاح‌پذیرتر می‌شود و نه آزادتر؛ بلکه طبیعتاً فرسوده‌تر، بی‌اعتمادتر و مستعد مداخله خارجی خواهد شد.
اصرار بر تکرار گزاره اعتراض بازمی‌گردد یا بازگشت مجدد اعتراضات، بدون اشاره به هزینه‌های انسانی، اقتصادی و امنیتی آن، نوعی عادی‌سازی بحران است. گویی برخی ترجیح می‌دهند جامعه همیشه در وضعیت تعلیق و التهاب باقی بماند تا بتوانند از آن برای بازسازی سرمایه سیاسی خود استفاده کنند. اینجاست که تحلیل واقعی رنپ باخته و مطالبات جناحی و جریانی جای آن را می‌گیرد.
واقعیت آن است که بخش مهمی از اصلاح‌طلبان رادیکال، پس از سال‌ها حضور در قدرت و ناکامی در تحقق وعده‌های خود، اکنون نه برنامه‌ای روشن برای اصلاح دارند و نه پایگاهی اجتماعی به معنای واقعی کلمه. در چنین وضعیتی، خیابان به آخرین پناهگاه سیاست‌ورزی آنان بدل شده است؛ خیابانی که هزینه‌اش را نه نظریه‌پردازان روزنامه‌ای، بلکه مردم عادی، کسبه، دانش‌آموزان و نیروهای حافظ امنیت می‌پردازند.
پروژه‌های رسانه‌ای خارجی، شبکه‌های سازمان‌یافته خشونت و بازیگران معاند وارد میدان می‌شوند و تلاش دارند تا مطالبات مردمی را از مسیر اصلی خود منحرف ساخته و در نهایت جمهوری اسلامی ایران را در تنگنا قرار دهند.
بیایید بپذیریم که اصلاح واقعی، نه از مسیر شرطی‌سازی جامعه به ناآرامی، بلکه از دل گفت‌وگوی نهادمند، مسئولیت‌پذیری سیاسی و پذیرش قواعد بازی درون نظام سیاسی عبور می‌کند. هر روایتی که ناامنی را نشانه پویایی جا بزند، در عمل به تضعیف جامعه و تقویت پروژه‌های براندازانه کمک می‌کند؛ حتی اگر گوینده آن، خود را دلسوز و صرفاً اصلاح طلب معرفی کند. بنابراین بهتر است نسخه آشوب و اغتشاشات را برای مردمی که امروزه یکه و تنها در برابر فرعون زمان ایستاده‌اند نپیچیم. حال آن که نسخه آشوب خیابانی و پروژه گستاخانه امثال تاج‌زاده‌ها و مرعشی‌ها و اصلاح‌طلبان رادیکال که به دنبال مجلس موسسان و تغییر همه آن چیزی که جمهوری اسلامی را قوام داده است می‌شود، می‌تواند نه تنها ایران را تجزیه کرده و در مسیر ضعف قرار دهد بلکه به بحرانی دائمی از ناامنی‌های مداوم دچار سازد که در این وضعیت شرایط لیبی و سوریه و افغانستان وعراق و ... تبدیل به آرزوهای دست نیافتنی برای ایرانیان گردد. چرا که همان طور که عوامل پایدار و نیمه پایدار تحکیم وحدت و تشکیل ایران قدرتمند در عصر حاضر بسیار قوی است دقیقاً به همان نسبت عناصر و عوامل تجزیه و تضعیف ایران و نهایتاً شکاف‌ها و گسل‌های امنیتی و فروپاشانه بسیار قوی نیز وجود دارد بنابراین طبیعتاً بهتر است هوشمند بوده و از چنین نسخه پیچی‌های احمقانه و به دور از تدبر و تعقلی به صورت جدی دوری گزینیم.
در نهایت، جامعه ایرانی بیش از آنکه به نسخه‌های تکراری خیابان‌محور و براندازانه و آشوب و هرج و مرج نیاز داشته باشد، محتاج سیاست‌ورزی عاقلانه، واقع‌بین و مسئولانه است؛ سیاستی که بداند میان اعتراض، اصلاح و آشوب، مرز باریکی وجود دارد و عبور بی‌محابا از آن، نه نشانه شجاعت سیاسی، بلکه علامت ورشکستگی فکری و جریانی است.
 
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات