به تازگی پلتفرم ایکس (توئیتر سابق) تیک آبی برخی مقامات ایرانی را حذف کرده است. این موضوع به همینجا ختم نشد و در ادامه، چند حساب جعلی با همان نامها و مشخصات توانستند تیک آبی دریافت کنند و محتوایی ضدایرانی و گاه مضحک منتشر کنند. این اتفاق بیش از یک خطای فنی، نشاندهنده چالشی جدی در حوزه حکمرانی دیجیتال است. پیش از تغییر مالکیت به ایلان ماسک، تیک آبی صرفاً برای افراد شناختهشده و پس از احراز هویت صادر میشد، اما اکنون هر کاربر با پرداخت حق اشتراک ماهانه میتواند آن را دریافت کند.
این فقط نمونهای کوچک از رفتار پلتفرمهای خارجی در مواجهه با ایران است. تجربههای اخیر نشان میدهد، با وجود ادعای بیطرفی، این شبکهها در بزنگاههای سیاسی رفتار دوگانهای دارند. برای نمونه، در جریان اغتشاشات دیماه، تلگرام ماهها قبل تبلیغات ضدایرانی را آغاز کرد و با شدت گرفتن اعتراضات، قوانین خود را نیز نقض کرد و محتوای نفرتپراکن و تحریکآمیز علیه ایران منتشر شد. اینستاگرام نیز در همان مقطع نقش مؤثری در ترویج آشوب ایفا کرد. گوگل نیز با سرویس تبلیغاتی خود محتوای تحریککننده منتشر میکرد، هرچند این اقدامات برخلاف مقررات گوگلادز بود که تبلیغات فریبدهنده را ممنوع میکند.
پلتفرمهای دیجیتال تنها ارائهدهنده خدمات نیستند؛ آنها با جمعآوری و تحلیل دادههای کاربران، اطلاعات ارزشمندی از رفتار اجتماعی و فرهنگی در اختیار دارند که امکان جهتدهی به روایتهای رسانهای را فراهم میکند. ذخیرهسازی این دادهها در خارج از مرزها و کنترل محتوا از سوی مالکان پلتفرمها میتواند تهدیدی جدی برای امنیت ملی ایجاد کند و اهمیت تدوین حکمرانی دیجیتال مستقل را برجسته میکند.
در دنیا، مقابله با پلتفرمهای بینالمللی به یک ضرورت تبدیل شده است. آلمان شرکتهایی، مانند گوگل و متا را ملزم به تأسیس دفاتر ۲۴ ساعته کرده تا هیچ درخواستی بدون پاسخ نماند. ترکیه با محدودیت پهنای باند و الزام ثبت نمایندگی رسمی، حضور پلتفرمها را کنترل میکند. فرانسه گوگل را بهدلیل انتشار اخبار جعلی جریمه کرد و ایالت تگزاس قوانین شفافیت الگوریتمی وضع کرد تا حذف سلیقهای محتوا محدود شود. همچنین کشورهایی، مانند هند و نیجریه ذخیرهسازی دادهها در سرورهای داخلی را الزامی کردهاند تا دسترسی به اطلاعات کاربران تحت نظارت ملی باشد.
حکمرانی دیجیتال به معنای انسداد دسترسی نیست، بلکه تدوین قواعد شفاف برای ایجاد تعادل میان آزادی دسترسی و امنیت ملی است. بدون چارچوب حقوقی مشخص و الزام پلتفرمها به پاسخگویی، کشور در جنگ شناختی آسیبپذیر خواهد بود. در کنار این موارد حفاظت از دادهها، حمایت از کسبوکارهای داخلی و حفظ استقلال فضای مجازی ضرورتی غیرقابل چشمپوشی است.