وقایع شبه کودتای دیماه ۱۴۰۴، پرسشهایی جدی را درباره ابعاد امنیتی، اطلاعاتی و راهبردی کشور مطرح کرد؛ از شبهه غافلگیری دستگاههای مسئول تا سناریوی طراحیشده دشمن برای بیثباتسازی و تغییر نظام. بررسی شواهد میدانی، اظهارات رسمی و تحلیل اهداف استراتژیک این عملیات ترکیبی، نشان میدهد با پروژهای چندلایه و پیچیده مواجه بودهایم. اکنون افکار عمومی در پی پاسخ به این پرسش است که واقعیت ماجرا چه بود و نقش سرویسهای خارجی تا چه اندازه جدی است؟ با توجه به اهمیت این موضوع، «سردار سرتیپ پاسدار مجید خادمی» رئیس سازمان اطلاعات سپاه طی گفتوگویی به پرسشها پاسخ داده است.
آیا در فتنه اخیر، دستگاه امنیتی غافلگیر شد؟
درباره غافلگیری باید بدانیم که این موضوع را میتوان به ابعاد گوناگونی، همچون غافلگیری اطلاعاتی، غافلگیری عملیاتی، غافلگیری در «باور» به احتمال بروز آشوب، غافلگیری در زمانبندی و نوع مواجهه با خیابان و... تقسیم کرد. در زمینه این آشوب نیز از حدود سه ماه قبل، گزارشهای متعددی ناظر به بررسی راهبردی و بروز هشدار در خصوص برنامه ۷ مرحلهای دشمن برای پروژه براندازی در کشور به مقامات تصمیمگیر در لایه اطلاعاتی تهیه و ارسال شد. اقدامات متعددی هم درباره اشراف و پیشگیری از بروز اغتشاش در کشور انجام پذیرفت. برای همین هم از همان روزهای ابتدایی توقف جنگ، تمامی تلاشها برای پیشگیری و مدیریت گستره و عمق آشوب احتمالی آغاز شد که دعوت و احضار ۲۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکههای ضدامنیتی، ارشاد ۱۳ هزار نفر از عناصر آسیبپذیر، آگاهسازی اقشار، اصناف و جمعیتهای در معرض تهدید، کشف ۱۱۷۳ قبضه سلاح جنگی و شکاری غیر مجاز و شناسایی ۴۶ نفر از اعضای شبکه همکار سرویسهای بیگانه، بخشی از تلاشهای صورت گرفته فقط در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. با این توصیف، قطعاً اگر تلاشهای نهادهای امنیتی و انتظامی نبود، آشوب اخیر به مراتب بزرگتر و خشونتبارتر از وضعیت رخ داده بود.
آیا ارزیابی خاصی از هدف استراتژیک نهایی این عملیات ترکیبی (تغییر نظام، بیثباتی گسترده، ایجاد تروریسم شهری، تخریب اعتماد عمومی) از نظر نهادهای امنیتی وجود دارد؟
برای درک مقصد نهایی آشوب رخ داده در دی ماه، باید بدانیم که راهبرد قطعی دشمن، نه تضعیف یا مهار، بلکه «تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران» است که آشوب داخلی و مداخله نظامی خارجی، وظیفه تسهیل و به نتیجه رساندن این راهبرد را بر عهده دارند. در واقع این راهبرد ضد ایرانی در ادامه راهبرد مقاومتزدایی از منطقه و مرجعیت بخشی به رژیمصهیونیستی در منطقه تعریف میشود.
آیا این گزاره درست است که برخی فتنه دیماه ۱۴۰۴ را بزرگترین اقدام تروریستی دشمن پس از انقلاب میدانند؟
در واقع دشمن، تمامی ابزارها و امکانات در سطوح اطلاعاتی و عملیاتی خود را برای بالا بردن میزان اثربخشی این آشوب بهکار گرفته بود؛ تا حدی که باز هم، مقامات رسمی غربی، برای حمایت و تحریک آشوبگران آشکارا به صحنه آمدند. براساس اظهارنظر یکی از دیپلماتهای اروپایی در یک نشست محرمانه، قرار بود «در گام اول نتیجه بخشی این مراحل، شاهد اشتعال اعتراضات، اغتشاشات و جنگ به صورت غیرمتمرکز و خارج از پایتخت، در گام دوم چرخش بحران به مرکز و پیرامون مرکز و در گام سوم، پیشروی نهایی به سمت بیرون از پایتخت باشیم. همچنین اینگونه طرحریزی شده بود که انواع دودستگی و انشقاق بین ساختاری و دستگاههای امنیّتی و ارکان حاکمیت شکل گیرد» که باز هم تیر آنها به سنگ خورد.
رهبر معظم انقلاب از وقایع اخیر به عنوان کودتا و شبه کودتا یاد کردند. نظر شما در این مورد چیست و تفاوتها و شباهتهای ماجرای اخیر با کودتا چیست؟
اگر کودتا را «دخالت قهرآمیز خارجی (نیمه سخت و سخت) با هدف براندازی دولت یا حکومت مستقر با استفاده از نیروهای نیابتی» بدانیم، آن وقت خواهیم دید که اتفاقاً فتنه و آشوب دیماه، واقعاً چیزی شبیه کودتاست. شبیه آنچه قبلاً در سال ۱۳۳۲ و در کودتای ۲۸ مرداد یا در چند دهه اخیر در کشورهای مختلف آسیایی و آمریکای لاتین دیدهایم. یکی از مشاوران و نزدیکان رئیسجمهور آمریکا در یک نشست به صراحت بیان داشته است «هدف کلی این است که آمریکا به جای مداخله نظامی مستقیم، روندی را تسهیل کند که به گذار به یک ایران حامی غرب بینجامد. اقدامات غیرنظامی برای نیل به این هدف با محوریت؛ ۱ـ تزریق منابع مالی و اطلاعاتی به نیروهای ضد جمهوری اسلامی ایران در داخل ایران از سوی آمریکا، ۲ـ کمک آمریکا به سازماندهی و توانمندسازی گروههای مخالف، ۳ـ قراردادن قابلیتهای ارتباطی امن و حمایت لجستیکی در اختیار مخالفان از سوی آمریکا، ۴ـ حفظ و تشدید فشار اقتصادی و ۵ـ همکاری بین اروپا و رژیم صهیونی برای تشکیل یک ائتلاف گذار ایران، باید سازماندهی شود.» شواهد میدانی آشوب دی ماه هم به ما نشان میدهد، دشمن در این پروژه هم هزینههای مادی زیادی از طریق رمز ارزها صرف کرد؛ هم تلاشهای گستردهای برای سازماندهی، شبکهسازی و هدایت نیروهای میدانی اعم از گروهکهای تروریستی و سیاسی در بستر شبکههای اجتماعی و محکومان جرایم خشن و اراذل و اوباش داخلی، مثل شعبان بیمخهای سال ۱۳۳۲ انجام داد؛ هم فشارها و تکانههای اقتصادی زیادی بر ما وارد کرد و همه اضلاع مخالف جمهوری اسلامی را نیز برای تحت فشار قرار دادن ایران متقاعد کرد.
تحلیل شما از نقش سرویسهای امنیتی دشمن در فتنه اخیر چیست؟ چند سرویس درگیر بودند و طرح و شیوه عمل آنان چگونه بود؟ آیا در میان دستگیرشدگان، افرادی با تابعیت دوگانه یا ارتباط سازمان یافته با سرویسهای خارجی شناسایی شدهاند؟
همانطوری که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات سپاه اشاره شد، حداقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی بهطور مستقیم در این آشوب نقش داشتند که در این میان نقش واحد ۸۲۰۰ سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم از طریق بهکارگیری تعداد محدودی کاربر حقیقی و میلیونها ربات در بستر فضای مجازی قابل توجه است.
در این زمینه یکی از مقامات امنیّتی رژیمصهیونیستی، به صراحت به بخشهایی از برنامههای عملیاتی برای پشتیبانی اطلاعاتی و میدانی از آشوبگران در مسلح کردن برای انجام ترورهای هدفمند اشاره کرده و میگوید: «ما باید به مردم ایران کمک کنیم. به آنها اطلاعات بدهیم. بگوییم بسیج کجاست، فرماندهان کجا میخوابند. خانوادههای آنها کجا هستند. ما باید حتی به مردم اسلحه بدهیم.»
فارغ از تغییر مدل شبکهسازی سرویسها و عبور از روشهای سنتی به شکل مدرن آن در استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی که سرویس اطلاعاتی را در لایهای از امنیت فیزیکی قرار میدهد، طبیعتاً منتسبان به سرویسها با کسب آموزشهای ویژه، کمتر به دام نیروهای امنیتی دچار میشوند، اما در عین حال، همانطوری که پیشتر اشاره کردم، قبل از شروع بحران، روند برخورد با مرتبطان با سرویسهای امنیتی دشمن شروع شد و تا زمان بروز آشوب هم ادامه داشت که به برخی از آنها اشاره میکنم: شناسایی، دستگیری یا بهکارگیری حدود ۴۶ نفر از افراد وابسته به سرویسهای جاسوسی دشمن، برخورد با شبکه برانداز مرتبط با خانوادههای کشتهشدگان اغتشاشات گذشته در ۹ استان، کشف حجم قابل توجهی از تجهیزات فنی و ارتباطی و سلاحهای سرد و گرم که به زودی جزئیات آن به اطلاع مردم عزیزمان خواهد رسید، دستگیری تعدادی از آشوبگران که از طریق شبکههای مجازی، از سوی سرویسهای اطلاعاتی جذب و به کارگیری شده بودند و...