جنگ رمضان قدرت ملی ایران را معتبرسازی کرد و تسلط ایران را بر خلیجفارس و تنگه هرمز به اثبات رساند و این بدان معنی است که هیچگونه سیستم امنیتی بدون حضور محوری ایران در حوزه خلیج فارس قابل شکلگیری نیست. ۱- شهید شفیع زاده فرمانده توپخانه سپاه در دفاع مقدس گفت "بزرگترین اشتباه آمریکا این بود که به ما جنگیدن آموخت" (با تحمیل جنگ هشت ساله) حال باید گفت اشتباه بزرگتر آمریکا این بود که با تهاجم به ایران (جنگ رمضان) جمهوری اسلامی ایران را از قدرت منطقهای به قدرت جهانی تبدیل کرد. زیرا کشوری که همزمان با دو قدرت هستهای که از نظر نظامی و تسلیحات و تجهیزات از بالاترین تکنولوژی دنیا برخوردارند مقابله نموده و در اهدافشان ناکام گذاشته و آنها را عقب براند، در تراز ابرقدرتی دنیا قرار میگیرد.
۲- پایگاههای آمریکا در منطقه علاوه بر اینکه از نظر عملیاتی از رده خارج شدهاند و به این زودی قابل بازسازی نیستند، فلسفه وجودی خود را نیز از دست دادهاند، زیرا موجودیت آن پایگاهها برای دفاع از کشورهای عربی میزبان و حفاظت از منافع آمریکا بوده ولی در جنگ رمضان نه تنها نتوانستند از آن کشورها دفاع کنند، بلکه اهداف خود آمریکا را هم محقق نکردند.
۳- نتیجه جنگ رمضان هرچه باشد (که قطعا شکست و ناکامی دشمن است) نظام امنیتی منطقه غرب آسیا به ویژه حوزه خلیج فارس متحول خواهد شد و به هیچ وجه به وضعیت سابق برنخواهد گشت، زیرا اولاً کشورهای عربی که امنیت خود را متکی به آمریکا تعریف کرده بودند ناچار به تجدید نظر در سیاستهای خود هستند، راهی جز این ندارند که امنیت خود را با الگوی امنیت جمعی با مشارکت ایران بازتعریف کنند.
دوماً طرحهایی از قبیل طرح ابراهیم و طرح خاورمیانه بزرگ که با محوریت رژیم صهیونیستی طراحی شده بود عملا از دستور کار خارج و رژیم ضعیف و تحقیر شده به وضعیت انفعال و انزوا دچار میشود.
۴- در طول جنگ رمضان پیوسته ایران در صدر اخبار رسانهها و شبکههای ماهوارهای و مجازی دنیا قرار داشته و نخبگان سیاسی و نظامی و افکار عمومی جهان شاهد اقتدار و ابتکار عمل ایران و گیجی و سردرگمی و بی هدفی آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند و انجام حملات علیه اهداف غیرنظامی و جنایات جنگی توسط آنان، اولاً ایران را بعنوان یک کشور مقتدر و باثبات به دنیا شناساند و دوماً جنگ شناختی آمریکا و هم پیمانان غربی او که چهره غیرواقعی مبتنی بر حامی تروریسم و جنگ طلب و مخالف حقوق بین الملل ساخته بود خنثی شد. سوماً همانطوریکه حضرت امام خمینی در مورد دفاع مقدس فرمودند " ما انقلابمان را در جنگ به دنیا صادر کردیم"
جنگ رمضان هم موجب آشنایی جمعیت بیشتری از جهان با جمهوری اسلامی و آرمانهای آن شد.
۵- جنگ رمضان قدرت ملی ایران را معتبرسازی کرد و تسلط ایران را بر خلیج فارس و تنگه هرمز به اثبات رساند و این بدان معنی است که هیچگونه سیستم امنیتی بدون حضور محوری ایران درحوزه خلیج فارس قابل شکل گیری نیست.
۶- جنگ رمضان برخلاف اراده و خواسته دشمن موجب تثبیت رهبری (با انتخاب رهبری جدید از سلاله خامنهای شهید) و انسجام بیشتر مردم و گروههای اجتماعی شد و از سوی دیگر موجب محو شدن اپوزیسیون خارجی و مترسکی که خود را رهبر آنان میپنداشت از صحنه گردید.
۷- نهضتهای محور مقاومت در جنگ رمضان قدرت خود را بازتولید کردند و حزب الله و نیروی مقاومت عراق با شرکت فعال خود در جنگ و انصارالله باحضور در صحنه و بالابردن شمشیر داموکلس روی سر آمریکا و رژیم صهیونیستی ثابت کردند که همچنان زنده و بانشاط هستند و نه تنها جنگ وحشیانه چند ساله نتانیاهو در خنثی کردن تهدید محور مقاومت موثر نبوده، بلکه آینده تاریکتری در انتظار رژیم است. نگارنده چند ماه پیش در مصاحبهای گفته بودم که رژیم صهیونیستی شاخ و برگی از محور مقاومت زده و آنرا هرس کرده است، ولی ریشهها سالم و پابرجاست و قطعاً در شرایط مناسب قویتر و پرپشتتر از قبل رشد خواهد کرد.
نتیجه: جمهوری اسلامی ایران در جنگ رمضان هزینهها و آسیبهای زیادی را متحمل شده است که بالاترین آن شهادت رهبر و مقتدای ملت، امام خامنهای بود، ولی در قبال آن فرصت و موقعیت راهبردی به دست آورده که از پبروزی انقلاب اسلامی تاکنون بی نظیر بوده است. حال بر مدیریت نظام فرض است که با اتخاذ راهبردها و سیاستهای مناسب در حوزه خارجی (منطقهای و بین المللی) و حوزه داخلی (اقتصادی، اجتماعی سیاسی و ...) از این فرصت استثنایی کمال استفاده را بکند و در خارج با رفع قطعی تهدیدات و ایجاد پیوتدهای محکم با همسایگان و شکستن تحریمها و تعامل فعال و عزتمندانه با جهان و در داخل با تقویت سرمایه اجتماعی و حفظ انسجام درونی از طریق پاسخگویی به انتظارات و مطالبات مردم آیندهای درخشان برای کشور رقم بزند.
نصرمن الله و فتح قریب