این کشور در طول سالها، با وجود فشارهای شدید، به جای پاسخگویی سریع و کوتاه مدت یا خشونت آمیز، به دنبال راهحلهای سیاسی و اقتصادی پایدار بود. این رویکرد، باعث شد ایران نه تنها از تهدیدات فرصت بسازد، بلکه در برخی موارد، به عنوان یک قدرت اصلی در منطقه شناخته شود
نشنال اینترست نوشت: «ایران ضربه خورد اما از پا نیفتاد. ارزیابیهای اخیر نشان میدهد که حتی حملات نظامی گسترده نیز احتمالاً منجر به فروپاشی نظام ایران نخواهد شد. جمهوری اسلامی در طول چندین دهه یاد گرفته که چطور از جنگ با عراق، تحریمهای اقتصادی و موجهای مکرر آشوبها سالم عبور کند.» بله، این است حیرت کارشناسان و منصفان در غرب که فریب «ایران هراسی» را نخوردند و به «ایران ستایی» روی آوردند. گاهی حقیقتی باید دیده شود و به چشم بیاید تا افراد به آن گواه دهند و اقرار کنند که این یک حقیقت محض و قدرت بزرگ است. ایران در طول سالیان گذشته از همه سختیهایش درس گرفت و خود را قوی کرد. این در حالی بود که کارشناسان داخلی و خارجی و برخی اهالی رسانه، سالها به این استقامت اشکال میگرفتند و از سازش با امریکا و کنار آمدن با شرایط و زیادهخواهیهای او میگفتند. آنها نمیتوانستند استقامت را معنا کنند و نمیدیدند آنچه که در پرتو استقامت وجود داشت. امروز ایران تمام هویت شیطانی امریکا را زیر سوال برده و تمام داشتههای او در منطقه را در هم کوبیده است. هیچیک از این باصطلاح کارشناسان و حتی خود امریکاییها فکرش را نمیکردند که اگر امنیتی در منطقه وجود دارد بهدلیل صبر استراتژیک ایران است. جمهوری اسلامی شهدای زیادی را برای این ایستادگی هدیه کرد و مرارتهای زیادی کشید. مردم ایران سختیهای زیادی را از سر گذراندند و فشار روانی زیادی را تحمل کردند تا برسند به جایی که جهان را مبهوت خود کنند. در گذشته، بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی، به ویژه در غرب، ایران را به عنوان یک نظام ضعیف و ناپایدار توصیف میکردند و پیشبینی میکردند که تحریمها و فشارهای نظامی منجر به فروپاشی آن خواهد شد. با این حال، جمهوری اسلامی ایران با استراتژیهای خود، از جمله تمرکز بر خودکفایی، تقویت اقتصاد مقاومتی و تقویت نظام دفاعی علی الخصوص تقویت «همدلی و همبستگی مردم»، توانسته است این تهدیدات را مدیریت کند.
یکی از مهمترین عوامل موفقیت ایران، استراتژی «صبر و حکمت» بوده است. این کشور در طول سالها، با وجود فشارهای شدید، به جای پاسخگویی سریع و کوتاه مدت یا خشونت آمیز، به دنبال راهحلهای سیاسی و اقتصادی پایدار بود. این رویکرد، باعث شد ایران نه تنها از تهدیدات فرصت بسازد، بلکه در برخی موارد، به عنوان یک قدرت اصلی در منطقه شناخته شود. به عنوان مثال، در تحریمهای ظالمانه توانست وضعیت را کنترل کند و از خود در برابر هجمههای اقتصادی دفاع کند و در نهایت به یک وضعیت نسبی برسد. تحریمهای اقتصادی که از سالها پیش علیه ایران اعمال شدهاند، به جای تضعیف آن، باعث شده است که ایران به سمت خودکفایی و توسعه صنایع داخلی حرکت کند. این تدبیر و استراتژی اقتصادی، ایران را قادر ساخته است تا در برابر فشارهای خارجی مقاومت کند. امروزه، ایران نه تنها از تحریمها عبور کرده، بلکه در برخی حوزهها، مانند انرژی و فناوری، به سطحی از خودکفایی دست یافته است که از نظر بسیاری از کارشناسان، غیرقابل تصور بوده و خودش میتواند تحریم کننده را تحریم کند!
از امروز دیگر بازی یکطرفه نیست و امنیت فقط برای دوستان امریکا ایجاد نمیشود. هر کشوری باید با احترام متقابل و رفتار درست سیاسی و اقتصادی با جمهوری اسلامی طرف شود. جمهوری اسلامی امنیت را هم برای خود و هم برای دیگران میخواهد. نظام اسلامی قائل است همگی باید در صلح زندگی کنند و کسی نمیتواند آنان را مجبور کند که ثروت خود را دو دستی تحویلش دهد، فقط به این بهانه که او قدرتمند است. دیگر نیازی نیست در غرب آسیا کشوری در پناه یک زورگو و یک خلافکار باشد تا بتواند رشد و توسعه پیدا کند. شعار اصلی و اساسی جمهوری اسلامی ایران این بوده و هست که: «امنیت یا برای همه یا برای هیچکس»؛ البته همیشه دنبال تحقق قسمت اول بوده که امنیت برای همه، رشد و توسعه و آرامش برای همه و... نه فقط برای امریکا و رژیم غاصب صهیونی؛ این شعاری است که میتواند تحولات بزرگی را در جهان ایجاد کند. مردم جهان نیاز به قیم و سرپرست ندارند. خودشان میتوانند کشورشان را اداره کنند و به خوشبختی و سعادت برسانند. کشورهای منطقه غرب آسیا هم باید این موضوع را بفهمند و برای تحقق کاملش تلاش کنند.