این روزها و شبهایی که از شروع جنگ تحمیلی سوم و دفاع مقدس جانانه مردم از وطن و نظام جمهوری اسلامی میگذرد، گاهی انسان خلأ پیوست رسانهای برخی از فعالیتها و اقدامات جهادی و دفاعی را در وجود شبهات ذهنی برخی از اقشار مشاهده میکند. خلائی که اصحاب رسانه میتوانند با تمرکز تولیدات رسانه درباره آن، آن را کمرنگ یا حتی برطرف کنند. در یک تجربه شخصی، به وجود یکی از این نقاط ضعف رسانهای اشاره شده است...
خانم حسینی و همسرشان رسیدند دم مسجد و ما هم مشتاق که اینبار صبح از بازار گل چه گلهایی تهیه کردهاند! بعد از چند شب گل نرگس دادن به مردم، وقتی در صندوق عقب ماشین را باز کردند و چشممان به گلهای داوودی رنگارنگ افتاد، اینقدر ذوق کردیم که خانم حسینی و همسرشان از ذوق ما، ذوق زده شدند که چه خوب شد دوباره نرگس نخریدیم....
طبق روال هرشب دستهجمعی از مسجد راه افتادیم که در تجمع فلکه اول تهرانپارس شرکت کنیم و گلها را هم بین مردم پخش کنیم.
حالا این توضیح را هم بدهم که ما در محلهای زندگی میکنیم که متوسط نشین است و بخشی از ساکنانش وضعیت مالی متوسط رو به بالا دارند؛ و به جهت فرهنگی عمدتاً از قشر خاکستری و سنتی غیرمذهبی هستند. بخشی از آن اقشار سنتی علقههای دینی دارند و البته خدا را هزار بار شکر که در طول بیش از یک دهه فعالیت فرهنگی در محله، توانستهایم جمعیت خوبی از همان قشر خاکستری را جذب مسجد و بسیج بکنیم.
خلاصه آن شب وقتی به محل تجمع رسیدیم، به پیشنهاد یکی از دوستان، تصمیم گرفتیم که اینبار عمده گلها را نه در جمع شرکتکنندگان پرشور و پای کار در تجمع، که بین مردمی که در خیابانهای اطراف فلکه مشغول خرید و گشت و گذار و... هستند، پخش کنیم. طبیعی بود که میدانستیم ممکن است واکنشهای متفاوتی را شاهد باشیم.
برای همین وقتی برخی از آن افراد گل را میگرفتند و تشکر میکردند، یا حتی لبخند میزدند، خیلی خوشحال میشدیم و برایشان آرزوهای خوب میکردیم و در مقابل وقتی اخم میکردند و گلها را نمیگرفتند، خودمان را نمیباختیم.
اما آن شب وقتی به برخی از هم محلهایها گل میدادیم، با حرفهایی مواجه شدیم که من در آن لحظات و حتی تا همین حالا، به وجود یک خلأ میاندیشم و آن، هم فقدان پیوست رسانهای برای روشن شدن اذهان این قشر خاص است.
آن شب کسانی پیدا شدند که تصور میکردند ما بسیجیها افراد بیکاری هستیم که از سپاه یا نظام پول میگیریم!
یا وقتی کسی به ما گفت ببین چطور پول مملکت را هدر میدهند و گل میخرند به جای اینکه بدهند به فقیر و فقرا! سعی کردیم که توضیح دهیم، این گلها با پول بیتالمال خریداری نشده و اتفاقا با پول نمازگزاران و خودمان خریده شده است. بعد اینکه، گروه جهادی مسجد محله سالهاست که برای رسیدگی به خانوادهها و افراد نیازمند فعال است.
***
آن شب من خلأ یک پیوست رسانهای را از روند تشکلسازی بچههای مذهبی در مساجد و هیئتها دیدم. خلأ نداشتن تولیدات محتوایی درباره اینکه چطور مسجدیها و بسیجیها از زمان شیوع ویروس کرونا توانستهاند به برنامههای جامع تشکیلاتی برای حمایت از اقشار نیازمند برسند و چطور و طی چه روندی توانستهاند برای اجرای برنامههای مذهبی و فرهنگی ابزار و امکانات جور کنند؟
به هرحال باید قبول کرد که بخشی از مردم کشور به دلیل ارتباط نداشتن با گروهها و تشکلهای مذهبی و جهادی، شبهاتی در ذهن دارند که پاسخش برای ما مذهبیها بدیهی است؛ اما برای آنها خیر.