شماره ۳۰۷ روزنامه «صدای ایران» با عنوان «شرطبندی روی شکاف خیالی» منتشر شد. سیصدوهفتمین شماره روزنامه اینترنتی «صدای ایران» رسانۀ KHAMENEI.IR با عنوان «شرطبندی روی شکاف خیالی» منتشر شد.

نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید
سرمقاله:
چند روز دیگر بیشتر تا دو ماهگی آغاز تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی باقی نمانده است. در این مدت، رئیسجمهور آمریکا انبوهی از دروغ را درباره چرایی به راه انداختن این جنگ، روند، نتایج، دستاوردها و اثرات آن تحویل آمریکا، جهان و ایرانیان داده است. دروغپراکنی و هذیانگویی ترامپ چنان پرتکرار و برای ناظران جهانی به امری تقریباً روزمره تبدیل شده است که دیگر کسی نه تعجب میکند و گویا انتظاری جز این هم از وی نیست.
صحبت از سلامت روان رئیسجمهور آمریکا و زوال عقلی وی در محافل سیاسی و رسانههای این کشور به امری متداول تبدیل شده است. یکی از این رسانهها در این مورد اخیراً نوشت: «این رگبار پیامهای بیوقفه ترامپ (درباره و علیه ایران) که در ساعات اولیه صبح منتشر شد، نشاندهنده مردی است که به سیم آخر زده و تحت فشار شدید بنبستهای سیاسی است.
او کنترل خود بر واقعیت را از دست داده و حتی به دشمنان خیالی نیز حملهور میشود. کارشناسان معتقدند که این رفتارها نشاندهنده یک بحران عمیقتر درونی است؛ چرا که او با ترکیبی از خشم و پراکندگی ذهنی، به جای ارائه راهکار، صرفاً به توهین و تکرار ادعاهای بیاساس روی آورده است که میتواند جایگاهش را بیش از پیش متزلزل کند.»
حالا چنین فردی با این وضعیت وخیم روانی و در حالی که با موجی سنگین از انتقادات داخلی روبهرو است، مدعی شکاف و اختلاف میان سران ایران درباره روند جنگ است و از شکاف میان تندروها و میانهروها در ایران سخن میگوید. مانور دادن روی دوقطبی تندرو-میانهرو از سوی آمریکاییها، موضوعی تازه و جدید نیست. رهبر شهید انقلاب، بیش از یک دهه پیش، سابقه این شگرد و ادبیات دشمن را از روزهای نخست انقلاب بیان کرده بودند: «دشمنان انقلاب از روز اوّل آمدند تعبیر ادبیّات تندرو و میانهرو را مطرح کردند؛ فلانی تندرو است، فلان جریان تندرو است، فلان جریان میانهرو است.» ۱۳۹۴/۱۲/۵
شرطبندی ترامپ روی این شکاف خیالی، از قضا باعث خواهد شد مسئولان و مردم نسبت به اهمیت اتحاد و انسجام داخلی در برابر دشمنی که مرزهای جنایت را درنوردیده و از ترور رهبر انقلاب گرفته تا کشتن کودک سهروزه و دانشآموزان ابایی ندارد، حساستر شوند و راه را بر هر گونه شکافی ببندند.
از سوی دیگر، ترامپ میکوشد با طرح چنین ادعاهایی تا حدی خود را از مخمصهای که در آن گرفتار شده، برهاند و بار فشارها بر خود را کاهش دهد. او با تحریک و به امید دستیابی به اهدافی که نتانیاهو برایش ساخته بود، وارد این جنگ شد و گمان میکرد ظرف چند روز با پیروزی قاطع از آن خارج خواهد شد، اما اینک در موقعیتی گرفتار شده که نه راه پس دارد و نه پیش. اگر جنگ را در این موقعیت و وضعیت تمام کند، به شکست خود اذعان کرده و اگر اقدام نظامی را بار دیگر آغاز کند، بیش از پیش در باتلاق خودساخته فرو خواهد رفت. بسیاری از تهدیدها و اظهارات و مواضع متعدد او را باید از این دریچه دید و تحلیل کرد.
آمریکا در این جنگ اشتباهات محاسباتی متعدد و کلانی داشت؛ اشتباهاتی که باعث شکست استراتژیک این رژیم شد. سردمداران این کشور اگر گمان میکنند با تکیه بر اختلاف و شکاف میان هیأت حاکمه ایران میتوانند ورق این شکست را به نفع خود برگردانند، سخت در اشتباهند و تنها یک اشتباه محاسباتی بزرگ دیگر به لیست قبلیها افزودهاند.