شناخت ملتها از یکدیگر تنها از مسیر سیاست یا تحلیلهای نظری به دست نمیآید و ادبیات میتواند در این زمینه نقش مهمی ایفا کند. برای نمونه، در گذشته برخی پژوهشگران غربی برای شناخت جامعه ایران به سراغ آثار ادبی میرفتند و کتاب «حاجی بابای اصفهانی» را میخواندند تا تصویری از جامعه ایرانی به دست آورند.
در کشور ما نیز برخی از چهرههای فرهنگی و سیاسی توجه جدی به مطالعه داشتهاند. رهبر شهید انقلاب از جمله افرادی هستند که علاقه فراوانی به کتاب داشتهاند و هزاران جلد کتاب خواندهاند، اما این حجم مطالعه در میان سیاسیون ما وجود ندارد. اوایل انقلاب یکی از مسئولان برایم تعریف میکرد که آیتالله خامنهای کتابی به او دادند و با تأکید گفتند این کتاب را بخوان. وقتی پرسیدم چه کتابی بود، گفت: «بینوایان، اثر ویکتور هوگو.» پرسیدم آن را خواندی؟ گفت: «متأسفانه به دلیل گرفتاریهای آن دوره و مشغلههای فراوان نتوانستم آن را بخوانم و بعداً کتاب را پس دادم.» همین خاطره نشان میدهد که توجه ایشان به مطالعه و ادبیات تا چه اندازه جدی بوده است.
اگر جامعهای بخواهد شناخت عمیقتری از خود و جهان داشته باشد، باید ادبیات را جدی بگیرد. رمانها و داستانها میتوانند افقهای تازهای برای فهم انسان و جامعه بگشایند و به همین دلیل ادبیات جایگاهی مهم در شکلگیری شناخت فرهنگی و اجتماعی دارد.
علی میرفتاح
هنرمند و روزنامهنگار