فرهنگی >>  فرهنگی >> تیتر یک فرهنگی
تاریخ انتشار : ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۹۲۵۲۶
نگاهی به استکبار ستیزی در منطق و کلام امام خمینی (ره)

جدید ولی اصیل!

در نظم و دستگاه اندیشه امام راحل (ره)، دال مرکزی و نقطه کانونی اندیشه نسبت به محیط بین‌الملل را می‌توان در واژه «استکبار» دید. امام راحل به درستی تبیین می‌کنند که نظام بین‌الملل یک نظام غیرعادلانه و هرج و مرج‌گونه (آنارشیکال) است. حالا دو گام را برداشته‌ایم؛ اول توصیفی است که امام از بحران زمانه خویش ارائه می‌دهد و دوم شناخت عامل بحران است.
پایگاه بصیرت / یعقوب ربیعی

نظریات مهم اندیشمندان بزرگ از یک بحران یا اختلال در محیط پیرامون شروع می‌شود. اندیشمند با نگاهی به محیط پیرامونی، این سؤال را از خودش می‌پرسد که عامل این بحران و اختلال چیست؟ امام خمینی (ره) هم از جمله اندیشمندانی است که هر چند اندیشه‌اش مبتنی بر یک نص اصیل الهی است، ولی در فراز و فرود بحران‌ها شکل گرفته و تقویت شده است. امام (ره) در کشاکش دو جنگ جهانگیر، در فراز و فرود احمدشاه و رضاشاه و محمدرضاشاه، در کوران قرارداد‌های عجیب و غریب ۱۹۱۹ و دارسی، در بحبوحه کشف حجاب‌ها و کاپیتولاسیون‌ها و... شروع به سیاست‌ورزی کرد.

به همین دلیل بود که در اولین نطق امام در آغاز نهضت در دهه ۴۰، ارجاعش به رژیم صهیونی و آمریکاست. همین را می‌توان در کشف اسرار و در پاسخ حکمی‌زاده هم دید؛ که امام به جد معتقد است نیرویی امپریالیستی و استکباری تلاش کرده است ملت‌های مسلمان را عقب نگه دارد. وقتی فولاد اندیشه امام در کوره زمینه‌ها و زمانه‌ها حرارت خورد و مستحکم شد، ما چیزی را که شاهدیم این است که لاکلائو و موف می‌گویند نظم مستقر را به چالش کشیدند و نظم جدید را از رسوب‌زدایی نظم قدیم پدید آوردند.

در نظم و دستگاه اندیشه امام راحل (ره)، دال مرکزی و نقطه کانونی اندیشه نسبت به محیط بین‌الملل را می‌توان در واژه «استکبار» دید. امام راحل به درستی تبیین می‌کنند که نظام بین‌الملل یک نظام غیرعادلانه و هرج و مرج‌گونه (آنارشیکال) است. حالا دو گام را برداشته‌ایم؛ اول توصیفی است که امام از بحران زمانه خویش ارائه می‌دهد و دوم شناخت عامل بحران است.

امام خمینی (ره) وقتی به این نتیجه می‌رسد؛ طوفانی را در تقابل با استکبار آغاز می‌کند که نه اسلام‌گرا‌هایی مانند سید قطب و نه مارکسیست‌ها و لنینیست‌ها و مائوئیست‌ها و... نتوانستند به گرد پای او هم برسند. اینکه گفتمان امام درباره استکبار هژمون شد و بر سایر گفتمان‌ها چیره شد، این بود که دسترسی گفتمانی داشت؛ یعنی آن چنان سادگی زبانی داشت که همه از چپ و راست و اسلام‌گرا شیفته آن می‌شدند. امام در زمانه‌ای از استکبار و مستضعفین سخن می‌گفتند که چپ‌ها و راست‌ها تلاش داشتند با واژگانی مانند پرولتاریا، فئودالیسم، بورژوا و... اندیشه‌شان را رنگ دهد. کلام امام علاوه بر اینکه دسترسی گفتمانی داشت، به تصویر کشیدن یک تجربه زیسته ملت‌ها از ترکمانچای و گلستان تا ۱۹۱۹ و کاپیتولاسیون بود. چیزی که لاکلائو و موف آن را اعتبار گفتمانی می‌دانند. همین پیوند سهل و ممتنع‌ها در اندیشه امام است که رنگ و بوی کهنگی نمی‌گیرد. شاخصه ماندگاری کلام امام این بود که حرف جدید، ولی اصیل زد و مانند راست‌ها و چپ‌ها اسیر ایسم‌ها و ایست‌های پوسیده شرق و غربی نشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات