صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

فرهنگی >>  فرهنگی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۳۰۶۵۸۸
در زلزله اخیر در کرمانشاه نیز علی رغم تلخی ها و ناگواری هایی که رخ داد، از تلفات جانی گرفته تا ویرانی تأسیسات و تجهیزات و ساختمان ها و هزینه های اقتصادی و اجتماعی جبران ناپذیر آن، اما جلوه زیبای آن این بود که بار دیگر مردم با حضور شورانگیز خود روح جمعی را به نمایش گذاشتند.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/شیرین کمالی
از دیرباز جامعه ایرانی تجلی شعر معروف «بنی آدم اعضای یکدیگرند» بوده است. مردم ما در جنگ ها، مصیبت ها و بلایای طبیعی به خوبی نشان دادند که همه باهم برادرند و اگر یک عضو از اعضای انسانی آسیب ببیند، سایر اعضا آرام و قرار ندارند. در زلزله اخیر در کرمانشاه نیز علی رغم تلخی ها و ناگواری هایی که رخ داد، از تلفات جانی گرفته تا ویرانی تأسیسات و تجهیزات و ساختمان ها و هزینه های اقتصادی و اجتماعی جبران ناپذیر آن، وجه مثبت آن این بود که بار دیگر مردم با حضور شورانگیز خود روح جمعی جامعه ایران را به نمایش گذاشتند. به طوری که با انتشار اولین اخبار از زلزله در شهرهای استان کرمانشاه، شاهد تکاپوهای مختلف در گوشه و کنار ایران هستیم. زن و مرد، پیر و جوان، دارا و ندار هر یک به نحوی می کوشند به فراخور توانمندی خود، در کمک به زلزله زدگان نقشی داشته باشند.
به واقع مردم ایران نشان دادند در نسبت فرد و جمع، دغدغه ها و منافع اقتصادی یا باورها و احساسات فردی، فدای مصلحت و خیر عمومی می شوند. یعنی حاکمیت روح جمعی، که در بیان بسیاری از جامعه شناسان غربی چون دورکیم، منتسکیو و ژان ژاک روسو و ... به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مورد اشاره قرار گرفته است. وجدان جمعی یا روح جمعی در تعریف دورکیم، مجموعه اعتقادات و احساسات مشترک در میانگین افراد یک جامعه واحد است که در تمامی جامعه گسترده شده و چون اختصاصی به زمان خاصی ندارد، همه نسل های آن جامعه را به هم پیوند می زند. موضوعی که در جامعه ما تحت آموزش های اسلامی رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است، که بهتر است از آن تحت عنوان امت واحده نام ببریم. 


حرکتی دارای یک جهت مشخص
منظور از امت واحده در آیات و روایات این است که تمام انسان ها به رغم تفاوت های فکری، سلیقه ای، نژادی و اعتقادی حرکت اصلی و کلی شان باید به سمت و سوی یک نقطه و مرکز باشد و نه جهات متعدد و گوناگون، آن نقطه مرکزی و محوری نیز چیزی نیست جز خدامحوری و دین آسمانی اسلام. چنانکه خداوند در سوره انفال آیه 63 می فرماید: « وَأَلَّفَ بَينَ قُلوبِهِم لَو أَنفَقتَ ما فِي الأَرضِ جَميعًا ما أَلَّفتَ بَينَ قُلوبِهِم وَلكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَينَهُم إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ/ و دل های آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می ‌کردی که میان دل های آنان الفت دهی، نمی ‌توانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است». در این آیه هیچ یک از ویژگی های انسانی مانند مشترکات قومی، زبانی، نژادی و ... به عنوان عامل همبستگی شناخته نشده است. چرا که هیچ یک برخاسته از فطرت انسان نیست و در نتیجه بیشتر سبب واگرایی می شود، اما اعتقاد به خداوند و دین اسلام علاوه بر پایداری و همیشگی بودن آن به حدّی قدرتمند است که در میان مومنان عوامل اختلاف برانگیز را تحت الشعاع قرار می دهد. در حالی که انسان ها به طور طبیعی دارای خصوصیات و ویژگی هایی هستند که آمادگی رقابت ها و دشمنی های سخت را دارند که همواره واگرایی آنها را بیشتر می کند. [1]
در حوادثه و زلزله های مختلفی همچون زلزله رودبار، بم، آذربایجان و در زلزله کرمانشاه، مردم ایران مفهوم امت واحده را عینیت بخشیدند و همه اقشار صرف نظر از منافع سازمانی، فردی، جریانی و حزبی در همبستگی اجتماعی ورود پیدا کردند.


هم افزایی تحمل و صبر در برابر ناملایمات
خداوند در آیه 200 آل عمران به وجه دیگری از همبستگی اجتماعی و امت واحده اشاره می کند و می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ/ اى کسانى که ایمان آورده اید! (در برابر مشکلات) استقامت کنید، و در برابر دشمنان (نیز،) پایدار باشید و از مرزهاى خود، مراقبت کنید، و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید.» واژه صابروا از باب مفاعله حکایت از صبر و مقاومت اجتماعی در برابر ناملایمات دارد و از آنجایی که اعضای جامعه مقاومت های خود را به مقاومت و تحمل دیگران پیوند می زنند، موجب هم افزایی صبر و تحمل آنها می شود. در ادامه همپوشانی تحمل اعضا به یکدیگر و هم افزایی ها به همبستگی آنان کمک می کند. [2]  مردم بی سرپناه و داغدار کرمانشاه که چه در دوران جنگ، چه از رنج محرومیت و حالا در حادثه زلزله درد زیادی دیده اند، اما در برابر همه این ناملایمات رفتاری جز غیرت، میهن دوستی و صبوری نشان ندادند، لذا طبیعی است که واکنش سایرین به این رفتار، ایجاد همبستگی و مشارکت اجتماعی برای کاهش مصیبت باشد. 
کودکی در سنندج که خود دمپایی بپا داشت کت تنش را درآورد تا به کودکان همسال خود در مناطق آسیب‌ دیده هدیه کند. نوعروسی که با هزار آرزو به خانه بخت می ‌رفت، تمام جهیزیه خود را به هم‌ وطنان زلزله ‌زده‌ اش اهدا کرد، دختر قهرمانی که مدال پارالمپیک را بر گردن آویخته بود، مدال اش را به حراج گذاشت تا بتواند چندین تخته پتو را در این آغاز زمستان به هم ‌وطنان خود تقدیم کند. بسیاری از دانش آموزان، قلک خود را شکستند تا سهمی از این خیزش ملی داشته باشند.
در شهرهای بزرگ و کوچک حتی روستاها، کمیته یاری ‌رسانی بی ‌شماری تشکیل شد و کاروان ‌هایی حامل مواد خوراکی و کالاهای مورد نیاز از سوی این کمیته ‌ها به مناطق آسیب ‌دیده اعزام شدند و همچنین مردم بلوچستان با وجود مشکلات نیز در این همگامی ملی شرکت کردند. هنرمندان و ورزشکاران سرشناس نیز در این یاری ‌رسانی با مردم همراهی کردند. خانواده ها نیز در شهرهای تهران، کرمانشاه و همدان از خانواده‌ ها و همراهان مجروحین که در بیمارستان بستری هستند با آغوش باز در خانه ‌های خود پذیرایی کردند. فرد ایرانی در جهان بی روح کنونی، خانه و کاشانه اش، یعنی مأمن خصوصی خود را با روی باز در اختیار هموطنانش قرار می دهد چون روح دوستی و همدلی در کالبد این جامعه زنده و قدرتمند است و همین روح جمعی، موتور محرکه این کشور در حل بحران ها بوده است. در خارج کشور نیز عده ‌ای از هم ‌میهنان با ایجاد گروه ‌هایی به یاری هم ‌وطنان زلزله ‌زده برخاسته ‌اند.


تلاش در جهت بقای امت واحده
بقا و استمرار این وحدت و همبستگی اجتماعی در گرو حفظ الگوهایی است که موجب پیدایش آن شده است. به همین دلیل می بایست همواره بر فرآیند اجتماعی کردن و تقویت آن و نیز نظارت اجتماعی، متناسب با این ارزش ها تأکید داشت. از این رو امر به معروف و نهی از منکر، عامل مهم بقا و دوام همبستگی است. خداوند در قرآن کریم با بیان مثالی از روابط والدین و فرزندان به ضرورت حفظ حمایت و همبستگی در این واحد اجتماعی اشاره می کند که می تواند الگویی برای تمام اجتماع باشد. سوره اسراء آیات ۲۳ تا ۲۵، به روابط عاطفی فرزندان با والدین و حفظ حریم آنان اشاره دارد. از آنجایی که حمایت والدین از فرزندان ریشه در غرایز و فطرت آدمی دارد، والدین به طور طبیعی و بدون نیاز به سفارش و تأکید از فرزندان خود حمایت می کنند. اما فرزندان ممکن است تحت تأثیر عوامل و شرایط متفاوتی، حمایت از والدین را به فراموشی بسپارند. از این رو، می بایست این امر به آنان یادآوری شده، به عنوان یک ارزش اجتماعی تلقی شده و هنجارهایی برای آن وضع گردد. [3]
ما جامعه همبسته ‌ای داریم که خود را در شرایط بحران زود پیدا می ‌کند؛ مواقعی که مصیبت یا بلایای طبیعی به صورت ملی بر جامعه ‌ای نائل شده است. در این مواقع ملت خود را پیدا می‌ کند، اما در شرایطی که ساختارهای اجتماعی و منافع فردی و سازمانی افراد رنگ می‌ بازند، شاهد شکل کم رنگ ‌تری از همبستگی هستیم. از این رو باید روی مولفه ‌های همبستگی بازتعریف و فعلیت مضاغفی داشته باشیم، باید عرصه ‌های اجتماعی را تقویت کنیم و شاهد تداوم همبستگی با همان گستردگی اولیه در فرآیند بازسازی پس از بحران باشیم. چرا که همبستگی اجتماعی به عنوان یک سرمایه اجتماعی می تواند به عاملی در پیشگیری مشکلات و مصائب اجتماعی و روانی پس از حادثه تبدیل شود. باید ضمن توجه به امداد و نجات، به دوره بعد از زلزله نیز فکر کرد.
افراد زلزله زده در معرض مشکلات روحی هستند و از این همبستگی اجتماعی باید در جهت ایجاد فضایی در جهت کاستن از آلام روحی آنان استفاده کرد. اگرچه معمولاً دولت ها تدابیر مختلفی برای جامعه پسابحران می اندیشند و در زمینه های مختلف مالی و معنوی امدادرسانی را ادامه می دهند، اما باید این روح جمعی امت واحده در توجه به مردم داغدیده را زنده نگه داشت؛ در رسانه ها؛ سیاست ها و برنامه ها؛ تا به تدریج آلام روحی هم وطنان مصیب دیده از بین برود./گ/

منابع:
[1] همبستگی اجتماعی در قرآن، بازیابی شده در تاریخ 28 آبان 1396 به آدرس:
http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13921105000748
[2] همبستگی اجتماعی در قرآن، فاضل حسامی، (1390)، معرفت فرهنگی و اجتماعی، شماره 4، ص 41.
[3] همان، ص36.

نام:
ایمیل:
نظر: