صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

سیاسی >>  انقلاب اسلامی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۷:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۳۰۹۳۹۴
انقلاب اسلامی در درجه نخست با تکیه بر استقلال طلبی و قطع وابستگی تمام عیار به خارج از کشور، نگاه به ظرفیت های درونزای داخلی و استعدادهای سرشار درونی را تشویق کرد و بر پایه ی همین نگاه به درون توانسته است پیشرفت کند.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ مصطفی قربانی
مقدمه
بخش مهمی از تبلیغات رسانه‌های بیگانه علیه نظام جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر، مثبت جلوه دادن و تطهیر اقدامات رژیم شاه است. این خط تبلیغی از سوی دو طیف عمده در داخل کشور نیز پیگیری می‌شود؛ سلطنت‌طلبان و پاره‌ای از جریان شبه‌روشنفکر و غربگرا در داخل کشور که عمداً و با اغراض سیاسی به داستان‌پردازی در این باره می‌پردازد و بخشی از توده‌های مردم که رژیم سابق را درک کرده و در پاره‌ای از موارد، بدون اینکه اغراض سیاسی داشته باشند، به تمجید از رژیم سابق می‌پردازند. تفاوت این دو طیف این است که برخلاف طیف اول که استدلال‌پذیر نیست؛ یعنی حتی با ارائه استدلال و شواهد لازم از ادعاهای خود دست برنمی‌دارد، طیف دوم با ارائه استدلال و شواهد قانع شده و در نهایت، به دقیق نبودن دیدگاه‌های خود پی می‌برند. از این رو، در اینجا روی سخن بیشتر متوجه طیف اول است که عامدانه و غرض‌ورزانه وارد این عرصه شده و سعی می‌کند تا با این حربه، در اذهان مردم و بویژه نسل جوان کشور، که دوران ستم‌شاهی و تعدیات آن به حقوق مردم و سرسپردگی آن به بیگانه را درک نکرده‌اند، «انقلاب‌زدایی» کند.
درواقع، اساسی‌ترین هدف تطهیرکنندگان رژیم شاه این است که با تصویرسازی مطلوب از رژیم شاه، از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، مشروعیت‌زدایی کنند. توضیح آنکه هر انقلابی در بستر شرایط نامطلوب زمانه است که موفق به تشکیل بسیج عمومی و پیروزی می‌شود و اساساً اگر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... زمان مناسب و مساعد باشد، انقلاب نمی‌تواند به عنوان موجی بنیان‌برافکن، توده‌ها را متحد و هم‌نوا سازد. بنابراین، یک علت موجده برای هر انقلابی، شرایط نامساعد موجود است و اگر آن شرایط نامساعد نباشد، انقلاب نمی‌تواند همه‌گیری و شمول لازم را داشته باشد. بنابراین، تطهیرکنندگان رژیم شاه درصدد هستند تا اینگونه به مخاطبان خود القا کنند که اساساً شرایط کشور در زمان پهلوی دوم نامساعد نبود که نیازی به انقلاب و اعتراض باشد؛ یعنی درواقع، اینها درصدد هستند تا با این داستان‌سرایی‌های کاذب، یکی از علل موجده انقلاب را مخدوش سازند. به بیان دیگر، تبلیغات مذکور با این هدف صورت می‌گیرد که این تردید را در ذهن مردم ایجاد کند که در شرایطی که رژیم شاه، اقدامات مناسبی انجام می‌داد و به تعبیر خود شاه، کشور را به «دروازه‌های تمدن» نزدیک کرده بود، انقلاب ضرورتی نداشت!!!
علاوه بر این، هدف قرار دادن ماندگاری انقلاب نیز موردنظر تبلیغات مذکور است؛ بدین معنا که با هدف قرار دادن علت موجده انقلاب، درصدد هستند تا در شرایط کنونی، ماندگاری انقلاب را از بین ببرنند. به بیان ساده، هدف این است که القا کنند انقلابی که چندان موردنیاز نبوده، تداوم آن نیز چندان ضروری نیست!!!
باتوجه به آنچه گفته شد، برای مقابله و خنثی‌سازی این نقشه دشمن باید ضمن اثبات کارآمدی نظام در عرصه‌های عملی و موفقیت در حل و رفع چالش های زندگی روزمره مردم، تصویری واقعی از ناکارآمدی‌ها و ماهیت کریه، استبدادی و وابسته رژیم شاه ارائه شود و در نقطه‌ی مقابل، دستاوردهای انقلاب اسلامی بازگو شود. از این‌رو، در متن پیش‌رو تلاش می‌شود تا دستاوردهای اقتصادی و سیاسی انقلاب اسلامی در یک بستر تاریخی واکاوی و بازگویی شود. 


‌ دستاوردهای اقتصادی – انسانی
1- ایجاد برابری فرصت‌ها: رژیم پهلوی حالت کاست‌گونه داشت؛ بدین معنا که در آن زمان، برخی امتیازها و فرصت‌ها صرفاً منحصر به برخی خاندان بود و علاوه بر این و مهمتر اینکه نوع طیف‌بندی جامعه نیز به گونه‌ای بود که در یک طرف، طیف یا طبقه‌ مالک یا ارباب هویت متمایز با امتیازهای ویژه سیاسی و اقتصادی داشت و از پشتیبانی حکومت نیز برخوردار بود و در طرف دیگر، عموم مردم و توده‌های مستضعف قرار داشتند. نکته مهم در این زمینه این بود که این وضعیت حالت قالب‌گونه داشت؛ یعنی حقوق و امتیازاتی که مالکان و زمین‌داران از آنها برخوردار بودند، صرفاً مختص به آنها بود و رعیت و یا توده‌های مردم نیز تصور نمی‌کردند که روزگاری دیوار و حائل میان آنها با طبقات بالا برچیده شود. در سایه‌ی وقوع انقلاب اسلامی، این حائل به طور جدی برداشته شد؛ همه افراد جامعه از منزلت برابر برخوردار شدند و بلکه مستضعفین بیشتر مورداحترام و توجه قرار گرفتند و دیگر از نظام امتیازهای انحصاری خبری نبود.
2- تغییر نگاه از رابطه‌ی ارباب – رعیتی به رابطه‌ خدمتگزارنه: هرچند ایران به سبب دارا بودن درآمدهای نفتی یک کشور با درآمد سرانه به نسبه بالا بود، اما از آنجا که نوع نگاه رژیم شاه به مردم در قالب ارباب – رعیتی و در این قالب که مردم تنها تکلیف دارند که مطیع اوامر باشند و در نقطه‌ مقابل از حق و حقوق چندانی برخوردار نبودند، تعریف می‌شد، نظام خدمت‌رسانی و توجه به تأمین نیازهای زندگی روزمره‌ی مردم در دوره ستم‌شاهی بسیار نامطلوب بود. در اوایل دهه‌ی 50 شاه در مصاحبه با اوریانا فالاچی جمله‌ای گفت که بخوبی بیانگر نوع نگاه وی به مردم بود. وی مدعی شد که در جامعه‌ای که بیش از سه چهارم مردم آن سواد خواندن و نوشتن ندارند، بهترین شیوه‌ی حکمرانی، سرسخت‌ترین دیکتاتوری‌ها است. 
با وقوع انقلاب اسلامی و حاکمیت نگاه خدمت‌گزاری به مردم تحولات و خدمات بسیاری به مردم صورت گرفت. به عنوان مثال در منطقه‌ای مانند کردستان که در رژیم پهلوی موردتوجه نبود، خدمات شایانی در دوره جمهوری اسلامی انجام شده است. به عنوان یک نمونه می‌توان اشاره کرد که قبل از انقلاب تنها 9 روستاي استان از نعمت برق بهره‌مند بودند، در حالی که هم‌اكنون و به بركت انقلاب اسلامي هزار و 700 روستاي استان از نعمت برق بهره‌مند هستند. لوله‌کشی گاز طبیعی به مناطق شهری و روستایی استان کردستان یکی دیگر از خدمات مهم و ارزشمند ارائه شده به هم‌وطنان کرد ساکن این استان است؛ جمعیت شهری این استان با برخورداری 6/99 درصدی از گاز طبیعی جزء سه استان برتر کشور است. 70 درصد از جمعیت روستایی استان هم که شامل بیش از 650 روستا می‌شود نیز از نعمت گاز طبیعی بهره‌مند هستند.
در همین زمینه می‌توان خدمات نظام را در چند حوزه بیان کرد:
الف) برق‌رسانی؛ پیش از پيروزي انقلاب اسلامي و در اوج فعاليت هاي رژيم طاغوت، تنها 1/3 ميليون مشترك برق - اعم از خانگي، عمومي، صنعتي و كشاورزي - وجود داشت؛ این در حالي است كه این رقم تا سال 1392 از مرز 29 میلیون نفر گذشته و هم اکنون حتی تمام روستاهاي كشور از نعمت برق برخوردارند. 
ب) گازرسانی؛ پیش از پيروزي انقلاب اسلامي تنها پنج شهر کشور، نعمت گاز داشتند؛ در حالی که اکنون همه مناطق شهری کشور و بیش از 90 درصد مناطق روستایی از این نعمت بهره مندند. قابل‌ذکر است که ایران از معدود کشورهای دنیا است که بالای 95 درصد جمعیت آن از نعمت گاز شهری برخودارند. به عبارت دقیق‌تر، تا سال 1357 تعداد 51 هزار خانوار ایرانی از نعمت گاز طبیعی برخوردار بودند و این رقم تا سال 1392 از مرز 14 میلیون خانوار گذشته است.
ج) توسعه مخابرات و تلفن: آمار دقيق تلفن هاي كشور در سال 1357، 850 هزار شماره بود؛ در حالي كه اين رقم در مرداد ماه سال 82 بالغ بر 599/13 ميليون شماره رسيد و اکنون این رقم در سایه‌ی توسعه خدماتی موبایلی به گونه‌ای توسعه یافته است که می‌توان گفت آمار برخورداری از خدمات ارتباطی بالای 100 درصد است. در همین راستا باید گفت که توليد تجهيزات مخابراتي تا پيش از انقلاب، تنها به توليد سوئيچ هاي الكترونيكي EMD و دستگاههاي مخابراتي روميزي و برخي از دستگاههاي مخابراتي محدود بود، امّا پس از انقلاب - بخصوص پس از سال 68 - تغييرات شگرفي در فناوری توليد تجهيزات مخابراتي صورت گرفت. علاوه بر این، براساس آمار سال 1392، با توسعه شبکه فیبر نوری در کشور، نزدیک به 30 میلیون کاربر اینترنتی در ایران فعال است. مسلم است که این رقم اکنون افزایش شگرفی داشته است. 
ه) خدمات در حوزه راه و ترابری: در سال 57 مجموع راه‌هاي اصلي و فرعي كشور حدود 36 هزار كيلومتر بود، حال آنکه در پايان سال 1385 مجموع راه‌هاي اصلي و فرعي كشور حدود 1007198 كيلومتر بوده است. از سال 1291 هجری شمسی که اولین سوت قطار در ایران به صدا درآمد تا سال 1357 حدود 4/565 کیلومتر خطوط ریلی در ایران ساخته شد. تا سال 1392 ایران نزدیک به 10،000 کیلومتر خطوط ریلی داشته و این عدد براساس سند چشم‌اندازی باید به 15000 کیلومتر برسد. به عبارتی، متوسط سالانه احداث راه‌آهن در ایران قبل از انقلاب 80 کیلومتر بوده و این عدد بعد از انقلاب به 168 کیلومتر افزایش یافته است.
د)‌ سوادآموزی: میزان جمعيت باسواد 6 ساله و بالاتر كشور، از 28/7 درصد در سال 1355 به 5/79 درصد سال 1375 و به بيش از 80% در سال 1380 رسيده است. براساس نتايج سرشماري سال 1385، از ميان حدود 64 ميليون نفر جمعيت 6 ساله و بالاتر كشور، بيش از 54 ميليون نفر باسواد بودند. رقم باسوادی در ایران اکنون فاصله اندکی با 100 درصد دارد. قابل ذکر است که در دوران قبل از انقلاب اسلامی، تعداد 154 هزار دانشجو در تعداد محدودی دانشگاه یا مراکز آموزش عالی و آن هم در چند کلان‌شهر کشور تحصیل می‌کردند. براساس آمار سال 1392، تعداد 119 دانشگاه و مرکز آموزش عالی دولتی، 28 مرکز آموزش عالی وابسته به دستگاه‌های اجرایی، 295 دانشگاه غیرانتفاعی، 550 دانشگاه پیام نور، 385 دانشگاه آزاد اسلامی، 739 مرکز آموزش عالی علمی و کاربردی، 274 مرکز آموزش فنی حرفه‌ای و تربیت معلم در کشور فعال بوده و در این دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی، بیش از 4 میلیون دانشجو به تحصیل اشتغال دارند. همچنین طي 50 سال حكومت پهلوي در مجموع 47047 باب مدرسه ساخته شده است در حالي كه تنها 12 سال پس از انقلاب با ساخته شدن بيش از 30 هزار مدرسه تعداد مدارس تا سال 1369 به 78192 باب رسيد.
خ) حوزه بهداشت و سلامت: طي سال‌هاي اخير سازمان بهداشت جهاني دو بار ايران را به عنوان موفقترين كشور جهان در كاهش نرخ مرگ و مير كودكان مورد تقدير قرار داده است. قابل‌توجه است كه مرگ و مير كودكان زير يك سال از 111 مورد در هر هزار تولد زنده در سال 1356 به 28/6 مورد از هر هزار تولد زنده در سال 1381 رسيده؛ یعنی بيش از چهار برابر كاهش يافته است. از ديگر شاخص‌ها در این زمینه، افزايش سن اميد به زندگي است. در نتيجه اقدامات و آموزش‌هاي بهداشتي، اصلي‌ترين شاخص سلامت(سن اميد به زندگي) كه قبل از انقلاب در حدود 55 سال بوده، در سال 82 به مرز 4/71 رسيده است. همچنين سازمان بهداشت جهاني، ايران را در سال 2004 به عنوان موفقترين كشور آسيايي در كنترل و مقابله با ايدز معرفي كرد.


3- کاهش فقر: بر اساس آمار بانك جهاني، 46 درصد مردم ايران در سال 1356 زير خط فقر بودند؛ اما اين رقم در سال 1378 به 16 درصد كاهش يافته يعني بيش از 8/2 برابر وضعيت رفاه جامعه بهتر شده است. علاوه بر این، افزایش رفاه در جامعه در بهبود دستیابی به خدمات اساسی همچون برق و آب سالم و همچنین لوازم خانگی نشان از بهبود سطح جامعه دارد. درواقع، طی سال های بعد از انقلاب افزایش قابل توجهی در دسترسی به خدمات اساسی و لوازم خانگی رخ داده است به طوریکه باوجود گسترش شهر نشینی که اغلب به افزایش اجاره نشینی منجر می شود مالکیت مسکن همچنان بالا باقی مانده و مساحت سرانه خانه ها افزایش یافته است، شکاف شهری – روستایی در دسترسی به خدمات اساسی کمتر شده است که برخلاف جهت هزینه های سرانه بوده و در نهایت شکاف نهایی میان  مناطق روستایی و شهری نیز کمتر شده است. در این زمینه، سياست‌هاي حمايت از طبقه فقير، مانند برق‌رساني به روستاها و سهميه‌بنديِ طيف وسيعي از كالاهاي مصرفي، در دهه اول انقلاب دنبال شد. مساعدت مستقيم به فقرا از طريق شبكه‌اي از مؤسسات خيرية نيمه‌دولتي كه بزرگ‌ترينِ آن‌ها كميته امداد است، نيز بر كاهش فقر تأثير داشته است.
4- کاهش نابرابری: بررسی ها نشان می دهد، ضریب جینی از سال 48 با نرخ 0.43 شروع شده و در سال های بعد روند صعودی داشته تا اینکه در سال 54 به رقم بی سابقه 0.5 رسیده است. این میزان شکاف طبقاتی و توزیع نابرابر درآمدی در هیچ سالی سابقه نداشته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی هر چند نوساناتی در ضریب جینی داشته ایم، ولی روند بلندمدت این ضریب، نزولی بوده و در دهه اخیر به زیر 0.36 در سال 92 کاهش یافته است. شاید در چند سال اخیر به دلیل برخی سوء مدیریت ها مقداری افزایش پیدا کرده است ولیکن انتظار می رود روند رو به مثبت کاهشی آن در سال 95 و 96 محسوس باشد. بررسی شاخص ضریب جینی در 45 سال اخیر نشان می دهد، اوج شکاف طبقاتی و توزیع نابرابر درآمد در ایران در سال 54 با ضریب جینی 0.5 بوده است و در این سال دهک ثروتمندترین 34 برابر فقرا درآمد داشتند که این نسبت اکنون به 10 برابر کاهش یافته است.
5- بهبود نسبی و عمومی در شاخص‌های رفاه: مجموعه‌ی آنچه که در بالا گفته شد، نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی در تلاش برای بهبود نسبی شاخص‌های رفاه موفق بوده است. در اینجا صرفاً به بخشی از وضعیت عمومی کشور در زمان طاغوت اشاره می‌شود تا عمق و اهمیت دستاوردهای انقلاب اسلامی بیش از پیش درک شود. به نوشته ایرواند آبراهامیان، چهارده سال پس از انقلاب سفید، هنوز در ایران نسبت پزشک به بیمار بسیار اندک، میزان مرگ و میر کودکان بالا و نسبت تخت های بیمارستان به جمعیت بسیار پایین بود. با وجودی که ایران در این دوره یکی از ثروتمندترین و پردرآمدترین کشورهای خاورمیانه بود اما از لحاظ نسبت تخت بیمارستانی به جمعیت، از پایین ترین کشورهای خاورمیانه به حساب می آمد. 68% از بزرگسالان بی سواد بودند، شمار بی سوادان از سال 40 به بعد از 13 به حدود 15 میلیون نفر افزایش یافت. کمتر از 40% کودکان کشور دوره دبستان را به پایان می رساندند، نسبت معلم به شاگرد در مدارس دولتی رو به کاهش بود، سالانه از بین 000/290 داوطلب تنها 000/60 نفر به دانشگاه راه می یافتند و از لحاظ درصد افراد دارای تحصیلات عالی، کشور همچنان یکی از ضعیف ترین کشورهای خاورمیانه بود.[1] در این زمینه محمدعلی همایون کاتوزیان می نویسد که سطح زندگی مردم به خاطر غارت منابع ملی و توسعه سیاست های نظامی گری از سال 1345 تا 1355 به طرز وحشت انگیزی تنزل کرد. در طی این ده سال، درصد خانواده های شهری که در یک اتاق زندگی می کردند از 36% به 43% رسید. در آستانه انقلاب اسلامی، 42% از خانواده های تهرانی مسکن مناسبی نداشتند و تهران با بیش از 4 میلیون جمعیت، علی رغم درآمدهای زیاد نفتی هنوز سیستم فاضلاب، مترو و حمل و نقل عمومی درستی نداشت. [2]
6- دستیابی به دانش های راهبردی: در اقتصاد بین الملل، کشورها را به سه دسته تقسیم می کنند؛  کارآفرینان(کشورهایی که می توانند مزیت بیافرینند)،  کارخانه داران  و  تولید کنندگان مواد اولیه. نکته مهم در این میان این است که بیشترین ارزش افزوده ای که در نتیجه فعالیت های اقتصادی در سراسر دنیا حاصل می شود، نصیب کشورهای کارآفرین می شود، یعنی عملا بخش اعظم ثروت دنیا در اختیار کشور های کارآفرین قرار می‌گیرد و آنها عبارتند از کشورهای گروه 7(هفت کشور استعمارگر سابق) که اکنون در ترکیب با کارخانه داران، G20(گروه بیست) را تشکیل داده اند.
بنابراین اگر در سابق با لشکرکشی و حضور مستقیم در کشورها به استثمار کشورها می پرداختند، اکنون از طریق ترتیبات حاکم بر اقتصاد جهانی، به استثمار کشورها می پردازند و تداوم حیات آنها نیز به این است که این سیستم همچنان بدین روال به کار خود ادامه دهد. حال سؤال این است که اگر کشوری بخواهد در زمره‌ی کشورهای کارآفرین قرار بگیرد، باید چه کند؟ کارآفرینی مسأله ای است که در حوزه فنی مهندسی متبلور می شود مانند فناوری هسته ای، فناوری نانو، صنعت هوافضا و...  . بنابراین، کشورهایی که از ترتیبات حاکم بر نظم کنونی حاکم بر نظام بین الملل سود می برند، در مسیر حرکت سایر کشورهایی که از یک سو در جرگه آنان قرار ندارند و از سوی دیگر برای دستیابی به این فناوری ها تلاش می کنند، مانع ایجاد می کنند؛ زیرا در صورتی که کشورهای دیگر بتوانند به جرگه کشورهای کارآفرین بپیوندند، از توان لازم برای بهره برداری از منابع اولیه خود و تبدیل آنها به کالاهای مورد نیاز برخوردار می شوند، ضمن اینکه همین امر سبب می شود که این کشورها بتوانند نیازهای بازار داخلی خود را نیز تأمین کنند. بنابراین، با پیشرفت سایر کشورها در حوزه های فنی مهندسی، از دوجهت منافع کشورهای استعمارگر مورد تهدید قرار می گیرد: 
1- دیگر نمی توانند مانند سابق براحتی و با قیمت ارزان به مواد اولیه لازم برای تولید کالا دست یابند؛
2- نمی توانند بازار مصرف کشورها را در اختیار بگیرند.
از این جهت دستیابی کشورهای مستقل و دارای جهتگیری های متفاوت با کشورهای استثمارگر به فناوری های نوین که می توانند سبب جهش در صنعت کشورها و درنتیجه بهبود اقتصاد آنها شود، بسیار حائز اهمیت است. بنابراین، این فناوری ها برای جمهوری اسلامی ایران یک ظرفیت درونزا است و می توانند در تقویت ساخت درونی قدرت برای جمهوری اسلامی ایران موثر باشند. بنابراین می توانند موجبات تحکیم هرچه بیشتر استقلال نظام اسلامی، در تمامی ابعاد، شوند. به این نکته هم باید توجه کرد که جمهوری اسلامی با خیز برداشتن در دستیابی به این دانش‌ها عملاً به حیطه‌ای واردشده است که تا پیش از این در انحصار تعداد معدودی از کشورها قرار داشت. اهمیت این فناوری‌ها به گونه‌ای است که چنانچه در سال‌های آتی در مقیاس کارخانه‌ای به کارگیری شوند، می‌توانند کشور را از وابستگی به درآمدهای نفتی نجات دهند. 
در این زمینه قابل ذکر است که در زمینه علوم نانو کشورمان با راه اندازی حدود ۳۵ مرکز فعال با بیش از ۶۰۰ محقق داخلی به موفقیتهای چشمگیری دست یافته اند که تولید انواع نانو پودر، تولید نانو لوله های کربنی، تولید مکمل روغن، تولید چند نوع نانو کامپوزیت، تولید سیالات مغناطیسی، تولید لایه نشانه نانومتری، تولید مواد آنتی باکتریال، استفاده از نانو ذرات در عروق مصنوعی و ساخت یک دستگاه stm از جمله آنها می باشد. بر اساس مصوبه هیات وزیران جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۹۴ باید یکی از ۱۵ کشور اول دنیا در فناوری نانو باشد. همچنین در بیوتکنولوژیک که یکی از سه صنعت برتر دنیا به حساب می آید، کشورمان در زمره یکی از ۳۶ کشور مرجع این تکنولوژی در دنیا و دارای رتبه سوم آسیا می باشد. علم ژنتیک نیز یکی دیگر از حوزه هایی است که کشورمان پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته و تولید برنج اصلاح شده از جمله موفقیتهای چشمگیر آن است.
از دیگر دستاوردهای انسانی انقلاب اسلامی می‌توان به به تقویت روحیه  خودباوری، اعتماد به نفس و عزت ملی اشاره کرد. در رژیم پهلوی، عزت در وابستگی به بیگانگان تعریف می شد که حاصل آن ضعف اعتماد به نفس و اتکا به درون در آن زمان بود. اما انقلاب اسلامی در درجه نخست بر این ضعف فائق آمد و نگاه به ظرفیت های درونزای داخلی و استعدادهای سرشار درونی را تشویق کرد و بر پایه ی همین نگاه به درون توانسته است پیشرفت کند. 

منابع:
1-  ایرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی، نشر نی، تهران: 1377، چاپ دوم، ص549.
2-  محمدعلی همایون کاتوزیان، اقتصاد سیاسی ایران، از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی، ترجمه محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی، نشر مرکز، چاپ ششم، تهران: 1377، ص251.

مق/الف

نام:
ایمیل:
نظر: