صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

هرمزگان >>  عمومی >> یادداشت سیاسی
تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۵:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۳۱۶۴۸۴
اگر جهان اسلام می خواهد هویت تمدنی خود را بازیابد، ابتدا باید از لیبرال ها و لیبرالیسم حاکم بر زندگی خود برائت جوید. برائتی که پس از وقوع انقلاب اسلامی و ظهور تفکر مقاومت ممکن شده است و بویژه در سال های اخیر نظام و ایدئولوژی شرک آلود لیبرالیسم را به شدت به چالش کشیده است.
پایگاه بصیرت / جواد بیژنی
اهل تأمل و خردمندان می دانند که روح حاکم بر عمده عبادات در اسلام، روح سیاسی عبادی است. این نکته جای تعجب ندارد چرا که این آیین داعیه ای سترگ چون برپایی تمدنی جهانی دارد، بنابراین می بایست فرهنگ حاکم بر ارکان این آیین، قواعد سیاسی به معنای درست آن باشد.
در این میان آیین برائت از مشرکین که مهمترین تجلی سیاسی بودن حج است طی این سال ها کمابیش با یک فراز و نشیبی انجام شده است. در روزگار گذشته مصادیق مشرکین، اشخاص و جریان های مشخصی بوده اند که می توان از آنها اسم برد. اما امروزه مصداق مشرکین چه کسانی و چه جریان هایی هستند که واجب است از آنان برائت جست؟ 
اگر تصور کنیم مشرکین، امروزه منقرض شده‌اند، پس با این فراز از مصحف شریف چگونه مواجه می شویم که فرمود: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا... مسلّما سرسخت ترین مردم را در دشمنی با کسانی که ایمان آورده اند ، یهود و مشرکان خواهی یافت...
به راستی نمونه کامل مشرکین در این روزگار چه کسانی هستند؟ 
امروزه بر بخش مهمی از جهان، ایدئولوژیی حاکم است که به جای خدا محوری، انسان محور است، به جای آن که بر موازین فوق بشری و خدشه ناپذیر حاکم باشد، از فومول های بشر ساخته و پرهزینه برای دنیا و آخرت پیروی می کند. در این مکتب بشری آنچه مرسوم است کسب حداکثر لذت مادون انسانیت_ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَل_ و کسب منفعت حداکثری فردی، آن هم به هر شیوه ای است. 
در این ایدئولوژی آنچه به جای وحی می نشیند، عقل خودبنیاد است. در این مکتب فکری، آزادی بی قید و شرط انسان در جهت باطل، در برابر آزادی بی قید و شرط ادیان در جهت عبودیت قرار دارد. اگر در روزگار پیشین انسان بت را در جای رب می نشاند و در ادبیات دینی مشرک نام می گرفت، می توان این ایدئولوژی که در آن انسان و امیال پست او تبعیت می شود_بخوانید پرستش می شود_ را شرک نامید، هرچند که در ادبیات عمومی مسلمانان شرک خوانده نمی شود. این ایدئولوژی که به اعتقاد نگارنده، می شود آن را مصداق اتم و اکمل شرک در عصر حاضر نامید، لیبرالیسم نام دارد که به شهادت تاریخ می توان آن را در کنار صهیونیسم، ... أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ... نام نهاد.
از عجایب روزگار است که ایدئولوژی شرک آلود لیبرالیسم در تاروپود زندگی بخش قابل توجهی از مسلمین رخنه کرده و آثار آن در سبک زندگی‌ها مشهود است. قصه پرغصه دیگر این که لیبرال های ایرانی- عربی در حاکمیت های سیاسی جهان اسلام حضور موثر و تعیین کننده‌ای دارند، بگذریم... 
حال با این وجود می توان عمق مخالفت آل سعود و مستکبران عالم با مراسم برائت از مشرکین را دریافت! 
اگر جهان اسلام می خواهد هویت تمدنی خود را بازیابد، ابتدا باید از لیبرال ها و لیبرالیسم حاکم بر زندگی خود برائت جوید. 
برائتی که پس از وقوع انقلاب اسلامی و ظهور تفکر مقاومت ممکن شده است و بویژه در سال های اخیر به شدت نظام و ایدئولوژی شرک آلود لیبرالیسم را به چالش کشیده است. به جرأت می توان علت دشمنی دنیای غرب با انقلاب اسلامی را همین رویارویی گفتمانی دانست. 
فرصت طلایی کنگره حج می تواند بهترین زمینه‌ای باشد که در آن می شود با مسلمانان گفتگو کرد و امکان بازیابی آینده درخشان تمدنی را به همدیگر یادآور شد، به ویژه این که در ایام اخیر، انقلاب اسلامی در منطقه خلیج فارس بار دیگر هیمنه فرعون های زمانه را در هم شکسته است.

 

نام:
ایمیل:
نظر: