صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

سیاسی >>  امنیتی - دفاعی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۴:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۳۱۶۹۹۵
مخالفين نظام از برخي اشخاص مطرح اپوزيسيون مي‌خواهند تا بر اساس توانايي که دارند نقش پدر را بازي کنند و در تجميع افراد مختلف اپوزيسيون نظام مؤثر باشند.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی / علی بیگدلی

در اغلب شبکه هاي ضدانقلاب شاهديم که مخالفين نظام در داخل و خارج کشور توقع دارند که گروههاي مختلف ضد انقلاب در کنار يکديگر قرار بگيرند و براي يک هدف واحد که همان براندازي نظام جمهوري اسلامي است با يکديگر متحد و يکپارچه شوند. اما با توجه به نگاههاي مختلف سياسي در بدنه ضد انقلاب در گروههاي مختلف، اين امکان در طول چهل سال نه تنها فراهم نشده بلکه بر شدت اختلافات نيز افزوده شده است.
مخالفين نظام از برخي اشخاص مطرح اپوزيسيون مي‌خواهند تا بر اساس توانايي که دارند نقش پدر را بازي کنند و در تجميع افراد مختلف اپوزيسيون نظام مؤثر باشند. برخي ربع پهلوي را به عنوان سرمايه ملي معرفي مي‌کنند و از او مي‌خواهند تشکلي اساسي براي اتخاذ تصميمات مهم ايجاد نمايد و با اين کار مجموعه‌اي قابل اعتماد شکل بگيرد و همه اعضاي جريان‌هاي مختلف در يک صف و با يک هدف در کنار هم قرار گيرند. برخي نيز معتقدند که مشکل اساسي اپوزيسيون اين است که براي بعد از سقوط نظام جمهوري اسلامي برنامه دارند، اما براي براندازي نظام جمهوري اسلامي نه برنامه خاصي دارند و نه اتحاد و همبستگي.
اپوزيسيون  معتقد است در چهل سال گذشته جمهوري اسلامي بزرگترين سرمايه را در بهم زدن صفوف آنان خرج کرده است. که از جمله آنها عبارتند از:
1- بي اعتبار سازي اپوزيسيون  و پراکندن اين شايعه که اپوزيسيون  ايران قابل حکومت کردن نيست.
2- بوجود آوردن گروههاي شبه اپوزيسيون  و نفوذ در بدنه اصلي اپوزيسيون  براي به هم زدن اتحاد و همبستگي با هزينه بسيار بالا.
3- دستگيري شخصيت هاي اپوزيسيون  داخل کشور (نسرين ستوده و نرگس محمدي) و وادار به اعترافات تلويزيوني و بي آبرو نمودن آنها به همراه شکنجه و حبس هاي طويل المدت و اين عوامل باعث شده همبستگي اپوزيسيون  با چالش اساسي مواجه شود.
برخي ديگر از اپوزيسيون  خارج نشين نيز معتقدند با همه اين اوصاف اپوزيسيون نظام جمهوري اسلامي ايران در سطح خاورميانه قويترين اپوزيسيون منطقه است و از لحاظ نت ورکينگ (شبکه‌اي) از سلطنت‌طلبان گرفته تا مارکسيست‌ها همه به هم وصل هستند که نمونه آن را در موضع‌گيري واحد آنها در مناسبت‌هاي مختلف و  دستگيري افراد اپوزيسيون توسط نظام جمهوري اسلامي مشاهده مي‌کنيم. آنها معتقدند که امروز نظام جمهوري اسلامي ايران در وضعيتي است که بايد در مقابل آن آلترناتيو دموکراتيک ايجاد شود. که کارش فقط افشاگري و  پيام دادن براي تظاهرات نباشد. بلکه آلترناتيوي که بتواند يک استراتژي تنظيم کند تا مشروعيت بين المللي و داخلي کسب کند و به جاي نظام حاکم قرار بگيرد.
يکي از شخصيت هاي تقريبا مطرح اپوزيسيون حسن شريعتمداري ساکن هامبورگ آلمان است که مدعي است ما مي‌توانيم آلترناتيوي باشيم که جاي نظام اسلامي قرار بگيريم چرا که يک سالي است در صدد اين کار هستيم و عده زيادي از افراد بسيار معتبر و متخصص اپوزيسيون  با ما همکاري مي‌کنند و ما به زودي سازماني را با عنوان گذار از جمهوري اسلامي و مديريت دوران گذار نه با ادعاي صرفا اپوزيسيون بودن، علني خواهيم کرد و بايد با افشاگري و تظاهرات سراسري و کمر شکن نظام اسلامي را براندازيم.
سه بار تاريخ علني شدن تشکيل اين شورا، به دليل فراهم نبودن مقدمات کار به تاخير افتاده است. و به قول موسسين اين شورا با توجه به فراهم شدن زمينه اعلام علني، مقرر شده است تا در نيمه دوم سپتامبر (بعد از 15 شهريور ماه) در شهر لندن طي مراسم با شکوهي اين کار انجام پذيرد مگر اينکه سالن مناسب پيدا نشود.
به نظر نگارنده اين نکته نيز يکي ديگر از بهانه هايي است که اپوزيسيون  مطرح مي کند و چه بسا ناهماهنگي و وجود اختلاف در راس و بدنه اپوزيسيون  عامل اصلي عدم علني سازي اين اقدام است. هرچند که مدعي هستند از وکلاي خود از دولت بريتانيا خواسته اند تا محلي براي اين کار در لندن آماده نمايند. به زعم آنها انتخاب لندن براي علني سازي شوراي گذار به اين دليل است که لندن را مرکز رسانه هاي دنيا مي دانند.
 
چه گروههاي به شوراي گذار پيوستند؟
به گفته موسسين، شوراي گذار از گروهها دعوت نکرده است. آنها سعي کردند افراد شاخص گروههاي مختلف اپوزيسيون  مثل مهتدي (سردبير حزب کوموله)، هوشنگ کردستاني ( جبهه ملي) و کوروش زعيم (عضو شوراي مرکزي جبهه ملي ايران)  و همينطور حشمت الله طبرزدي(دبيرکل جبهه دموکراتيک ايران) را دعوت کنند و از گروهها خواستند تا از آنها پشتيباني کنند. ابوالحسن بني صدر نيز يکي ديگر از شخصيتهايي است که دعوت شده است هرچند به گفته دبير کل شوراي گذار؛ چون هنوز عنوان نشريه بني صدر "انقلاب اسلامي" است و قانون اساسي نوشته شده او، سکولاريسم را بر نمي تابد بعيد است به تفاهم مشترک برسند، مگر اينکه بني صدر در نوع نگاه خود نسبت به نشريه خود تجديد نظر کند.
 
دبيرکل شوراي گذار کيست ؟
اعضاي شورا پس از طي فرايند راي گيري در داخل شورا، حسن شريعتمداري را بعنوان مدير کل انتخاب کردند.
حسن شريعتمداري فرزند آيت‌الله سيد کاظم شريعتمداري، ناظر، فعّال و کارشناس سياسي و از منتقدان جمهوري اسلامي ايران است. او عضو سران حزب جمهوري خلق مسلمان نيز بوده و هم اکنون در شهر هامبورگ آلمان زندگي مي‌کند او از طراحان کودتاي نافرجام قطب زاده مي‌باشد و هر از چندگاهي در برنامه‌هاي ماهواره‌اي و در تحليل مسائل سياسي به ضديت با نظام اسلامي مي پردازد.
او در مصاحبه خود با شبکه جهاني بيان اعلام مي دارد که موجوديت حقوقي شوراي گذار  به ثبت رسيده و همه ارگانها و اسناد تشکيل شده است و در حال فعاليت هستند و تنها اطلاع رساني به مردم مانده است.
اين شورا 11 دبير و 5 مشاور از گروههاي مختلف اپوزيسيون  دارد. گروه بين الملل شورا، مشغول رايزني با سياستمداران دنياست.
 
ايران پس از دوره گذار
اين شورا معتقد است؛ ملت ايران در مجلس موسسان آتي طي انتخابات آزاد و با نظارت بين المللي، قانون اساسي و نظام سياسي خود را انتخاب خواهند کرد. شوراي گذار، جمهوري خواه نيست و به دنبال دموکراسي سکولار در ايران است. اعضاء آن مدعي هستند که دوران پس از گذار، رقابتي با سلطنت طلبان، مشروطه خواهان و فدراليست ها نخواهند داشت. تنها خواسته آنها سرنگوني نظام است. در مجلس موسسان آتي آزاد، هر کسي راي خواهد داد که به چه نظامي معتقد باشد. و نتيجه چنين مجلسي را همه بايد بپذيرند و قبول کنند و سپس همان خواهد شد که ملت ايران مي خواهند.
آنها ادعا مي کنند نخبگاني دارند که همه مردم با آنها همدل خواهند شد. و جامعه اي که از درون آن هزاران رهبر کوچک ميداني متولد شود به وجود مي آورند. اين رهبران هر کدام در حوزه خودشان داراي اعتبار خواهند بود و در حوزه خود عده اي را جذب خواهند کرد.
موسسين اين شورا در تلاشند يک روز را بعنوان روز ملي و قرار ملي نامگذاري کنند اما به دليل ناتواني اپوزيسيون  و وجود اختلافات شديد بين گروههاي مختلف هنوز به جمع بندي واحد نرسيده اند.
 
توافق شورا با روسيه و اروپا و آمريکا پس از دوران گذار
آنها معتقدند: اروپا در اغلب زمينه ها دنباله رو آمريکاست و سياست مستقلي ندارد و فقط در حد راه اندازي اينستکس و امثالهم مي باشد، بنابراين بايد دم کدخدا را ببينند و اين آمريکاست که بايد قبول کند با اپوزيسيون  ايران و ملت ايران حساب ويژه اي داشته باشد.
آنها حساب روسيه را در آينده جدا مي‌بينند چرا که معتقدند روسيه نفوذ کامل در ايران دارد و اميدوارند بتوانند به تدريج به روسيه نشان دهند که نظام جمهوري اسلامي ايران ماندني نيست و حساب خود را از نظام جدا کنند و گرنه در آينده ايران جايي نخواهند داشت! براي شورا مهم نيست که به روسيه ثابت شود که آنها آلترناتيو دموکراتيک هستند يا خير. و معتقدند مهم اين است که بتوانند پايگاه اجتماعي موثري داشته باشند. و در مردم اعتماد کرده و به خيابان بکشانند و تظاهرات کمر شکن بکنند و ثابت کنند که واقعا هستند و قدرت واقعي را مي خواهند و اگر اين اتفاق بيفتد قطعا قدرتي مثل روسيه پشت سر آنها قرار خواهد گرفت.
 
نکته نهايي
امروزه اختلافات بين گروههاي مختلف اپوزيسيون  به اوج خود رسيده است. نداشتن آلترناتيو قوي و برنامه مشخص، آنها را به مرحله اي از استيصال رسانده است. اختلاف بين سلطنت طلبان با جمهوري خواهان، فرشگردي ها با ناياک و منافقين با سلطنت طلبان نمونه اي از تفرق و جدايي اپوزيسيون  خارج از کشور مي باشد. و تشکيل شوراي گذار نيز با هدف مرکزيت بخشيدن و ايجاد آلترناتيو مشخص براي براندازي نظام جمهوري اسلامي است. آنها در تلاشند از اشخاص مختلف در داخل کشور براي شرکت در کارگروههاي مختلف اين شورا دعوت کنند و اشخاص مختلف با تشکيل کارگروههاي تخصصي قابليتهاي مسئوليتي خود را نشان دهند.
در تشکيل اين شورا سه موضوع مطرح است:
اول) مسئله ائتلاف احزاب، شخصيتها و گروههاي سياسي با هدف گذار از نظام جمهوري اسلامي بطور مسالمت آميز و مدني.
دوم) تشکيل "شوراي مديريت دوران گذار" توسط رهبران اصناف و گروههاي مردمي و شخصيتهاي فراحزبي
سوم) وظيفه "شوراي مديريت دوران گذار" مديريت بهينه دوران گذار است.
 تشکيل دهندگان اين شورا عنوان مي کنند که  ادعاي رهبري و خود معلم پنداري ندارند و فقط مي خواهند مرکزي براي هماهنگي باشند. و کسي که مسئوليتي در شورا قبول نکند به درجه شامخ شهروندي نائل نخواهد شد. چرا که شهروندي فقط حقوق شهروندي نيست؛ مسئوليت شهروندي است.
عده اي از شخصيت هاي اپوزيسيون  نيز معتقدند به دليل اين که در ميان کنشگران مخالف سياسي و اجتماعي در ايران، در ابعاد بسيار بالا، بي اعتمادي حاکم است، طرح شوراي گذار فقط مي تواند اعتماد ناپايدار و شکننده در ميان اپوزيسيون  را بازهم شکننده ترکند. اعتماد زدايي بسيار ساده است اما براي ارتقا اعتماد عمومي انرژي زياد و زمان طولاني و امکانات وسيع لازم است که اپوزيسيون  فاقد آن است.
 
 
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۴
هر گروهی بیاد و بخواد حق این مردم بیچاره رو داد بزنه و بگیره از نظر شما خائن و خودفروخته است. تا کی این مردم خون داده باید صورتشونو با سیلی سرخ نگه دارن؟ تا کی پدر از روی خانواده خجالت بکشه؟ تا کی مستاجر باشیم؟ تا کی نگران... تا... تا... بسته دیگه. من یکی خسته شدم. مردم به آخر خط رسیدن. مواظب عملکردهاتون باشین
امیر ارسلان
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۷/۰۹
شورای گراز نامی با مسماتر است ....جمع ناکامان با اوهام تجزیه
نام:
ایمیل:
نظر: