صبح صادق >>  خرد >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۳۲۱
ضوابط تفکر انقلابی-۲۷
پایگاه بصیرت / محمدرضا ملایی

در کنار هشدار نسبت به رفتار‌های انقلابی غیرمصلحتی، یک خطای دیگر نیز در حکمرانی وجود داشته که گاه کمتر به آن توجه می‌شود: مصلحت‌اندیشی‌هایی که اساساً بهره‌ای از تفکر و روحیه انقلابی ندارند. این‌گونه تصمیم‌ها معمولاً به نام مصلحت کشور اتخاذ می‌شوند؛ اما در واقع، نه‌تنها به مصلحت کشور نیستند، بلکه آن را در مسیر ضعف، ذلت و وابستگی قرار می‌دهند. یکی از نمونه‌های روشن این نوع مصلحت‌اندیشی، نامه‌ای است که در اوایل دهه هشتاد شمسی از سوی رئیس دولت هفتم و هشتم به آمریکا ارسال شد. این اقدام در شرایطی صورت گرفت که ایران پس از اشغال افغانستان و عراق، خود را در محاصره نظامی آمریکا و متحدانش می‌دید. تحلیل مدیران وقت این بود که آمریکا به‌زودی به ایران حمله خواهد کرد و برای جلوگیری از این تهدید، باید با واشنگتن همکاری کرد، از برخی مواضع اساسی انقلاب عقب نشست و حتی شروط طرف آمریکایی را پذیرفت. این تصمیم، به زعم طراحانش، «مصلحت کشور» بود. اما دقیقاً در همین نقطه است که فقدان شاخص‌های تفکر انقلابی خود را نشان می‌دهد. نتیجه این نامه نه کاهش تهدید، بلکه دریافت پاسخی تحقیرآمیز از سوی آمریکا بود. «لری ویلکینسون» رئیس دفتر کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا، صریحاً نقل می‌کند که پاسخ ارسال‌شده به ایران چنین مضمونی داشت: «چطور به خود اجازه داده‌اید چنین پیشنهاد گستاخانه‌ای بدهید؟»

نمونه‌ای دیگر از مصلحت‌اندیشی غیرانقلابی، نامه‌ای است که جمعی از نمایندگان مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب نوشتند؛ نامه‌ای که به «نامه جام زهر» شهرت یافت. پاسخ رهبر معظم انقلاب به این نامه، نه در قالب یک جواب مکتوب، بلکه در سخنرانی روز بعد ایشان ارائه شد؛ پاسخی که در واقع نقدی بنیادین به این نوع مصلحت‌اندیشی بود. ایشان با مرور تجربه‌های انقلاب تأکید کردند که هرجا جمهوری اسلامی به اسلام، احکام اسلامی و آرمان‌های انقلاب تکیه کرده، پیروز شده و هرجا از این مبانی فاصله گرفته، دچار ضعف و شکست شده است. در این نگاه، بزرگ‌نمایی دشمن، کوچک‌نمایی توان ملت و تکرار دائمی گزاره «ما نمی‌توانیم»، نه نشانه عقلانیت سیاسی، بلکه محصول ضعف ایمان و فقدان روحیه انقلابی در برخی مسئولان دانسته شد. در هر دو نمونه، یک الگوی مشترک دیده می‌شود: تصمیم‌هایی که به نام مصلحت گرفته شدند، اما به دلیل تهی‌بودن از تفکر انقلابی، نه‌تنها مسئله‌ای را حل نکردند، بلکه بر مشکلات افزودند. اینها شکست انقلاب نبودند؛ بلکه شکست فهم مصلحت بودند. مصلحتی که به‌جای اتکا به توان ملت و اصول انقلاب، بر ترس از دشمن و امید بستن به او بنا شود، از درون ناپایدار است و نتیجه‌ای جز تحقیر و بن‌بست ندارد.